بحران خاورمیانه و اختلالات مستمرش در مسیرهای حملونقل و فعالیتهای اقتصادی، امواجی از نااطمینانی را به جهان کار و اقتصاد جهانی فرستاده است. تحلیلهای سازمان بینالمللی کار (ILO) نشان میدهد که تاثیرات این بحران فراتر از منطقه گسترش یافته و قیمت انرژی، اختلال در زنجیرههای تامین، تضعیف اعتماد سرمایهگذاران و فشار بر جریانهای مهاجرت و حوالههای مالی، اشتغال، درآمدها و شرایط کار را تحت فشار قرار داده است. طبق گزارش بانک جهانی، انتظار میرود رشد اقتصادی در بحبوحه افزایش نااطمینانی، افزایش قیمت کالاها، فشارهای تورمی قویتر و استرس مالی، کند شود. بسیاری از دولتها پاسخهایی را از طریق اقدامات مالی، انرژی و حمایت اجتماعی برای کمک به تداوم کسبوکار، حمایت از خانوارها و کاهش تاثیرات اقتصادی فوری بحران آغاز کردهاند، هرچند دامنه این پاسخها تا حد زیادی به فضای مالی موجود بستگی دارد.
با این حال، کشورها همچنان میتوانند اقدامات بیشتری را برای تضمین پاسخگویی به نیازهای بنگاهها و کارگران در دستور کار قرار دهند. تجربه بحرانهای پیشین، مانند شوک مالی اواخر دهه ۲۰۰۰ و همهگیری کووید-۱۹ در اوایل سال ۲۰۲۰ دلایلی قوی برای اقدام پیشگیرانه و فراگیر در طراحی اقدامات متمرکز بر اشتغال و درآمد ارائه میدهد. این بحرانها نشان دادند که چگونه شوکهای خارجی بهسرعت میتوانند به از دست دادن شغل، تعطیلی بنگاهها و افزایش نابرابری منجر شوند. همچنین ثابت کردند که کشورهایی که از طریق گفتوگوی اجتماعی، دولتها، کارفرمایان و کارگران را گرد هم آوردند، عموما در مدیریت بحران و جلوگیری از آسیبهای پایدار به کار شایسته موفقتر بودهاند.
گفتوگوی اجتماعی، چه از طریق مذاکره، مشورت یا تبادل اطلاعات، دولتها، کارفرمایان و کارگران را گردهم میآورد تا اولویتهای مشترک را شناسایی، مشکلات عملی را حل و پاسخهایی را تدوین کنند که هم عملی و هم مورد حمایت گسترده باشد. البته در این فرآیند زمانبندی اهمیت دارد. معمولا زمان میبرد تا شوکهای اقتصادی اثر خود را بر بازار کار و بنگاهها نشان دهد. این فاصله، پنجرهای باریک اما مهم برای اقدام ایجاد میکند. با وجود ادامه تحولات خاورمیانه، فعالسازی زودهنگام گفتوگوی اجتماعی ضروری است. این اقدام به طراحی پاسخهایی کمک میکند که به تاثیرات فوری و در حال ظهور بحران بر بازار کار رسیدگی کنند، اثرات این بحران در حال گسترش به بخشها، صنایع و کشورهای مختلف است.
وقتی گفتوگوی اجتماعی بهموقع فعال شود، اقدامات درباره حمایت از دستمزدها، مشاغل، درآمدها، بنگاههای کوچک و کارگران آسیبپذیر هم میتواند پیش از تثبیت زیانها، معرفی شود و از تبدیل شوکهای موقت به آسیبهای ماندگار جلوگیری کند. تاخیر در فعالسازی گفتوگوی اجتماعی، تا زمانی که شرایط بازار کار بدتر شود، خطر آسیبهای عمیقتر و پایدارتر را افزایش میدهد. برای شروع گفتوگو، نیازی نیست تا منتظر حل بحران خاورمیانه ماند، تاثیرات بحران بر بازار کار و جامعه در حال ظهور است و نهادها میتوانند از همین حالا اقدام کنند.
کشورها و بخشهای مختلف طبیعتا به انواع مختلفی از مداخلات نیاز دارند. فرهنگهای مختلف روابط صنعتی هم ممکن است اشکال مختلفی از گفتوگو را ترجیح دهند: مذاکره، مشورت یا تبادل اطلاعات، دوجانبه یا سهجانبه. با این حال، دستور کار اصلی گفتوگوی اجتماعی در زمان بحران اغلب در همه زمینهها مشابه است. این دستور کار معمولا شامل حمایت از دستمزدها و درآمدها، مدیریت تعدیلهای زمان کار، تقویت ایمنی و بهداشت حرفهای، گسترش حمایت اجتماعی، حمایت از کارگران غیررسمی و مهاجر، پناهندگان و جمعیتهای آواره و اطمینان از این است که برنامههای بهبودی فرصتهای کار شایسته ایجاد شود.
نهادهای لازم برای تحقق این امر در بسیاری از کشورها وجود دارد. در جاهایی که کمتر توسعهیافته یا ضعیف هستند، سازمان بینالمللی کار آماده ارائه کمکهای فنی، از جمله تحت توصیه نامه شماره ۲۰۵ این سازمان درباره «اشتغال و کار شایسته برای صلح و تابآوری» (۲۰۱۷) است. آنچه مورد نیاز است، اراده سیاسی برای اطمینان از استفاده بهموقع و موثر ظرفیتها است.
پاسخ به همهگیری کووید-۱۹ این موضوع را بهخوبی نشان میدهد. در طیف گستردهای از کشورها، گفتوگوی اجتماعی، از جمله مذاکره جمعی، به عنوان ابزاری عملی و موثر برای مدیریت اختلالات ثابت شد، حتی در مناطقی که نهادهای رسمی گفتوگوی اجتماعی از نظر تاریخی کمتر توسعهیافته بودند. در سطح بنگاه، گفتوگوی اجتماعی به تعدیل بنگاهها کمک کرد و در عین حال مشاغل و درآمدها را از طریق اقداماتی مانند کاهش ساعات کار مذاکرهشده، تعدیل موقت دستمزد مرتبط با تضمین اشتغال و بازآموزی مهارتها حفظ کرد. در سطح ملی، مشارکت سازمانهای کارفرمایی و کارگری به بهبودیهای منسجمتر، پذیرش گستردهتر اقدامات دشوار و اجرای پایدارتر اقدامات کمک کرد. این تاثیرات نباید تعجبآور باشد؛ بحرانهای بزرگ میتوانند بهعنوان نیرویی «همبستگیآور» عمل کنند و دولتها و شرکای اجتماعی را حول مجموعهای مشترک از خطرات و یک هدف مشترک گرد هم آورند: محدود کردن تاثیرات آنها.
سیاستگذاران ممکن است بهدرستی احساس کنند که به نام فوریت، ناچار به اقدام یکجانبه یا به تعویق انداختن گفتوگوی اجتماعی هستند. با این حال، مدیریت بحران به ندرت یک تمرین صرفا فنی است و شامل انتخابهای دشواری میشود که در شرایط پیچیده و بهسرعت در حال تحول، عوامل متعددی در آن موثرند. نحوه اتخاذ این تصمیمها، تعیینکننده توزیع خطرات و هزینهها، گسترش حمایتها، اولویتبندی سیاستها و شکلگیری بهبودی است. در این جهت سیاستگذاری فراگیر است که همسویی منافع، تعادل در پاسخها و انطباق با شرایط متغیر را افزایش میدهد. در مقابل، تصمیمگیری یکجانبه، اجرا را دشوارتر، هزینههای اجتماعی را بیشتر و روابط صنعتی و انسجام اجتماعی را تضعیف میکند.
فعالسازی زودهنگام گفتوگوی اجتماعی بهعنوان بخشی از پاسخ به بحران، نه تنها به بازارهای کار کمک میکند تا این شوک را تحمل کنند و بهبودی پایدارتری داشته باشند، بلکه میتواند اعتماد عمومی به نهادها و مشارکت دموکراتیک را آن هم در زمانی تقویت کند که هر دو تحت فشار هستند.
منبع: ILO

