بیخانمانی یکی از ویرانگرترین جلوههای فقر، تبعیض و نابرابری در سراسر جهان است. با وجود تاثیر فاجعهبار بیخانمانی بر زندگی افراد، خانوادهها و جوامع، این بحران همچنان تا حد زیادی از دستور کارهای توسعه و اقلیمیِ بینالمللی غایب است. اگر جمعیت تخمینی افرادی که در سراسر جهان در خیابانها یا سرپناههای موقت زندگی میکنند، بهعنوان یک کشور واحد محسوب شوند، تعداد آنها به صدها میلیون نفر میرسد که از نظر اندازه با ایالات متحده آمریکا قابلمقایسه است.
گزارش تازه موسسه «دیپائول» با عنوان «The Case for Action on Global Homelessness» برای اولین بار بهطور سیستماتیک به تحلیل بودجهها توسعه بینالمللی و وضعیت بیخانمانی در جهان پرداخته است. این گزارش با همکاری نهادهای معتبری مانند «برنامه اسکان سازمان ملل متحد» (UN-Habitat) و «موسسه جهانی بیخانمانی» (IGH) تهیه شده و نشان میدهد که در سال ۲۰۲۳ کمتر از ۰.۰۹ درصد از کل کمکهای رسمی توسعه (ODA) به فعالیتهای مرتبط با مسکن اختصاص یافته است.
بر اساس دادههای «اسکان سازمان ملل» بین 1.6 میلیارد تا ۳ میلیارد نفر در سراسر جهان فاقد مسکن مناسب هستند. همچنین موسسه جهانی بیخانمانی تخمین میزند که حداقل ۳۳۰ میلیون نفر بیخانمانی مطلق را تجربه میکنند. با وجود این وسعت حیرتآور، در چارچوب کنونی اهداف توسعه پایدار سازمان ملل، هیچ هدف یا شاخصی برای بیخانمانی تعیین نشده است؛ شکافی که پیشرفت را در تقریبا تمام اولویتهای توسعهای دیگر تضعیف میکند.
شواهد نشان میدهد که بیخانمانی عمدتا ناشی از عوامل سیستمی است تا شرایط فردی. تحقیقات در ایالات متحده بهطور قطعی نشان داده است که «بیخانمانی یک مشکل مسکن است». رابطه بین درآمد و هزینههای مسکن، نرخ بیخانمانی را بهطور قاطع تعیین میکند. در ایالتهایی که شکاف بین هزینههای مسکن و درآمد بیشتر است، نرخ بیخانمانی بهطور مداوم بالاتر است.
برای بیخانمانی شرایط بازار مسکن و نه آسیبپذیریهای فردی مانند مشکلات سلامت روان یا مصرف مواد، عامل تعیینکننده هستند. بر اساس پایگاه داده «مسکن مقرونبهصرفه» سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، سالانه بیش از 2.4 میلیون پرونده تخلیه خانه در کشورهای عضو OECD ثبت میشود و تعداد این موارد در سایر مناطق نیز در حال افزایش است.
بحران اقلیم بهطور فزایندهای در حال تبدیل شدن به یک بحران مسکن است. گزارش دبیرکل سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۵ درباره بیخانمانی، به افزایش آگاهی درباره پیوندهای میان شوکهای محیطی، آوارگی ناشی از درگیری و بیخانمانی اشاره دارد.
رویدادهای آبوهواییِ شدید با نرخی هشداردهنده، خانهها را تخریب میکنند. برای مثال سیلهای سال ۲۰۲۲ در پاکستان ۳۳ میلیون نفر را تحت تاثیر قرار داد و تخمین زده میشود که ۷۰ درصد از آوارگان داخلی، هفتهها سرپناه مناسبی نداشتند. «مرکز نظارت بر آوارگی داخلی»، بیش از ۳۲ میلیون مورد آوارگی داخلی مرتبط با بلایای طبیعی را در سال ۲۰۲۲ ثبت کرد که عمدتا در آسیا و اقیانوسیه رخ داده است. بانک جهانی هم پیشبینی میکند که تا سال ۲۰۵۰، تغییر اقلیم میتواند تا ۲۱۶ میلیون نفر را در داخل کشورها آواره کند.
گرمای شدید بهویژه برای افرادی که بیخانمانی را تجربه میکنند، خطرات خاصی دارد. بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۹، گرما سالانه به مرگ حدود ۴۸۹ هزار نفر کمک کرد که ۴۵ درصد در آسیا و ۳۶ درصد در اروپا رخ داده است. در کالیفرنیا، مشخص شد که افراد بیخانمان ۲۶ برابر بیشتر در معرض بستری شدن در بیمارستان به دلیل بیماریهای مرتبط با گرما هستند. افرادی که در خیابان زندگی میکنند، محافظت کمی در برابر دمای شدید دارند و سرپناههای موقت اغلب عایقبندی، تهویه و بهداشت ناکافی ارائه میدهند.
آلودگی هوا این آسیبپذیریها را تشدید میکند. افرادی که در فضای باز میخوابند، بهطور نامتناسبی در مناطق آلوده شهری متمرکز هستند و در معرض مداوم ذرات معلق و آلایندههای وسایل نقلیه قرار دارند. سازمان بهداشت جهانی تخمین میزند که ۹۹ درصد از جمعیت جهان، هوایی تنفس میکنند که از حد مجاز آلودهتر است و این امر به 4.2 میلیون مرگ زودرس در سال ۲۰۱۹ کمک کرده است؛ ۸۹ درصد این مرگها در کشورهای با درآمد کم و متوسط رخ میدهد.
ارتباط بیخانمانی با سلامت جسمانی، بیماریهای واگیر و سلامت روان، چرخهای و تقویتکننده یکدیگر است. افرادی که بیخانمانی را تجربه میکنند، با برخی از شدیدترین نابرابریهای سلامت در جهان مواجه هستند.
کاهش امید به زندگی از شوکهکنندهترین آمارهاست. در بریتانیا، مردان بیخانمان بهطور میانگین در سن ۴۵ سالگی و زنان در ۴۳ سالگی جان خود را از دست میدهند که تقریبا نیمی از امید به زندگی جمعیت عمومی است. در تایلند، ساکنان سرپناهها ۱۷ سال کمتر از میانگین ملی عمر میکنند. در ایالات متحده، میزان مرگومیر در میان جمعیت بیخانمان بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰، ۷۷ درصد افزایش یافته است.
مرگهای قابلپیشگیری در میان بزرگسالان بیخانمان در ایالات متحده سه برابر بیشتر است. بسیاری از این مرگها با شرایطی مرتبط است که با مراقبتهای بهداشتی مناسب و شرایط زندگی پایدار، قابلدرمان هستند؛ موارد مثل عفونتهای درماننشده و بیماریهای مزمن مانند دیابت.
بیماریهای واگیر در میان جمعیتهای بیخانمان بهسرعت گسترش مییابند. شواهد نشان میدهد که افراد بیخانمان نرخ عفونت سل بهمراتب بالاتری دارند (در برخی محیطها تا ده برابر بیشتر) و نتایج درمانی آنها بهطور قابلتوجهی ضعیفتر است. همهگیری کووید-۱۹ هم آسیبپذیریهای موجود در سرپناهها را برجسته کرد، جایی که تهویه و بهداشت نامناسب به شیوع بیماری کمک کرد.
چالشهای سلامت روان در میان بیخانمانها فراگیر است. در بریتانیا، ۴۵ درصد از افرادی که بیخانمانی را تجربه میکنند، یک بیماری روانی شناخته شده دارند که این رقم در میان بیخانمانهایی که در فضای باز میخوابند به ۸۰ درصد میرسد. تخمین زده میشود که ۲۸ تا ۳۶ میلیون نفر در سراسر کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسطِ پایین در آفریقا، بیخانمانی را همراه با بیماری شدید روانی تجربه میکنند. با این حال، تنها حدود ۱۰ درصد از افراد بیخانمان با بیماری شدید روانی در این مناطق، خدمات مراقبتی دریافت میکنند.
خشونت مبتنی بر جنسیت هم علت و هم پیامد بیخانمانی است. مطالعات نشان میدهد که نرخ خشونت مبتنی بر جنسیت در میان زنان بیخانمان به ۴۰ درصد در بریتانیا، ۵۰ درصد در مجارستان و ۹۳ درصد در سوئد میرسد. در آفریقای جنوبی، مطالعهای در سال ۲۰۲۲ در کیپتاون نشان داد که ۶۰ درصد از زنان بیخانمان، خشونت مبتنی بر جنسیت را در دوران زندگی در خیابان تجربه کردهاند.
کودکانی که مسکن امنی ندارند، با پیامدهای ویرانگر آموزشی مواجه هستند. ثبات مسکن تعیین میکند که آیا کودکان بهطور منظم به مدرسه میروند، در کلاس تمرکز میکنند، تکالیف خود را انجام میدهند و در یادگیری موفق میشوند یا نه.
در شرایط بیخانمانی حضور و پیشرفت تحصیلی بهشدت آسیب میبیند. مطالعهای روی کودکان خیابانی در شمالشرق برزیل نشان داده که کمتر از نیمی از آنها بهطور منظم به مدرسه میروند. در بریتانیا، بیش از نیمی (52 درصد) از کودکان در اقامتگاههای موقت، غیبتهایی داشتند که به وضعیت مسکن آنها مرتبط بود و 37 درصد غیبت تجمعی یک ماه یا بیشتر را ثبت کردند. در ایالات متحده، دادههای مدارس دولتی بیش از 1.4 میلیون دانشآموز بیخانمان را شناسایی کرد که 37 درصد از آنها غیبت مزمن از مدرسه را ثبت کردهاند.
همچنین یادگیری و عملکرد بهطور مستقیم تحت تاثیر قرار میگیرد. هشتاد درصد از معلمان گزارش میدهند که تاثیر بیخانمانی بر عملکرد کودکان در امتحانات را مشاهده کردهاند. همچنین برای خانوادههای ساکن در سرپناهها شکاف دیجیتالی در آموزش کودکان شدید است.
جابهجایی مکرر مدرسه هم این چالشها را تشدید میکند. کودکانی که شش بار یا بیشتر جابهجا شده بودند، ۳۵ درصد بیشتر احتمال داشت که یک پایه را تکرار کنند. جوانان بیخانمان همچنین بیشتر احتمال دارد مدرسه را ترک کنند و با خطر بیشتری قربانی سایر اشکال خشونت هستند که این خطرات در صورت زن بودن تشدید میشود.
با وجود این آمار ناگوار، تجربههای موفق نشان میدهند که میتوان به بیخانمانی پایان داد یا آن را کم کرد.
فنلاند بهعنوان چراغ امید پیشرفت میدرخشد. نرخ بیخانمانی در ۳۰ سال ۷۵ درصد کاهش یافت و از ۱۶ هزار نفر در سال ۱۹۸۹ به ۴ هزار نفر تا سال ۲۰۲۰ رسید. این موفقیت بر اساس مشارکت قوی جامعه مدنی و دولت بنا شد، به خصوص در چارچوب تعهد مشترک به سیاست «مسکن اولویت اول» که در سال ۲۰۰۸ به تصویب رسید. این سیاست، مسکن را بهعنوان اولین مداخله اولویتبندی میکند و استفاده از سرپناهها یا مدلهای «پلکانی» را رد میکند؛ مدلهایی که در آن مسکن بهعنوان مرحله پایانی یک مسیر حمایتی دیده میشود. کلید موفقیت فنلاند، تعهد سیاسی بلندمدت و فراحزبی بود که سه دهه و چندین دولت را در بر گرفت.
همچنین در بریتانیا مداخلات «مسکن اولویت اول» از نظر هزینه اثربخش بودهاند. ارزیابی دولت بریتانیا از سه برنامه آزمایشی منطقهای «مسکن اولویت اول» نشان داد که این برنامهها بهطور میانگین هفت هزار و 700 پوند به ازای هر نفر در سال هزینه داشته و صرفهجویی آنها به ازای هر نفر تقریبا 16 هزار پوند در سال است.
همچنین مداخلات یکپارچه سلامت و مسکن بازدهی قابلتوجهی را نشان میدهند. برنامه «حمایت از سلامت بیخانمانی» در بریتانیا به کاهش ۴۲ درصدی در مراقبتهای برنامهریزینشده «سرویس سلامت ملی» دست یافت و به ازای هر ۱ پوند سرمایهگذاری، 243 پوند صرفهجویی کرد. در بریتانیا، تیمهای بیمارستانی تخصصی که از افراد بیخانمان حمایت میکردند، خوابیدن در فضای باز و روی کاناپه دیگران را به ترتیب ۶۲ و ۳۳ درصد کاهش دادند. این خدمات در عین حال که بیش از ۱۳ هزار تخت را روزانه برای سایر بیماران آزاد کردند، به صورت سالانه بیش از ۹ میلیون پوند در هزینههای اجتنابشده برای «سرویس سلامت ملی» صرفهجویی به همراه داشتند.
دبیرکل سازمان ملل متحد از دولتها خواسته است تا «سیستمهای داده مبتنی بر حقوق را اتخاذ کنند، به جرمانگاری پایان دهند، در مسکن دائمی و مقرونبهصرفه سرمایهگذاری کنند و پیشگیری را در سیستمهای بهداشت، آموزش، دادگستری و حمایت اجتماعی ادغام کنند.»
گزارش موسسه «دیپائول» رسیدگی به مسئله بیخانمانی را بدون تقویت دادههای جهانی در مورد این پدیده جهت اطمینان از تعاریف منسجم، اندازهگیری قابل مقایسه و نظارت بر پیشرفت غیرممکن میداند.
این گزارش به بازگرداندن بودجه به بخش مسکن و هدایت آن به سوی راهحلهای مسکن کمهزینه و در دسترس توصیه میکند. همچنین از دولتها میخواهد تا هدفگذاری بهتری برای جمعیتهای بیخانمان در بودجههای سازگاری با اقلیم، سلامت و آموزش داشته باشند.
بر اساس گزارش «دیپائول» با کاهش بودجههای توسعه جهانی و افزایش فشارهای بشردوستانه، بیخانمانی باید نه بهعنوان یک چالش اجتماعیِ منزوی، بلکه بهعنوان یک مانع اساسی برای بهبود نتایج سلامت، آموزش و اقلیم در سطح جهانی شناخته شود. با گنجاندن صریحتر بیخانمانی در تامین مالی توسعه و افزایش سرمایهگذاری هدفمند، جامعه جهانی میتواند از تلاشهای پراکنده به سوی تغییرات هماهنگ و سیستمی حرکت کند؛ تغییراتی که میتواند برای میلیونها نفری تحولآفرین باشد که در حال حاضر از برنامههای توسعه حذفشدهاند.