جنگ تحمیلی اخیر اگرچه هزینههای سنگینی بر پیکره اقتصاد ایران وارد کرد، اما همزمان پرده از یک واقعیت قدیمی برداشت: تابآوری اقتصادی تنها با مدیریت روزمره حاصل نمیشود و نیازمند جراحیهای ساختاری عمیق است. اکنون در شرایطی که فضای پساجنگ به کانون توجه سیاستگذاران تبدیل شده، بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای بزرگ و بعضاً دشوار نیاز دارد. تصمیمهایی که برخی از آنها سالهاست در برنامههای توسعه و اسناد بالادستی مطرح میشوند، اما به دلایل مختلف اجرایشان به تعویق افتاده است. تورم بالا، نظام چندنرخی ارز، ناترازی بانکها، یارانههای پنهان انرژی و بروکراسی فرساینده اداری، همگی مواردی هستند که اکنون بیش از گذشته ضرورت اصلاح آنها احساس میشود.
براساس گزارش ایرنا، نخستین اولویت اقتصاد ایران در دوره پساجنگ، مهار تورم و بازگرداندن ثبات به متغیرهای کلان اقتصادی است. تورم بالا طی سالهای اخیر نه تنها قدرت خرید خانوارها را کاهش داده، بلکه برنامهریزی برای تولید، سرمایهگذاری و فعالیت اقتصادی را نیز دشوار کرده است. فعالان اقتصادی معتقدند بدون ایجاد ثبات در بازارهای پولی و مالی، هیچ برنامه توسعهای به نتیجه نخواهد رسید.
در کنار تورم، موضوع اصلاح نظام ارزی نیز بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است. سالهاست که کارشناسان نسبت به پیامدهای ارز چندنرخی هشدار میدهند. وجود نرخهای متعدد ارزی علاوه بر ایجاد رانت، موجب اخلال در نظام تصمیمگیری اقتصادی شده است. شرایط پساجنگ میتواند فرصتی برای حرکت تدریجی به سمت نظام ارزی شفافتر و کارآمدتر باشد.
اصلاح نظام بانکی نیز به عنوان یکی از مهمترین اولویتهای اقتصاد کشور مطرح است. شبکه بانکی در سالهای گذشته با چالشهایی همچون ناترازی، مطالبات معوق و محدودیت در تأمین مالی تولید مواجه بوده است. یکی دیگر از محورهای مهم اصلاحات اقتصادی، ساماندهی یارانههای پنهان انرژی است. ایران سالانه منابع عظیمی را در قالب یارانه انرژی مصرف میکند که بخش قابل توجهی از آن به دهکهای پردرآمد میرسد.
توسعه زیرساختهای حملونقل و کریدورهای ترانزیتی نیز به یکی از موضوعات محوری اقتصاد ایران تبدیل شده است. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران ظرفیتی کمنظیر برای تبدیل شدن به هاب ترانزیتی منطقه فراهم کرده است. توسعه کریدورهای شمال-جنوب و شرق-غرب میتواند نقش مهمی در افزایش درآمدهای ارزی کشور ایفا کند.
کاهش بروکراسی و تسریع فرآیندهای تصمیمگیری اقتصادی نیز از دیگر موضوعاتی است که در فضای پساجنگ بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از فعالان اقتصادی بر این باورند که بخشی از مشکلات سرمایهگذاری در کشور نه به کمبود منابع، بلکه به طولانی بودن فرآیندهای اداری بازمیگردد.
در کنار همه این موارد، مسئله اعتماد عمومی نیز اهمیت ویژهای دارد. تجربه جهانی نشان میدهد موفقیت اصلاحات اقتصادی تنها به کیفیت سیاستها وابسته نیست، بلکه به میزان همراهی جامعه نیز بستگی دارد. بسیاری از اصلاحات مورد نیاز اقتصاد ایران موضوع تازهای نیستند، اما آنچه شرایط امروز را متفاوت میکند، افزایش ضرورت تصمیمگیری است. جنگ اخیر بار دیگر نشان داد که اقتصاد مقاوم و تابآور تنها با اتکا به ظرفیتهای بالفعل و اصلاح ساختارهای ناکارآمد شکل میگیرد.