کدام تابآوری؟ بررسی آینده حرفهای روزنامهنگاری و تعدیل خبرنگاران
هنوز یک ماه از شروع جنگ نگذشته بود که تعدیل گسترده نیرو در رسانههای کشور اتفاق افتاد. رسانههایی که پیش از جنگ و از سالهای گذشته هم با بدنه ضعیف و کمجان به کار ادامه میدادند و با مشکلاتی چون سانسور مواجه بودند. اما از سال گذشته، جنگ شرایط را سختتر از قبل کرد و بحرانهای اقتصادی رسانهها بیش از پیش خود را نشان داد.
از دیماه سال ۱۴۰۴ و با قطعی اینترنت، بعضی روزنامهها تعداد صفحات خود را کم کردند و با آغاز جنگ بسیاری از آنها برای کاهش هزینه، نیروهای خود را تعدیل کردند یا در حال ادامه همکاری به صورت حقالتحریر هستند. تعدیلی که حتی در رسانههای دولتی هم دیده میشود اما هنوز آمار دقیقی درباره این موضوع وجود ندارد. از طرفی محدودیت اینترنت بخشی از درآمد بسیاری از رسانهها از جمله رسانههای آنلاین را قطع کرده و مدیران مسئول چاره را تنها در کاهش هزینه به واسطه حذف نیروی انسانی یا همکاری به صورت حقالتحریر دیدهاند.
آینده حرفهای روزنامهنگاری و تعدیل خبرنگاران موضوع نشستی با عنوان «ساز و کار حمایتی برای جلوگیری از تعدیل روزنامهنگاران» بود که صبح سهشنبه (یکم اردیبهشت ماه) در دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد. در این نشست «فیاض زاهد»، رئیس انجمن صنفی مطبوعات استان تهران، «علیاصغر شفیعیان»، مدیر تارنمای انصافنیوز و فعال رسانه و «فاطمه علیاصغر»، سردبیر سابق روزنامه پیامما درباره وضعیت امروز روزنامهنگاری صحبت کردند.
وضعیتی که از سالها پیش آغاز شد
نگاهی به وضعیت مطبوعات در سالهای اخیر و سیر تحولات آن تا رسیدن به نقطه کنونی، موضوع بخشی از صحبتهای «فاطمه علیاصغر»، سردبیر پیشین روزنامه پیام ما در این نشست بود. او درباره وضعیت رسانهها گفت امروز مطبوعات در جایگاهی قرار گرفته که تحریریهها بهجای روزنامهنگاران حرفهای با افرادی پر میشود که حقوق ثابت نمیخواهند یا رسانه را محلی برای مطرح کردن خودشان میبینند: «در روزهای جنگ بیشترین نیاز به مطبوعات احساس میشود چرا که باید نیازهای مردم به صورت وسیعی در رسانه بازتاب پیدا کند اما به نظر میرسد در همین شرایط که این نیاز اساسی وجود دارد، ناگهان کودتایی در مطبوعات اتفاق افتاده؛ به این معنا که بدنه لاغر، ضعیف و اقتصاد مشکلدار مطبوعات دست به تعدیلهای گسترده زدهاند.»
او از رسانههایی نام برد که حتی حالا هم آمار دقیقی از میزان تعدیل خود ارائه نمیدهند: «روزنامه وطن، دنیای اقتصاد، رسالت، پیام ما، خبرگزاری مهر، ایلنا، زومیت و... رسانههایی هستند که دست به تعدیلهای گسترده زدهاند؛ تعدیلهایی که در میان جنگ و پیش از شروع سال نو اتفاق افتاد. حتی بعضی از این رسانهها خود را را ملزم به شفافسازی درباره این موضوع نمیکنند. برای مثال دنیای اقتصاد روزنامهای تامینشده از نظر مالی است اما روایتهای متفاوتی از تعداد نیروهای تعدیلشده وجود دارد و به گفته برخی ۱۲۰ نفر بودهاند و برخی دیگر از تعداد ۱۷۰ نفر می گویند.»
علیاصغر اضافه کرد اگرچه تعدیلهای وسیعی در سطح جامعه و در کسبوکارهای مختلف اتفاق افتاده اما چنین وضعیتی از مدتها قبل در رسانهها ایجاد شده بود: «به این معنا که از قبل هم رسانهها اقتصادی نداشته و نیروهای تحریریهها کم بودهاند.»
او از روزنامه هممیهن یاد کرد که پیش از جنگ توقیف شده بود: «بهاینترتیب حتی پیش از وقوع جنگ یکی از روزنامههای ما از چرخه خارج شد. در حالی که در جنگ ۱۲ روزه این رسانهها بسیار موثر عمل کردند و صدای جامعه بودند.»
از دیدگاه علیاصغر، در تعدیل نیروهای رسانهها فقط جنگ و بالارفتن هزینه دستمزدها دخیل نیستند: «نمونهاش روزنامه اعتماد است که چند سالیست که چند نیروی ثابت دارد و بقیه به صورت حقالتحریر فعالیت میکنند؛ شیوهای که در روزنامههای موسوم به روزنامههای اصلاحطلب ایجاد شد. همین الان روزنامه دنیای اقتصاد که پیشتر با خبرنگاران قرارداد سه ماهه میبست، قراردادهای خود را یک ماهه کرده است. همچنین خبرگزاری ایلنا نیروهایش را حقالتحریر کرده و سوال اینجاست در یک خبرگزاری در حالی که خبرنگار باید با حوزه خبریاش مدام در تماس باشد، حقالتحریر چگونه محاسبه میشود؟»
او اضافه کرد در خبرگزاری مهر هم خبرنگاران قدیمی و حرفهای و مسلط به حوزه تعدیل شدهاند: «براساس شنیدهها گفته میشود بهجای نیروهای تعدیلشده، نیروی کارآموز مشغول فعالیت است؛ نیرویی که پول کمتری بگیرد و حق اعتراض نداشته باشد. در حالی که ساختوساز ساختمانهای جدید خبرگزاری مهر به سرعت در حال پیشرفت است. بنابراین آیا فقط مشکل مالی وجود داشته؟»
به گفته او رسانهها مدام از تابآوری میگویند و مینویسند اما خود در این شرایط با چالشی بزرگ مواجه شدهاند: «کدام تابآوری وقتی که خود این رسانهها هیچ تابآوری ندارند؟ به نظر من جنگ هدیه آسمانی به برخی از مدیران مسئول رسانهها بود که آرزوی کاهش هزینههایشان را برآورده کنند و همچنین به خیال خام استفاده از هوش مصنوعی روی بیاورند. وقتی که فکر میکنند هوش مصنوعی میتواند برایشان کار کند، چه نیازی به خبرنگار دارند و به تبعات جایگزین کردن هوش مصنوعی فکر نمیکنند.»
او در ادامه بیانیههای متعدد انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران درباره هشدار نسبت به افت روزنامهنگاری در ایران را یادآور شد: «انجمن در بیانیههای خود اعلام کرده بود گزارشها با استانداردهای بینالمللی تفاوت زیادی دارد. بنابراین زمانی که حق و حقوق خبرنگار یا اقتصاد رسانه از دست میرود، از کار حرفهای هم دور میشود.»
به گفته علیاصغر، بعد از سال ۸۸ و وقایع آن، رسانهها آزادی بیان و سپس اقتصاد را از دست دادند: «شاهد این بودیم که مرجعیت خبری از ایران به رسانههای خارج از کشور منتقل شد و رفتهرفته مردم هم اعتماد خود را به رسانههای داخلی از دست دادند. بنابراین وقتی که امروز نمیدانیم خواسته بیشتر مردم چیست و چه حرفی برای گفتن دارند و فقط صداهای افراطی از داخل و خارج شنیده میشود، آینده چه خواهد شد و آیا میتوان کاری کرد؟»
تلاش برای تأسیس صندوق حمایت از روزنامهنگاران
در بخش دیگری از این نشست «فیاض زاهد»، رئیس انجمن صنفی مطبوعات تهران، به این موضوع پرداخت که اکنون بسیاری از مشاغل جهان دستخوش تغییر شدهاند: «در فصلی از کتاب «تاملاتی بر فلسفه تاریخ» اشاره کردم دنیای فردای ما دنیای تغییرات پیچیدهای در مشاغل است و بسیاری از مشاغل از دور خارج میشوند. در تکنولوژی دیگر چیزی به نام آزادی و زندگی شخصی برای انسان باقی نگذاشته است.» موضوعی که به گفته او آن را در جنگ هم احساس کردیم: «اسرائیل در جنگ اخیر نشان داد با تحلیل دادههای الکترونیک، دوربینها و حتی ضربان قلب، میتواند بداند فردی در کدام تخت خوابیده و در چه طبقهای است.»
زاهد در ادامه تاکید کرد اکنون عصر روزنامهنگاری سنتی تمام شده است: «روزگاری روزنامهنگاران افسانهای مانند اوریانا فالاچی با سرمقالههایشان مسیر اتفاقات را عوض میکردند. آن دوره تمام شده است و جایشان را به آدمهایی دادند که فستفودی عمل میکنند. امروز با یک دوربین موبایل میتوانید خبرنگار شوید.»
موضوع دیگری که رئیس انجمن صنفی مطبوعات تهران به آن اشاره کرد رابطه نظام سیاسی و مطبوعات در ایران است: «هرگاه حکومت مرکزی ضعیف بوده، مطبوعات قدرتمند شدهاند؛ از مشروطه و دولت مصدق تا سالهای ابتدایی انقلاب و دوم خرداد. اما رسانه مستقل اساساً در این سرزمین تحمل نمیشود.» موضوعی که به گفته او موج مهاجرت روزنامهنگاران را هم به دنبال داشته است.
زاهد درباره حمایت انجمن صنفی از روزنامهنگاران در وضعیت کنونی توضیح داد: «ما در انجمن درتلاش هستیم با برگزاری جلسات با مقامات دولتی و احتمالاً تأسیس صندوقی با هدف کمکی به نیروهای ملی و مستقل، به روزنامهنگارانی که دچار آسیب شدهاند کمک برسانیم.»
شکست مهندسی اقتصاد رسانه
«علیاصغر شفیعیان»، روزنامهنگار و مدیر سایت انصافنیوز در این نشست به نمایندگی از مدیران رسانه صحبت کرد. «استقلال اقتصادی» و «ارزش خبری» مواردی بودند که در صحبتهای خود به آنها پرداخت: «در بیش از ده سال گذشته بنگاه اقتصادی رسانهای کوچکی را اداره میکنم. زمانی که دبیر یا خبرنگار بودم هیچ درکی از وضعیت اقتصادی رسانهها نداشتم. اما ازآنجاکه اکنون در اداره کردن رسانه فعالیت دارم به گونه دیگری به موضوع نگاه میکنم. فکر میکنم باتوجه به وضعیت کنونی پیش آمده باید نگاهی به اقتصاد رسانه داشت. در واقع آنچه امروز میبینیم شکست اقتصاد مهندسی رسانه است.»
شفیعیان درباره رانت کاغذ و آگهی دولتی گفت: «روزنامههایی هستند که شاید ۲۰ عدد تیراژ هم ندارند. به این معنا که صرفا چند نسخه پرینت گرفته میشود تا برای وزارت ارشاد و کسانی که آگهی چاپ کردهاند ارسال شود. چرا باید در چنین رسانههایی آگهی دولتی چاپ شود؟ آگهی دولتی باید دیده شود. سال ۹۸ در انصافنیوز سعی کردیم به آماری از تیراژ چنین روزنامههایی برسیم. هیچکس تیراژ خود را ارائه نمیکرد. افرادی را در چاپخانهها پیدا و از آنها سوال کردیم. آمار تقریبی را به دست آورده و منتشر کردیم. انتشار این آمار یک جنجال بهپا کرد و در ارشاد کمیتهای برای بررسی کاغذ مطبوعات ایجاد شد که مطمئنم آن کمیته هم نمیتواند کاری از پیش ببرد چراکه پول زیادی در حال جابهجایی است.»
موضوع دومی که شفیعیان به آن اشاره کرد تفاوت بین نظر و خبر در رسانهها است: «اکنون بسیاری از رسانههای ما سراغ تولید خبر نمیروند و فقط نظر تولید میکنند. انتشار نظر، درگیریهای رسانهای و سیاسی ایجاد میکند. در حالی که مشتری ما مردم هستند و باید برای آنها تولید کنیم. بنابراین اگر خبرنگاری هم تعدیل میشود بخشی از آن به این دلیل است که رسانهها مطلب قابل توجهی برای ارائه ندارند و مردم حاضر نیستند راحت برای آن رسانه پول خرج کنند. اگر اکنون رسانههای فارسیزبان دیده میشوند به این دلیل است که خبر، ولو خبر دروغ، منتشر میکنند»
او در بخش دیگری از صحبتهای خود پیشنهاد کرد دولت بهجای یارانه کاغذ و کمکهای اینچنینی، زیرساختهای فعالیت مثل آزادی اینترنت و دسترسی به منابع خبری را فراهم کند: «اگر دسترسی بدهند که ما مثل آکسیوس خبر تولید کنیم و بفروشیم، بسیاری از مشکلات حل میشود. اما وقتی اینترنت قطع میشود، بخش عمده درآمد رسانههای آنلاین مانند رپورتاژ آگهی به صفر میرسد.»
















