در فضایی که صدای انفجار و ناامنی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده، سالمندی که با بیماری آلزایمر زندگی میکند، بیش از گذشته ارتباط خود را با زمان و مکان از دست داده است. در خانه، پرسشهای تکراری جای گفتوگوهای عادی را گرفته و اشیا و مسیرهای آشنا برای او بیمعنا شدهاند. خانواده در تلاش است با حفظ آرامش، شرایط را کنترل کند، اما هر تغییر محیطی، وضعیت را پیچیدهتر میسازد.
پگاه مطوریپور، استادیار پرستاری داخلی جراحی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در تشریح ماهیت این بیماری میگوید:بیماری آلزایمر تنها به اختلال حافظه محدود نمیشود.
او توضیح میدهد که این بیماری پیشرونده عصبی، طیف وسیعی از علائم را در بر میگیرد و میافزاید:بیماران مبتلا به آلزایمر علاوه بر مشکلات حافظه، با چالشهای جسمانی، افسردگی و اضطراب نیز دست و پنجه نرم میکنند و در انجام فعالیتهای روزمره مانند آشپزی، مدیریت امور مالی و حتی لباس پوشیدن بهتدریج نیازمند کمک میشوند.
تشدید علائم در شرایط جنگی
به گفته این متخصص، شرایط جنگی و جابهجایی اجباری از سختترین وضعیتها برای این بیماران است. او میگوید:تغییر محیط، مواجهه با افراد و مکانهای ناآشنا میتواند منجر به گیجی حاد، افزایش استرس و اضطراب شود و در شرایط جنگی این علائم به شدت تشدید مییابد.
در چنین شرایطی، نشانههایی مانند تکرار در بیان وقایع، پرسشهای مکرر، گم کردن زمان، ناتوانی در درک مفاهیم ساده مانند ارزش پول، دشواری در یافتن کلمات مناسب و کاهش تمرکز، بیشتر بروز پیدا میکند.
او در ادامه به فشار روانی خانوادهها اشاره میکند و میگوید:خانوادهها شاهد بروز علائمی هستند که پیش از جنگ وجود نداشته و این مسئله به اضطراب و ترس آنها دامن میزند. درک این نکته ضروری است که این تشدید علائم خارج از اراده بیمار است.
در بخش راهکارها، دکتر مطوریپور مجموعهای از اقدامات را برای کاهش شدت علائم در شرایط بحرانی مطرح میکند.
او تأکید میکند:هرگز در مواجهه با تشدید علائم، واکنش منفی یا عصبانیت نشان ندهید؛ این علائم خارج از اراده بیمار است و واکنش تند تنها باعث احساس منفی، خودکمبینی و انزوا در او میشود.
از دیگر اقدامات ضروری، ایجاد ثبات در محیط زندگی بیمار است. قرار دادن وسایل ضروری مانند کلید، کیف پول و تلفن در محل مشخص و قابل مشاهده، به کاهش اضطراب کمک میکند.
استفاده از تقویم و ساعت در معرض دید، همراه با یادآوری کلامی مداوم، یکی از روشهای حفظ ارتباط بیمار با زمان عنوان شده است.
نظارت دائمی نیز از اصول مهم مراقبت است؛ چرا که به گفته او، بیماران نباید بهتنهایی از خانه خارج شوند، حتی اگر مسیر برایشان آشنا باشد، زیرا احتمال گمشدن و ناتوانی در بازگشت وجود دارد.
ایمنی محیط؛ از خانه تا شرایط اضطراری
در کنار مراقبت روزمره، ایمنسازی محیط خانه اهمیت ویژهای دارد. نصب نرده در حمام، سرویس بهداشتی و کنار پلهها میتواند از بروز حوادث جلوگیری کند. همچنین توصیه میشود تخت بیمار از پنجرهها فاصله داشته باشد و پنجرهها با پوششهای محافظتی ایمنسازی شوند.
در شرایط انفجار، قرار گرفتن بیمار در نقاط مرکزی خانه و دور از پنجرهها اهمیت دارد. استفاده از پتو برای محافظت از بدن در برابر موج انفجار، بهویژه در افراد با محدودیت حرکتی، از اقدامات توصیهشده است.
در شرایط آتشسوزی نیز، قطع سریع برق و گاز، استفاده از مسیرهای ایمن مانند راهپله و محافظت از دهان و بینی با پارچه یا ماسک برای جلوگیری از آسیب ناشی از دود، ضروری است.
یکی از محورهای مهم در مدیریت بحران، تهیه کیف اضطراری برای بیماران آلزایمری است. این کیف باید شامل داروهای ضروری، مدارک پزشکی، آب و غذای سبک، لباس مناسب، چراغ قوه، باتری اضافه، رادیو کوچک، ماسک، باند، مواد ضدعفونیکننده و اقلام شناسایی باشد.
همچنین برچسبهای هویتی روی لباس بیمار شامل نام و شماره تماس مراقب، از جمله موارد حیاتی در شرایط جابهجایی یا گمشدن محسوب میشود.
حمایت روانی نقش مهمی در کنترل علائم دارد. تماس فیزیکی مانند گرفتن دست بیمار، گفتوگوی آرام و ارائه توضیحات ساده میتواند اضطراب را کاهش دهد.
استفاده از موسیقی ملایم، تمرینهای تنفسی و ایجاد محیطی آرام نیز از روشهای کمککننده در تثبیت وضعیت روانی بیمار عنوان شده است. در صورت نیاز، مصرف داروهای آرامبخش تنها باید تحت نظر پزشک انجام شود.
چالش جابهجایی؛ میان امنیت و ثبات روانی
انتقال بیمار به شهر دیگر در شرایط جنگی، تصمیمی حساس و چندوجهی است. از یک سو، میتواند خطرات ناشی از ناامنی را کاهش دهد و دسترسی به خدمات درمانی را بهبود بخشد، اما از سوی دیگر، ممکن است باعث افزایش سردرگمی و تشدید علائم شود.
بررسی وضعیت امنیتی مقصد، دسترسی به خدمات پزشکی و امکان حفظ روال روزانه بیمار، از عوامل تعیینکننده در این تصمیم است. حفظ وسایل آشنا و تلاش برای بازسازی محیط قبلی در محل جدید، میتواند بخشی از این فشار را کاهش دهد.
در کنار بیمار، مراقبین نیز با فشار روانی و جسمی قابل توجهی مواجه هستند. آموزش مدیریت بحران، آشنایی با شرایط اضطراری و توجه به سلامت روان خود، از الزامات اساسی در این فرآیند است.
مشارکت در شبکههای حمایتی و استفاده از تجربیات دیگر مراقبین، میتواند به کاهش فشار روانی و بهبود کیفیت مراقبت کمک کند.
بیماری آلزایمر در شرایط جنگی، در نقطه تلاقی دو بحران قرار میگیرد: اختلال شناختی و ناامنی محیطی. مدیریت این وضعیت نیازمند رویکردی چندلایه شامل مراقبت پزشکی، ایمنی محیطی، حمایت روانی و آمادگی در شرایط اضطراری است. آنچه در نهایت تعیینکننده خواهد بود، میزان آگاهی، ثبات رفتاری مراقبین و توانایی در حفظ کیفیت زندگی بیمار حتی در سختترین شرایط است.