حمایت از اقشار کمدرآمد؛ از چترهای ایمنی تا توانمندسازی ساختاری
حمایت از اقشار کمدرآمد در ادبیات رفاه اجتماعی صرفاً به معنای کمکهای خیریه نیست بلکه به معنای طراحی سیستمهایی است که اجازه ندهد فقر از یک وضعیت موقت به یک سرنوشت ابدی و موروثی تبدیل شود. در این گزارش با تکیه بر چارچوبهای نظری دانشگاههای استنفورد و آکسفورد مفهوم حمایت را از منظر عدالت توزیعی و بازتولید فرصتها واکاوی میکنیم.

تصور کنید در یک قایق بزرگ هستید که نیمی از مسافران آن در قسمت عرشه و نیم دیگر در طبقات زیرین و نزدیک به موتورخانه ساکن هستند. زمانی که دریا طوفانی میشود یا سوراخی در بدنه قایق ایجاد میشود ساکنان طبقات زیرین پیش از آنکه متوجه خطر شوند غرق خواهند شد در حالی که ساکنان عرشه زمان کافی برای استفاده از قایقهای نجات را دارند. این تمثیل دقیقاً وضعیت اقشار کمدرآمد در تلاطمهای اقتصادی یک جامعه است. حمایت از اقشار کمدرآمد در ادبیات رفاه اجتماعی صرفاً به معنای کمکهای خیریه نیست بلکه به معنای طراحی سیستمهایی است که اجازه ندهد فقر از یک وضعیت موقت به یک سرنوشت ابدی و موروثی تبدیل شود. در این گزارش با تکیه بر چارچوبهای نظری دانشگاههای استنفورد و آکسفورد مفهوم حمایت را از منظر عدالت توزیعی و بازتولید فرصتها واکاوی میکنیم.
چیستی و تبیین مفهومی حمایت از اقشار کمدرآمد
حمایت از اقشار کمدرآمد در فلسفه سیاسی و اقتصادی مدرن ذیل مفهوم چتر حمایتی یا تور ایمنی اجتماعی تعریف میشود. بر اساس دانشنامه فلسفه استنفورد این حمایت ریشه در نظریه عدالت جان رالز دارد که معتقد است نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی تنها زمانی عادلانه هستند که بیشترین سود را به کمبهرهترین اعضای جامعه برسانند. آکسفورد بر این نکته تاکید دارد که حمایت نباید به معنای وابستگی دایمی به دولت باشد بلکه باید بر مفهوم عاملیت تمرکز کند. در واقع حمایت موثر حمایتی است که قدرت خرید پایه دسترسی به بهداشت و امنیت غذایی را تضمین کند تا فرد بتواند دوباره وارد چرخه رقابت اقتصادی شود. این مفهوم در مقابل ایده داروینیسم اجتماعی قرار میگیرد که معتقد است ضعیف باید از بین برود تا جامعه رشد کند؛ برعکس در دولتهای رفاه حمایت از ضعفا ضامن بقای کل سیستم است.
تبارشناسی تاریخی و ریشههای تحول در نظامهای حمایتی
ریشههای حمایت نظاممند از فقرا به قوانین فقر در بریتانیا در قرن شانزدهم بازمیگردد که بعدها با انقلاب صنعتی و ظهور طبقه کارگر در قرن نوزدهم متحول شد. بر اساس متون تاریخی دانشگاه آکسفورد بزنگاه اصلی این تحول گزارش بیوریج در سال ۱۹۴۲ در انگلستان بود که بنیان دولت رفاه مدرن را بنا نهاد. این گزارش اعلام کرد که جامعه باید علیه پنج غول بزرگ یعنی نیاز، بیماری، جهل، فلاکت و بیکاری مبارزه کند. پس از جنگ جهانی دوم این رویکرد از یک اقدام ترحمآمیز به یک حق شهروندی تبدیل شد. در قرن بیست و یکم رویکردها به سمت حمایت فعال تغییر یافته است که به جای پرداخت مستقیم بر آموزش بازآموزی شغلی و حمایتهای هدفمند از کودکان در خانوادههای کمدرآمد تمرکز دارد تا زنجیره فقر بیننسلی شکسته شود.
نمونهای عینی از حمایت و تاثیر آن بر زندگی روزمره
برای ملموس کردن این مفهوم میتوان به سیستم حمل و نقل عمومی یا درمان پایه نگاه کرد. در شهری که هزینه درمان یا حمل و نقل برای همه یکسان و گزاف است یک کارگر کمدرآمد ممکن است نیمی از درآمد روزانه خود را صرف رسیدن به محل کار یا درمان یک بیماری ساده کند. اما در یک سیستم حمایتی با استفاده از کارتهای رفاهی یا بیمههای همگانی هزینه این خدمات برای دهکهای پایین به حداقل میرسد. این اقدام باعث میشود که آن فرد به جای انتخاب میان نان و درمان بتواند هر دو را داشته باشد و در نتیجه سلامت و توان کار خود را حفظ کند. حمایت در اینجا به معنای ایجاد یک کف استاندارد برای زندگی است که هیچ انسانی نباید به زیر آن سقوط کند.
واکاوی وضعیت جهانی حمایت از دهکهای پایین در آینه آمار
در مقیاس جهانی موفقترین مدلهای حمایت در کشورهای نوردیک و بخشهایی از اروپای غربی دیده میشود. بر اساس گزارشهای بانک جهانی در سال ۲۰۲۴ کشورهایی مانند فنلاند و نروژ با تخصیص بیش از ۲۰ درصد از تولید ناخالص داخلی خود به هزینههای اجتماعی کمترین میزان فقر نسبی را دارند. در این کشورها سیستم مالیات پلکانی مستقیماً صرف بازتولید خدمات برای اقشار کمدرآمد میشود. در مقابل در بسیاری از کشورهای در حال توسعه حمایتها تنها به یارانههای نقدی محدود شده است که به دلیل تورم بالا به سرعت ارزش خود را از دست میدهند. آمارهای بینالمللی نشان میدهد که در کشورهایی با سیستم حمایتی ضعیف نرخ ترک تحصیل در میان کودکان کمدرآمد تا سه برابر بیشتر از میانگین است که این خود باعث بازتولید فقر در نسلهای بعدی میشود.
وضعیت حمایت از اقشار کمدرآمد در ایران؛ چالشها و راهکارها
در ایران حمایت از اقشار کمدرآمد با چالشهای ساختاری و تورم مزمن روبروست. طبق گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس و تحلیلهای مبتنی بر دادههای مرکز آمار ایران در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ خط فقر در کلانشهرها به شدت افزایش یافته است. سیستم اصلی حمایتی در ایران بر پایه یارانههای نقدی و حمایتهای نهادهایی مانند کمیته امداد و بهزیستی است. با این حال شکاف عمیق میان مبلغ یارانه و هزینه سبد معیشت باعث شده است که کارکرد تور ایمنی اجتماعی به شدت تضعیف شود. دادهها نشان میدهند که تورم در بخش خوراکیها و مسکن فشار مضاعفی بر دهکهای اول تا سوم وارد کرده است. بر اساس پژوهشهای موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی راهکار خروج از این وضعیت انتقال از سیاست حمایتی صرف به سیاستهای فعال بازار کار و بیمههای فراگیر است تا از سقوط طبقه متوسط به زیر خط فقر جلوگیری شود.
پیوند با مفهوم مکمل تحرک اجتماعی
برای درک کامل این بحث باید به مفهوم مکمل تحرک اجتماعی اشاره کرد. حمایت از اقشار کمدرآمد اگر منجر به تحرک اجتماعی نشود تنها به معنای مدیریت فقر است نه ریشهکنی آن. بر اساس دیدگاههای آکسفورد تحرک اجتماعی یعنی وضعیتی که در آن جایگاه اقتصادی یک فرد در بزرگسالی توسط درآمد والدینش تعیین نشود. سیستمهای حمایتی مانند آموزش رایگان با کیفیت و تغذیه مدارس در واقع پلهایی هستند که اجازه میدهند استعدادهای درخشان از طبقات کمدرآمد به طبقات بالای اقتصادی حرکت کنند. بنابراین حمایت واقعی حمایتی است که فرصتهای برابر برای صعود اجتماعی را فراهم کند.
نتیجهگیری و افق پیش رو
حمایت از اقشار کمدرآمد نه یک بار اضافی بر دوش بودجه کشور بلکه یک سرمایهگذاری استراتژیک برای حفظ ثبات اجتماعی است. جامعهای که در آن بخش بزرگی از جمعیت زیر خط فقر زندگی میکنند همواره مستعد تنشهای اجتماعی و کاهش بهرهوری ملی است. افق پیش رو باید به سمت هوشمندسازی حمایتها و اولویت دادن به حمایتهای غیرنقدی در حوزههای سلامت، مسکن و آموزش حرکت کند. ایجاد پایگاههای داده دقیق برای شناسایی نیازمندان واقعی و حذف موازیکاری میان نهادهای حمایتی گامهای نخستین برای کارآمد کردن این چتر نجات است.
تامل انتقادی
لازم به هشدار است که حمایتهای افراطی و بدون برنامه ممکن است منجر به ایجاد تله رفاه شود که در آن فرد انگیزه خود را برای جستجوی کار از دست میدهد. همچنین باید مراقب بود که بروکراسیهای پیچیده دولتی خود به مانعی برای رسیدن کمکها به دست نیازمندان واقعی تبدیل نشوند. از منظری دیگر تقلیل حمایت به بخشندگی دولتی میتواند کرامت انسانی افراد را خدشهدار کند؛ لذا طراحی مکانیسمهای حمایتی باید به گونهای باشد که ضمن تامین نیازهای اساسی عزت نفس و استقلال فردی اقشار کمدرآمد را نیز حفظ کند. نقد اساسی بر مدلهای فعلی این است که اغلب به جای درمان ریشههای فقر تنها به تسکین علائم آن میپردازند.
برخی منابع
۱. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی (گزارش پایش فقر و برآورد خط فقر)
۲. مرکز آمار ایران (شاخص قیمت مصرفکننده و تورم دهکهای هزینهای)
۳. موسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی (تحلیل سیاستهای حمایتی و گذار به بیمههای فراگیر)
۴. درگاه ملی آمار (دادههای بودجه خانوار و هزینه سبد معیشت)





