

عدالت در سلامت، در ذات خود، باید حلقه وصلی باشد که تخصص پزشکی را به عدالت ساختاری پیوند میزند، اما امروزه این حلقه به گسلی عمیق بدل شده است؛ که جای تحقق ایده سالم زیستن در تلاش برای زنده ماندن است.
دسترسی برابر به آموزش، تنها بر رفع موانع قانونی و فیزیکی تمرکز دارد. عدالت تحصیلی و تامین مالی آموزش بر رفع موانع اقتصادی تاکید می ورزد تا اطمینان حاصل شود که هیچ استعدادی به دلیل فقر مالی پشت درهای بسته نماند. در این گزارش با تکیه بر مبانی نظری دانشگاههای استنفورد و آکسفورد به واکاوی ابزارهای تامین مالی آموزش با تمرکز ویژه بر بورسیههای تحصیلی میپردازیم.
حمایت از اقشار کمدرآمد در ادبیات رفاه اجتماعی صرفاً به معنای کمکهای خیریه نیست بلکه به معنای طراحی سیستمهایی است که اجازه ندهد فقر از یک وضعیت موقت به یک سرنوشت ابدی و موروثی تبدیل شود. در این گزارش با تکیه بر چارچوبهای نظری دانشگاههای استنفورد و آکسفورد مفهوم حمایت را از منظر عدالت توزیعی و بازتولید فرصتها واکاوی میکنیم.
برابری جنسیتی در هسته مرکزی خود بر این اصل استوار است که دسترسی به منابع قدرت ثروت و امکانات نباید تحت تاثیر جنسیت افراد در بدو تولد قرار گیرد. بر اساس دانشنامه فلسفه استنفورد این مفهوم از دیدگاه لیبرال بر حذف تبعیضهای قانونی و از دیدگاه ساختارگرایانه بر حذف موانع پنهانی تاکید دارد که مانع از شکوفایی استعدادهای نیمی از جمعیت جهان میشود.
دسترسی برابر به آموزش در معنای وسیع کلمه، یعنی جراحیِ ساختار جامعه به گونهای که هر مانعی که خارج از اراده، هوش و تلاش خودِ دانشآموز است، از مسیر پیشرفت او برداشته شود.