چرا تجربههای جهانی کاهش آلودگی هوا در ایران اجرایی نمیشوند؟ کیفیت هوا روی شاخص ناکارآمدی
سالهاست آلودگی هوا نفس شهروندان کلانشهرهای ایران را تنگ کرده و سلامت عمومی را تهدید میکند. تهران، پایتخت پرجمعیت کشور، همچنان در حلقه زنجیر آلایندهها گرفتار است؛ حلقهای که هر سال پاییز و زمستان بر شاخص کیفیت هوا فشار میآورد و مسئولان را به واکنشهای کوتاهمدت و بدون استمرار وادار میکند. در حالیکه کشورهای جهان، از لندن تا پکن و مکزیکوسیتی، با برنامهریزی دقیق و سیاستهای هماهنگ توانستهاند گامهای موثری برای کاهش آلودگی هوا بردارند، ایران هنوز در مرحله بررسی و طرحهای ناقص باقی مانده است.
آلودگی هوا پنجمین عامل پیشرو در مرگ و میر جهانی محسوب میشود و میانگین عمر کودکان را حدود ۲۰ ماه کاهش میدهد. با این حال، در ایران برنامهای منسجم برای مقابله با این بحران وجود ندارد و ناهماهنگی بین دستگاهها مانع اجرای اقدامات مؤثر شده است. گزارشهای پژوهشی نشان میدهند که منابع آلاینده در تهران عمدتاً خودروها، وسایل نقلیه سنگین و صنایع اطراف شهر هستند و کنترل مؤثر آنها نیازمند اراده سیاسی و هماهنگی بینبخشی است. هرچند که آخرین سیاهه انتشار آلایندههای هوای تهران مربوط به سال 96 میشود و با وجود آنکه هر پنج سال باید این سیاهه بهروزرسانی شود این اتفاق تاکنون نیفتاده است.
تجربه جهانی اما راه را روشن میکند. لندن، پایتخت بریتانیا، با اجرای طرحهای ULEZ و LEZ توانست در چند سال گذشته آلودگی خودروهای آلاینده را بیش از ۵۳ درصد کاهش دهد. این طرحها، با اعمال محدودیتهای شدید بر خودروهای با آلایندگی بالا، شهروندان را به استفاده از حمل و نقل عمومی، دوچرخه و خودروهای برقی ترغیب کردهاند. شهردار لندن، صادق خان، این سیاستها را گامی بزرگ در جنگ با خودرو و آلودگی توصیف میکند؛ جنگی که سلامت ۹ میلیون شهروند را هدف قرار داده و در عین حال کاهش انتشار گازهای گلخانهای را نیز دنبال میکند.
برنامههای موفق جهانی
در لندن، اجرای ULEZ ۲۴ ساعته و همهروزه، به جز روز کریسمس، رانندگان خودروهای آلاینده را مجبور به پرداخت عوارض روزانه میکند و عدم رعایت آن با جریمه ۱۸۰ پوندی همراه است. درآمد حاصل از این طرح، صرف توسعه حمل و نقل عمومی و کاهش آلایندگی در سطح شهر میشود. شهروندان به مرور با این محدودیتها کنار آمده و حتی بسیاری متوجه حضور آنها در زندگی روزمره خود نشدهاند، نشانگر آنکه اجرای سیاستهای محیط زیستی با استمرار و اطلاعرسانی مناسب میتواند به هنجار شهری تبدیل شود.
برنامهریزی برای افزایش محدودیت ورود به محدوده مرکزی شهر و مجاز بودن ورود تنها خودروهای پاک به محدوده بازار مدتهاست در تهران دنبال میشود اما به دلیل کمبود ناوگان حمل و نقل عمومی تاکنون اجرایی نشده است .
پکن نمونه دیگری از موفقیت در کاهش آلودگی هواست. ۲۰ سال تلاش منسجم، با سرمایهگذاری گسترده و اراده سیاسی قوی، باعث شد غلظت ذرات معلق ۲.۵PM از حدود ۸۹.۵ به ۵۸ میکروگرم بر متر مکعب کاهش یابد. اقدامات پکن شامل جمعآوری خودروهای فرسوده، جایگزینی ناوگان حمل و نقل عمومی با خودروهای برقی، محدودیتهای ترافیکی، کنترل کارخانههای زغالسنگ و توسعه سیستم پیشرفته پایش کیفیت هوا بود.
پکن با ۹۰ درصد اتوبوسهای برقی، شبکه گستردهای از ایستگاههای شارژ و جایگزینی موتورسیکلتهای بنزینی با برقی، نشان داد که ترکیب سیاستهای سختگیرانه و تشویقی میتواند به سرعت نتیجه دهد. حتی با وجود رشد اقتصادی متوسط ۶.۸ درصد سالانه و افزایش شدید جمعیت و خودروها، این شهر توانست به کاهش محسوس آلایندگی دست یابد.
تهران در سال های اخیر به سمت برقیشدن ناوگان حمل و نقل عمومی رفته است. فعالان این حوزه اما درباره منابع تامین برق هشدار میدهند. آنها تاکید دارند بیشتر شهرهایی که خودروی برقی دارند از طریق انرژی خورشیدی و باد این برق را تامین میکنند.
در مکزیکوسیتی نیز اولین محدودیتهای تردد خودروها از سال ۱۹۸۹ اعمال شد. برنامه گسترش حمل و نقل عمومی و اعمال استانداردهای انتشار آلایندهها را به همراه داشت و باعث کاهش ۲۰ درصدی تردد خودروها شد. اما در سالهای اخیر، بیتفاوتی برخی شهروندان به آلودگی و خرید چند خودرو برای فرار از محدودیتها، باعث شده کیفیت هوا بار دیگر با تهدید مواجه شود؛ نکتهای که نشان میدهد حتی در شهرهایی که اقدامات پیشگیرانه انجام شده، فرهنگسازی و همراهی مردم کلید موفقیت نهایی است.
فاصله تهران با تجارب جهانی
وضعیت ایران اما با این تجارب فاصله دارد. توسعه ناموزون شهری، تردد خودروهای فرسوده، ناهماهنگی بین وزارتخانهها و نبود سیاستهای اجرایی مستمر باعث شده است اقدامات جزئی مانند معاینه فنی خودروها یا برنامههای محدود جایگزینی موتورسیکلتها با نمونه برقی، نتیجه چندانی نداشته باشد. به گفته کارشناسان، آلایندگی خودروها، تولید ذرات معلق ناشی از سایش لاستیکها و آلایندههای تبخیری همچنان به میزان بالا در هوا حضور دارند و تنها بخش کوچکی کنترل میشود.
کارخانههای اطراف شهرها، به ویژه فولاد، ذوب آهن، پالایشگاهها و نیروگاههای برق، منابع قابل توجه دیگری از آلودگی هستند که نزدیک بودن آنها به مناطق شهری مشکل را تشدید میکند. استاندارد سوخت و آلایندگی خودروها در ایران متفاوت و هماهنگ نیست، موضوعی که به چالش میان خودروسازان و وزارت نفت منجر شده است. شفافنبودن، نبود قانون الزامآور و مجازاتهای کارآمد و مقاومت صنایع در برابر پایش و محدودیتها نیز باعث شده تلاشها برای کاهش آلایندگی بیاثر باقی بماند.
کارشناسان محیط زیست و حمل و نقل بر این باورند که شاهکلید کاهش آلودگی هوا، توسعه حمل و نقل عمومی پاک، امن و منظم است. سرمایهگذاری در مترو، نوسازی ناوگان اتوبوسرانی و تشویق مردم به استفاده از وسایل نقلیه برقی، راهکارهایی هستند که در سایر کشورها مؤثر بوده و میتوانند در تهران نیز نتیجه بخش باشند. تامین برق از انرژیهای خورشیدی و بادی و جایگزینی سوختهای فسیلی در نیروگاهها، میتواند مزیت خودروهای برقی را به حداکثر برساند، در حالی که سیستم گازی خانگی و نشتهای احتمالی آن همچنان چالشهایی ایجاد میکند.
بررسی سخنان کارشناسان این حوزه در یک دهه اخیر نشان می دهد اگر تهران بخواهد از تجربه جهانی درس بگیرد، باید ابتدا اراده سیاسی قوی ایجاد شود و نهضت ملی ضد هوای آلوده شکل بگیرد؛ قانونی سختگیرانه و شفاف همراه با پایش آنلاین و جریمههای مؤثر برای صنایع آلاینده ضروری است. سرمایهگذاری در حمل و نقل عمومی، هماهنگی استاندارد سوخت و خودروها، فرهنگسازی عمومی و اعمال محدودیتهای ترافیکی، باید به صورت همزمان اجرا شود تا تأثیر ملموس داشته باشد. تجربه چین و لندن نشان میدهد که برنامهریزی بلندمدت، هماهنگی بینبخشی و همراهی مردم، شرط موفقیت است؛ بدون این عوامل، حتی اقدامات جزئی نیز نتیجهای نخواهد داشت.
تهران، در حالی که با رشد خودرو، توسعه صنعتی ناپایدار و مدیریت پراکنده مواجه است، میتواند مسیر پکن و لندن را الگوبرداری کند؛ اما این تنها در صورتی امکانپذیر است که نه فقط ابزارهای فنی، بلکه اراده جمعی و سیاسی برای اجرای آن وجود داشته باشد. بدون این اراده، هر پاییز و زمستان، شاخصهای ناسالم هوا دوباره زنگ خطر را به صدا خواهند آورد و سلامت میلیونها شهروند در معرض تهدید باقی خواهد ماند.
















