قتلعام خاموش قناتهای تهران
در میانه یکی از خشکترین سالهای تهران، هنوز آب در برخی قناتهای تاریخی این شهر جریان دارد؛ اما نه در باغها و خانهها، بلکه در مسیرهایی که به فاضلاب شهری ختم میشوند. در حالیکه پایتخت با بحرانی کمسابقه در منابع آب زیرزمینی دستوپنجه نرم میکند، نشانههایی از یک قتلعام خاموش در جریان است: نابودی تدریجی میراث آبی تهران، بدون سر و صدا، در سایه توسعه بیبرنامه شهری و فروپاشی نظامهای سنتی مدیریت آب.
۱۴۰۴/۰۵/۰۶ | ۱۳:۳۹کد خبر: 69518
اسکندر مختاری طالقانی، پژوهشگر برجسته میراث فرهنگی، در گفتوگو با ایسنا میگوید: «هماکنون بسیاری از قناتهای تهران هنوز فعالاند، اما آب آنها مستقیماً وارد شبکه فاضلاب میشود.» او از قناتهایی یاد میکند که در سکوت، مسیر تاریخیشان را از دست دادهاند و به کانالهای بیحاصلی ختم میشوند که نه باغی را سیراب میکنند، نه بنایی را زنده نگه میدارند.
از سرچشمه تا فاضلاب
نمونههایی که مختاری برمیشمرد، هریک داستانی مستقل از غفلت دارند. قنات فخرالدوله در منطقه الهیه، بهواسطه ساختوساز برجی بلندمرتبه، مسیرش تغییر یافته و اکنون آب آن به فاضلاب شهری ریخته میشود. قناتهای سلمک، باغ فردوس، مهرگرد، ناصری و حاجعلیرضا، هر کدام روزگاری ساکنان محلهها و بناهای تاریخی مانند کاخ گلستان و میدان مشق را سیراب میکردند. اما امروز یا خشک شدهاند یا به سرنوشتی مشابه فخرالدوله دچار شدهاند.
قنات مهرگرد که به گفته مختاری قدیمیترین قنات تهران است، هنگام احداث تقاطع خطوط متروی تهران منحرف شد. اکنون مشخص نیست آب آن به کجا میرود. قنات ناصری، یکی از منابع اصلی آبیاری کاخ گلستان، نیز خشک شده است. او میگوید: «خشک شدن این دو قنات، درختان کاخ را از بین برد. امروز نه از آن درختان نشانی مانده، نه از آب زلالی که زمانی از دل زمین میجوشید.»
نظام سنتی، مدیریت مردمی
در گذشته، قناتها نه تنها سازهای برای انتقال آب، بلکه یک نظام مشارکتی مدیریت منابع محسوب میشدند. مختاری میگوید: «هر قنات هیأتامنایی داشت که از محل موقوفات نگهداری میکردند. مغازههایی در بازار تهران وقف نگهداری قناتها شده بود. نظمی حاکم بود که جلوی تعدی را میگرفت.»
او تأکید میکند که تا پیش از دهه ۷۰، برای ساختوساز در محدوده قنات، نظارت وجود داشت. اما اکنون، این الزامها از میان رفته و بسیاری از مسیرهای آبی کور شدهاند. برجهایی در دل شهر قد کشیدهاند که تا زیرزمین حفر شدهاند و راه قناتها را بستهاند.
قناتهایی که هنوز نفس میکشند
با اینحال، برخی قناتها هنوز فعالاند. مختاری از قنات سردار در باغفیض، قنات عینعلی و زینعلی در پونک، و قناتهای دهونک و یوسفآباد نام میبرد که هرچند آسیب دیدهاند، هنوز زندهاند. او میگوید: «همچنان آب در آنها جاری است، اما خطر نابودی نزدیک است.»
قناتهایی مانند مستوفی، فرمانفرما، قناتهای سفارتخانههای خارجی مانند انگلستان، ایتالیا، روسیه و ترکیه هنوز مظهر آب دارند اما بدون سیستم نگهداری سنتی، در معرض تهدید جدی هستند.
پرسشی بیپاسخ در دل بحران
تهران با کمآبی دستوپنجه نرم میکند. سطح سفرههای آب زیرزمینی کاهش یافته، چاههای غیرمجاز افزایش یافتهاند، و باغها یکی پس از دیگری خشک میشوند. در این میان، سؤال اساسی آن است: چرا قناتهایی که هنوز آب دارند، باید به جای بهرهبرداری، روانه فاضلاب شوند؟
مختاری در اینباره میگوید: «این کفران نعمت الهی است. قناتها مانند رودخانههای زیرزمینی هنوز آبدهی دارند، اما ما آن را به هرزآب میریزیم. چگونه میتوان چنین نابخردی را پذیرفت؟»
او با اشاره به تجربه زیسته خود در دهههای گذشته میگوید: «یادم هست آب را با فشاری از سر کوچه میآوردند. آب شاه، آب قنات، آبی که برای شرب و زندگی بود. امروز همان قنات را بستهایم و برای درختان چنار ۲۰۰ ساله سیستم آبیاری قطرهای گذاشتهایم که حتی درست کار نمیکند.»
راه نجات چیست؟
از نگاه این پژوهشگر، سه گام برای نجات قناتها لازم است: نخست، حفظ و احیای قناتهای فعال پیش از نابودی کامل؛ دوم، بازبینی قناتهای آسیبدیده و امکانسنجی بازگشت آنها؛ و سوم، تدوین و اجرای مقرراتی که مالکان را به حفظ مسیر قنات ملزم کند.
او پیشنهاد میدهد شهرداری، مترو، و دستگاههای مسئول، موظف به هماهنگی با نقشه قناتها شوند. برای مثال، اگر مسیر قناتی توسط ساختوساز منحرف شده، مالکان و سازندگان باید مسئولیت اصلاح آن را بپذیرند.
فراموشی تدریجی یک تمدن
قنات، تنها میراث مهندسی آب نیست، بلکه بخشی از تمدن ایرانزمین است. از «چشمه علی» در شهر ری که هفتهزار سال میجوشید و اکنون خشک شده، تا مظهر قناتهایی که زمانی مردم به آن «آب شاه» میگفتند، تهران سرشار از نشانههای یک فرهنگ آبی فراموششده است.
مختاری میگوید: «در میدان مشق، در شعاع ۱۰۰ متری برای آبیاری چهار درخت، چاه حفر کردهاند، در حالی که قنات همانجا بوده. قنات سنگلج در پارک شهر هنوز هست. چرا نجاتش نمیدهیم؟»
او هشدار میدهد که اگر اکنون اقدامی صورت نگیرد، نسل بعدی تهران نه تنها آبی برای نوشیدن نخواهد داشت، بلکه حتی نمیداند که روزی در دل این شهر، رودخانههایی در زیر زمین جریان داشت.
از سرچشمه تا فاضلاب
نمونههایی که مختاری برمیشمرد، هریک داستانی مستقل از غفلت دارند. قنات فخرالدوله در منطقه الهیه، بهواسطه ساختوساز برجی بلندمرتبه، مسیرش تغییر یافته و اکنون آب آن به فاضلاب شهری ریخته میشود. قناتهای سلمک، باغ فردوس، مهرگرد، ناصری و حاجعلیرضا، هر کدام روزگاری ساکنان محلهها و بناهای تاریخی مانند کاخ گلستان و میدان مشق را سیراب میکردند. اما امروز یا خشک شدهاند یا به سرنوشتی مشابه فخرالدوله دچار شدهاند.
قنات مهرگرد که به گفته مختاری قدیمیترین قنات تهران است، هنگام احداث تقاطع خطوط متروی تهران منحرف شد. اکنون مشخص نیست آب آن به کجا میرود. قنات ناصری، یکی از منابع اصلی آبیاری کاخ گلستان، نیز خشک شده است. او میگوید: «خشک شدن این دو قنات، درختان کاخ را از بین برد. امروز نه از آن درختان نشانی مانده، نه از آب زلالی که زمانی از دل زمین میجوشید.»
نظام سنتی، مدیریت مردمی
در گذشته، قناتها نه تنها سازهای برای انتقال آب، بلکه یک نظام مشارکتی مدیریت منابع محسوب میشدند. مختاری میگوید: «هر قنات هیأتامنایی داشت که از محل موقوفات نگهداری میکردند. مغازههایی در بازار تهران وقف نگهداری قناتها شده بود. نظمی حاکم بود که جلوی تعدی را میگرفت.»
او تأکید میکند که تا پیش از دهه ۷۰، برای ساختوساز در محدوده قنات، نظارت وجود داشت. اما اکنون، این الزامها از میان رفته و بسیاری از مسیرهای آبی کور شدهاند. برجهایی در دل شهر قد کشیدهاند که تا زیرزمین حفر شدهاند و راه قناتها را بستهاند.
قناتهایی که هنوز نفس میکشند
با اینحال، برخی قناتها هنوز فعالاند. مختاری از قنات سردار در باغفیض، قنات عینعلی و زینعلی در پونک، و قناتهای دهونک و یوسفآباد نام میبرد که هرچند آسیب دیدهاند، هنوز زندهاند. او میگوید: «همچنان آب در آنها جاری است، اما خطر نابودی نزدیک است.»
قناتهایی مانند مستوفی، فرمانفرما، قناتهای سفارتخانههای خارجی مانند انگلستان، ایتالیا، روسیه و ترکیه هنوز مظهر آب دارند اما بدون سیستم نگهداری سنتی، در معرض تهدید جدی هستند.
پرسشی بیپاسخ در دل بحران
تهران با کمآبی دستوپنجه نرم میکند. سطح سفرههای آب زیرزمینی کاهش یافته، چاههای غیرمجاز افزایش یافتهاند، و باغها یکی پس از دیگری خشک میشوند. در این میان، سؤال اساسی آن است: چرا قناتهایی که هنوز آب دارند، باید به جای بهرهبرداری، روانه فاضلاب شوند؟
مختاری در اینباره میگوید: «این کفران نعمت الهی است. قناتها مانند رودخانههای زیرزمینی هنوز آبدهی دارند، اما ما آن را به هرزآب میریزیم. چگونه میتوان چنین نابخردی را پذیرفت؟»
او با اشاره به تجربه زیسته خود در دهههای گذشته میگوید: «یادم هست آب را با فشاری از سر کوچه میآوردند. آب شاه، آب قنات، آبی که برای شرب و زندگی بود. امروز همان قنات را بستهایم و برای درختان چنار ۲۰۰ ساله سیستم آبیاری قطرهای گذاشتهایم که حتی درست کار نمیکند.»
راه نجات چیست؟
از نگاه این پژوهشگر، سه گام برای نجات قناتها لازم است: نخست، حفظ و احیای قناتهای فعال پیش از نابودی کامل؛ دوم، بازبینی قناتهای آسیبدیده و امکانسنجی بازگشت آنها؛ و سوم، تدوین و اجرای مقرراتی که مالکان را به حفظ مسیر قنات ملزم کند.
او پیشنهاد میدهد شهرداری، مترو، و دستگاههای مسئول، موظف به هماهنگی با نقشه قناتها شوند. برای مثال، اگر مسیر قناتی توسط ساختوساز منحرف شده، مالکان و سازندگان باید مسئولیت اصلاح آن را بپذیرند.
فراموشی تدریجی یک تمدن
قنات، تنها میراث مهندسی آب نیست، بلکه بخشی از تمدن ایرانزمین است. از «چشمه علی» در شهر ری که هفتهزار سال میجوشید و اکنون خشک شده، تا مظهر قناتهایی که زمانی مردم به آن «آب شاه» میگفتند، تهران سرشار از نشانههای یک فرهنگ آبی فراموششده است.
مختاری میگوید: «در میدان مشق، در شعاع ۱۰۰ متری برای آبیاری چهار درخت، چاه حفر کردهاند، در حالی که قنات همانجا بوده. قنات سنگلج در پارک شهر هنوز هست. چرا نجاتش نمیدهیم؟»
او هشدار میدهد که اگر اکنون اقدامی صورت نگیرد، نسل بعدی تهران نه تنها آبی برای نوشیدن نخواهد داشت، بلکه حتی نمیداند که روزی در دل این شهر، رودخانههایی در زیر زمین جریان داشت.
در حال بارگذاری...











