

در ادبیات مدرن رفاه، فقر دیگر صرفاً به معنای کمبود درآمد نیست بلکه به معنای محرومیت از فرصتهایی است که به انسان اجازه میدهد زندگی ارزشمندی را تجربه کند. در واقع فقر میوه تلخ درختی است که ریشههای آن در نابرابری فرصتها و شاخههای آن در نبود زیرساختهای رفاهی خشکیده است. در این گزارش فقر را نه به عنوان یک پدیده اتفاقی بلکه به عنوان نقطه شکست پروژه عدالت اجتماعی واکاوی میکنیم.
عدالت در سلامت، در ذات خود، باید حلقه وصلی باشد که تخصص پزشکی را به عدالت ساختاری پیوند میزند، اما امروزه این حلقه به گسلی عمیق بدل شده است؛ که جای تحقق ایده سالم زیستن در تلاش برای زنده ماندن است.
در دنیایی که آموزش، بانکداری، بهداشت و اشتغال بر بستر شبکه جریان دارد، محرومیت از اینترنت باکیفیت و آزاد، دیگر به معنای قطع ارتباط نیست، بلکه به معنای محرومیت از «حقِ حیاتِ اجتماعی و اقتصادی» است. حق بر اینترنت امروز همان جایگاهی را دارد که حق بر سوادآموزی در قرن بیستم داشت؛ ابزاری که بدون آن، سایر حقوق شهروندی عملا از دسترس خارج میشوند.
این تصمیم رسمی، پس از سالها انتظار و مقاومت اداری و فرهنگی، گامی مهم در به رسمیت شناختن حقوق زنان و تحقق برابری قانونی در جامعه ایران محسوب میشود.