زندگی در این خانه با تمام دلمشغولیهای روزمره و ساده جریان داشت؛ مهدیار خودش را برای کنکور آماده میکرد، محدثه باشگاهش را افتتاح کرده بود و نیوشا هم با هزار امید و آرزو مشغول خرید و تکمیل جهیزیهاش بود. اما روز ۱۸ اسفند، حدود ساعت دو و نیم ظهر، ناگهان همهچیز متوقف شد. یک حمله موشکی، قصه آدمهای این ساختمان و آرزوهایشان را برای همیشه ناتمام گذاشت و ۱۲ نفر از اعضای این خانواده را در کنار هم از بین برد. در این قسمت روایت زندگی و آرزوهای هادی میرزایی و دخترش نیوشا را میشنویم.