«خان بیبی» سالها مثل زنان دیگر شهرک کوچکشان در حوالی زاهدان، دوختودوز میکرد؛ تنها و برای کمک به گذراندن زندگی خانواده هفتنفرهاش در «گاوداران» که خشکسالی سفرههای اهالیاش را کوچکتر کرده بود. شهرک محل سکونت خان بیبی از اواسط دهه 70 به محل سکونت مهاجران تازهوارد از سیستان تبدیل شد؛ جمعیتی که بخش زیادی از آنها ساکن مناطق حاشیه تالاب هامون بودند و بعد از خشکسالیهای پیاپی به سمت شهرهای بزرگتر و حاشیه آنها آمدند. شهرک گاوداران هم حوالی دهه 70 برای اسکان دامداران حاشیه زاهدان ساخته شد و در طول زمان به سکونتگاهی در حاشیه این شهر تبدیل شد.
بعد از اسکان جمعیت مهاجران در منطقه، به مرور گروههای مختلفی برای کمک به ساکنان این منطقه آسیبپذیر وارد منطقه شدند که یکی از آنها بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان بود و با طرح خودیاری زنان به این شهرک وارد شد. خان بیبی هم دو سال پیش با این گروههای کوچک آشنا شد و قرار بود شکلی از استقلال مالی و توانمندی را تمرین کنند. خودش تعریف میکند که «وقتی با بنیاد آشنا شدیم و دیدیم خانمها اینجا هستند، هنرهایمان را روی هم ریختیم و شروع کردیم به دوخت لباس و کوسن دوزی و کیف دوزی.» او و دوستان تازهاش، زنان دیگر شهرک گاوداران را دعوت میکردند که دوختودوزشان را به کمک صندوق پسانداز کوچکشان پیش ببرند: «پس اندازی که برایمان گذاشتند خوب است، از همین صندوق پارچه میخریم، کوسن درست میکنیم و بعد که فروختیم پولش را دوباره به صندوق برمیگردانیم.»
او بعد از وارد شدن به گروههای خودیار شهرک گاوداران، چند نفر دیگر از زنان روستایشان را هم به بنیاد آورد؛ زنانی که سواد خواندن و نوشتن و مهارتی برای کار نداشتند، اما کمکم سوزندوزی و کراوات دوزی و بلوچیدوزی و کوسندوزی را در همین کلاسها یاد گرفتند و بعد «بیشتر خانمها هنرمند شدند و هرچه بلدند را به زنان دیگر هم یاد میدهند». همسران این زنان یا دامدارند یا کارگر یا خشکسالی شغلشان را از آنها گرفته است. بسیاری از آنها برای کار به شهرهای دیگر میروند و حالا در هرخانهای تعداد زنان بیشتر از مرداناند. این را خان بیبی به خوبی میداند.
بعضی از دوستان او بعد از عضویت در گروههای خودیار از صندوق پسانداز وام میگیرند و برای خرجهای ضروری زندگی هزینه میکنند، بعضیهایشان کلاسهای سوادآموزی را آغاز کردهاند و حالا «زنان زیادی برای سوادآموزی میآیند. حتی بچههایی که به مدرسه نمیروند هم به کمک مربیان درس میخوانند. همین صندوق به محلهمان خیلی کمک کرده است.»
گروههای خودیار بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان، از 15 سال پیش فعالیتشان را در روستاها و مناطق حاشیهنشین شهرهای زاهدان، چابهار، سیستان، نیمروز، زهک و زابل آغاز کردند و بخشی ضروری از فعالیتشان راهاندازی صندوقهای پسانداز خرد برای زنان است. در هر گروه خودیار حدود 15 تا 20 زن در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی محلی مشارکت میکنند تا در نهایت در کنار هم پسانداز کنند، درآمدزایی داشته باشند، عاملیت پیدا کنند و کار گروهی انجام دهند. هر گروه خودیار یک صندوق پسانداز خرد دارد که همه موجودی آن توسط زنان محلی تامین میشود و به کسبوکارهای کوچک خودشان و تامین نیازهای ضروری خانوادههایشان کمک میکند. ساناز قربانی، مدیر پروژه ایجاد گروههای خودیار سیستان و بلوچستان در بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان میگوید زنان محلی به واسطه تشکیل این صندوقها در مسیر توانافزایی اقتصادی و اجتماعی قرار میگیرند و به واسطه آن، کنار هم جمع میشوند و همبستگی بیشتری پیدا میکنند.
بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان از سال ۱۳۸۴ با هدف ترویج و توسعه کسبوکار و کارآفرینی در بین زنان، جوانان، نوجوانان و سازمانهای مردمنهاد محلی با اولویت مناطق کمبرخوردار به خصوص سیستان و بلوچستان، خوزستان، و خراسان جنوبی) فعالیت میکند و رویکردش توانمندسازی، تسهیلگری و حمایتگری است.
تأمین مالی خرد یکی از ابزارهای مبارزه با فقر جهانی است و در دهههای گذشته، مؤسسات تأمین مالی خرد (MFIs) به ابزاری حیاتی برای رسیدگی به مسئله فقر و توانمندسازی زنان پدیدار تبدیل شدهاند. طرحهای تأمین مالی خردِ گروهمحور تلاش میکنند از قدرت جمعی حمایتهای متقابل بهره ببرند؛ به این صورت که اعضا پساندازهای خود را تجمیع کرده و وامهای خرد به یکدیگر میدهند تا بتوانند کسبوکارهای کوچکی را راهاندازی کنند. هدف اکثر این طرحها، بهبود قدرت اقتصادی و افزایش فرصتهای شغلی برای زنان در جامعه محلی آنهاست و بسیاری از آنها هم با هدف مقابله با نگرشهای تبعیضآمیزِ ریشهدار نسبت به زنان فعالیت میکنند. برخی از این طرحها که در کشوهای مختلفی مثل پاکستان و بنگلادش اجرا شده است، روی تسهیل حضور دختران در مدارس و تغییر نگرش درباره اشتغال دارای دستمزد برای زنان در خارج از خانه تمرکز دارند. در این شیوه از تامین مالی، زنان گروههایی را برای پسانداز و اعتبار تشکیل میدهند و آموزشهای سوادآموزی، حقوقی، اجتماعی و توانمندسازی، در کنار حمایتهای فنی و بازاریابی دریافت میکنند.
اعضای گروههای خودیار محلات و روستاها، مثل خان بیبی و زنان شهرک گاوداران، با استفاده از موجودی صندوق پسانداز علاوه بر خرید مواد اولیه برای کسبوکارهایشان مثل نخ و پارچه، هزینههای زندگی خودشان را هم تامین میکنند؛ وامهایی برای زایمان، خرید لوازمالتحریر، وسایل خانه و ساخت خانههایی کوچک. به گفته قربانی در نهایت در این مسیر هم کسبوکار این زنان رونق میگیرد و هم نیازهای ضروری زندگیشان برطرف میشود؛ یک همکاری کوچک زنانه.
همه مراحل صندوقهای پسانداز زنان در سیستان و بلوچستان به کمک زنان پیش میرود؛ از سرگروهی تا مدیریت جلسات. از 15 سال پیش که فعالیت گروههای خودیار در بنیاد آغاز شد، تا امروز حدود 65 صندوق پسانداز خرد در محلهها و روستاهای تحت پوشش آن فعال شده است. کمترین سهم پسانداز هر زن 10 هزار تومان و بیشترین آن 500 هزار تومان است و مقدار مبلغی که پرداخت میشود بر اساس درآمد و توانمندی زنان و توسط خودشان تعیین میشود.
شیوهنامه صندوق به آنها اجازه میدهد که بعد از شش ماه تا یک سال، از آن برای راهاندازی کسبوکارهایشان که بیشتر در زمینه خیاطی است استفاده کنند؛ مثل گروهی از زنان که سیاهدوزی میکنند و مدتی پیش سفارش دوخت تعدادی کیسه خرید با طرح شهر سوخته گرفتند. آنها برای خرید پارچه و نخ از صندوق پساندازشان مبلغی برداشت کردند و بعد از فروش کیسههای خرید، پول را به صندوق برگرداندند. علاوه بر آن پنج درصد از سود کارشان را هم به صندوق واریز کردند. قربانی تعریف میکند که در این مدت نگاه جامعه محلی به مشارکت زنان در این گروهها تغییرات زیادی داشته است؛ در زمان آغاز فعالیت گروههای خودیار در بسیاری از محلات به دلیل بافت فرهنگی و پروژههای شکستخورده سازمانهای دیگر بسیاری از زنان تمایلی به مشارکت نداشتند، اما حالا مردان زیادی هم در پروژههای خودیاری مشارکت میکنند.
اعضای بنیاد دیدهاند که حضور زنان در این گروهها چطور باعث مشارکت اعضای خانوادهها میشود. آنطور که قربانی تعریف میکند، وقتی زنان درگیر روند توانافزایی میشوند، خواستههایشان از دریافت کمکهای نقدی به ادامه تحصیل و مهارت آموزی فرزندان و خودشان تغییر پیدا میکند. او میگوید در این گروهها یک نهضت سوادآموزی بین زنان به راه افتاده و حالا در گروههای خودیار سوادآموزی به صورت جدی دنبال میشود: «هر گروه خودیاری که ایجاد میشود معمولا بعد از دو سه ماه از ما درخواست میکنند که شرایط سوادآموزی را برایشان فراهم کنیم.»
زنان شهرک گاوداران سال قبل با کمک بنیاد و پساندازهایشان در صندوق، درختکاری کردند و سطل زباله خریدند. بسیاری از آنها کلاسهای سوادآموزی را همراه با فرزندانشان آغاز کردند و دختران جوانتر شهرک را که دوست داشتند مستقل باشند، با خودشان همراه کردند. «بعضی از خانوادهها مخالفتهایی داشتند و میگفتند چرا زن باید بیرون از خانه باشد، اما نتیجه کار را که دیدند، موافقت کردند.»
«ناز بی بی» جوان هم حدود دو سال پیش با بنیاد آشنا شد و حالا هفت ماه است که در صندوقهای پسانداز آن مشارکت میکند؛ کمکهایی که از ماهیانه صد هزار تومان شروع میشود. او در همین مدت دیده است که دوستانش برای خودشان وسایل دوختودوز و نیازهای ضروری خانههایشان را خریدهاند و اقساطشان را به صندوق برگرداند. ناز بی بی هم خیاطی میکند؛ سوزندوزی و لباس سنتی بلوچی و پیراهنهای زنانه و روکش قرآن و کوسن و حالا مطمئن است که «وقتی مشکلات پیش آمد، زنها هم باید دست به کار شوند؛ چون خیلی از مردان شهرک به شهرهای دیگر مهاجرت کردهاند و شرایط طوری نیست که بار اقتصاد خانواده فقط روی دوش آنها باشد.»
