براساس اطلاعات سالنامه سازمان تامین اجتماعی در سال 1404 ، حدود یک میلیون و 200 هزار نفر از جمعیت بیمهشدگان اصلی کم شده است. این جمعیت بیش از هفت درصد از جمعیت کل بیمه شدگان را تشکیل میدهد و میتوان آن را به یک سونامی در زمینه کاهش جمعیت بیمهشدگان اصلی تشبیه کرد.
کارشناسان میگویند این آمار حتی با دوران کرونا نیز قابل مقایسه نیست؛ چون در این دوره تنها صدهزار نفر از جمعیت بیمهشدگان اصلی کاهش پیدا کرد و این بنگاههای غیررسمی بودند که از میزان نیروهای خود کم کردند و باقی بنگاهها بحران را موقتی میدانستند و از تعدیل نیروی کار خود اجتناب کردند.
طبق قوانین کار و تامین اجتماعی اشخاص حقیقی تحت عنوان کارگر باید نزد سازمان تامین اجتماعی بیمه شوند و حق بیمه آنها توسط کارفرما به سازمان مذکور به صورت ماهانه پرداخت شود. این گروه از افراد بیمهشده اصلی نامیده میشوند و تحت پوشش سازمان محل خدمت خود قرار دارند و خدمات و مزایای ویژهای بابت بیمه و بازنشستگی به طور مستقیم دریافت میکند.
زهرا کریمی، اقتصاددان و استاد دانشگاه با مقایسه دادههای اخیر درباره کاهش بیمهشدگان اصلی، تاکید میکند که این آمارها چشمانداز بسیار نگرانکنندهای را نشان میدهند؛ چون معنای آن ناامیدی بنگاههای اقتصادی از بهبود شرایط و برطرف شدن خطر جنگ است. بررسیهای او نشان میدهند آمار کم شده از بیمهشدگان اصلی به جمعیت نیروهای بیکار سال 1404 اضافه نشده و تخمین زده میشود که این افراد به سمت مشاغل غیررسمی، بدون بیمه و با ارزش افزوده پایینتری رفتهاند.
به گفته کریمی این آمار در همه استانها کاهش پیدا کرده و استان تهران با کاهش 306 هزار نفری جمعیت بیمهشدگان اصلی در رتبه اول قرار گرفته. در این استان بیش از 10 درصد از جمعیت بیمهشدگان اصلی از کم شده است؛ به سخنی دیگر حدود 300 هزار نفر در استان تهران شغل با ثبات و حمایتهای بیمهای خود را در این بحران اقتصادی از دست دادهاند.
کریمی توضیح میدهد که در مجموع، شش استان بیش از هشت درصد از بیمه شدگان اصلی خود را از دست دادهاند: تهران، البرز، اصفهان، مرکزی، قزوین و آذربایجان شرقی. هر شش استان صنعتیاند و در مجموع نزدیک به 560 هزار نفر از بیمهشدگان اصلی در این استان ها کم شده است. استان تهران، با 306 هزار نفر، نیمی از این آمار را به خود اختصاص داده است پنج استان دیگر در مجموع حدود 250 هزار نفر بیمه شده اصلی را از دست دادهاند.
کریمی میگوید این آمار نشان میدهد که نزدیک به نیمی از ریزش نیروهای بیمه شده اصلی مربوط به استانهای صنعتی کشور است: «برخلاف انتظار بخش زیادی از این جمعیت به سمت استفاده از بیمههای بیکاری نرفتهاند؛ یعنی در سال 1404 و هم بهار 1405 تعداد درخواست کنندگان بیمه بیکاری افزایش زیادی نداشته است. برای مثال در بهار امسال 290 هزار مورد درخواست بیمه بیکاری ثبت شده است؛ در حالی که سال پیش از آن حدود یک میلیون و 200 هزار نفر از شمول پوشش بیمهشدگان اصلی خارج شدهاند. احتمالا بخشی از این گروه کمتر از شش ماه سابقه کار داشته و به همین دلیل امکان برخورداری از بیمه بیکاری را نداشتهاند.»
این اقتصاددان معتقد است یکی از دلایل اصلی کاهش تعداد بیمه شدگان اصلی ادامه شرایط جنگی و نبودن چشماندازی برای پایان است که باعث شده بنگاههای اقتصادی نیروی خود را کاهش دهند: «یکی دیگر از مشکلاتی که این بنگاهها طی دوسال گذشته با آن روبرو بودند، قطعی برق و گاز بوده که منجربه کاهش تولید و افزایش هزینهها شده است. علاوه بر این در جریان دو جنگ اخیر نیز تعدادی از کارخانهها آسیب دیدهاند و میزان تولیدشان کاهش پیدا کرده است. از سوی دیگر باید کاهش قدرت خرید خانوار را نیز به این عوامل اضافه کنیم. اگر وضعیت تعلیق ادامه پیدا کند و چشماندازی هم برای پایان جنگ وجود نداشته باشد، قطعا سال 1405 شرایط بسیار نامساعدتری از نظر آمار خروج کارگران از بازار کار رسمی خواهد داشت و جمعیت بیمهشدگان اصلی به شدت کاهش پیدا خواهد کرد.»
کریمی به رشد اقتصادی منفی 10.1 درصدی بهار امسال هم اشاره میکند و معتقد است با وجود این شرایط روند تعدیل نیروی کار ادامه خواهد داشت: «آمارهای سال 1404 نشان میدهند که تعداد شاغلان زنان حدود 195 هزار نفر کاهش پیدا کرده، اما در همین بازه زمانی آمار اشتغال مردان حدود 228هزار مورد افزایش داشته است (خالص رشد شمار شاغلان در سال 1404 معادل 34 هزار نفر بوده است)؛ این آمار نشان میدهد که مردان بعد از بیکاری، به سمت مشاغل غیررسمی، بدون بیمه و با کیفیت کمتری، مانند دستفروشی، میروند اما زنان به دلایل مختلف، کمتر در این مشاغل مشغول به کار میشوند.»
تحلیل اخیر کریمی درباره خروج زنان از بازار کار با نتایج طرح آمارگیری نیروی کار مرکز آمار، منطبق است و نتایج مشابهی دارد. طبق این نتایج در سال گذشته بیش از 41 میلیون نفر در کشور دیگر در جست و جور کار نبودهاند که بیش از 29 میلیون از این جمعیت را زنان تشکیل میدهند. مهمترین دلیلی که زنان دیگر در جستوجوی شغل نیستند، مسئولیتهای شخصی و خانوادگی عنوان شده است.
بر این اساس در سال گذشته بیش از 23 میلیون زن، معادل بیش از 79 درصد از زنانی که دیگر به دنبال شغل نیستند، مسئولیتهای شخصی و خانوادگی را علت این وضعیت میدانند. در مقابل مهمترین دلیل مردانی که در جستوجوی شغل نیستند بی نیازی از انجام کار ذکر شده است.
گزارشهای مرکز آمار درباره افزایش اشتغال غیررسمی هم نتایج مشابهی دارد و نشان میدهد اگرچه سهم اشتغال غیررسمی نسبت به سال قبل اندکی کاهش یافته، اما بیش از نیمی از شاغلان کشور همچنان در مشاغل غیررسمی فعالیت دارند. در همین حال، پایین بودن درآمد مهمترین دلیل ترک شغل اعلام شده و مسئولیتهای شخصی و خانوادگی نیز میلیونها زن را از جستوجوی کار دور کرده است. بر اساس جدیدترین اطلاعات منتشر شده از سوی مرکز آمار، سهم اشتغال غیررسمی در کل کشور به 54.6 درصد رسیده و این در حالی است که در پایان سال 1403 این رقم 55.2 درصد اعلام شده بود. به عبارت دقیقتر از 24.8 میلیون نیروی کار در سال 1404 بیش از 13.5 میلیون نفر شاغلان غیررسمی بودند.
