به گزارش آتیهآنلاین، در مرداد ۱۴۰۴، سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس با استناد به گزارش رئیس سازمان فنیوحرفهای اعلام کرد که «از هر دو نفر در کشور، یک نفر فقر مهارتی دارد» و ۴۰ درصد دانشآموختگان کشور بیکار هستند. همزمان مسئولان سازمان از نیاز این مجموعه به بازسازی و نوسازی سخن گفتند؛ مسئلهای که نشان میدهد خودِ نظام آموزش مهارتی نیز با چالش منابع، تجهیزات و بهروزرسانی مواجه است.
یکی از مهمترین مشکلات، فاصله میان رشتههای آموزشی و نیاز واقعی بازار کار است. گزارش مرکز پژوهشهای مجلس که مهر منتشر کرده، نشان میدهد آموزشهای فنیوحرفهای کشور با مشکلاتی مانند کمبود تجهیزات کارگاهی، کمبود مربی، نرخ اشتغال پایین و ضعف دادههای ارزیابی روبهروست. این گزارش همچنین بر ضرورت ایجاد بانک نیازهای مهارتی کشور و مشارکت بیشتر بخش خصوصی تأکید کرده است.
حتی در آموزش عالی مهارتی نیز فاصله قابل توجهی دیده میشود. بر اساس همان گزارش، نسبت اشتغال دانشآموختگان دانشگاه فنیوحرفهای برای سالهای ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۹ حدود ۵۴ درصد و برای دانشآموختگان دانشگاه جامع علمی کاربردی در یک دوره رصدشده ۵۶ درصد بوده است. در آموزشهای غیررسمی سازمان فنیوحرفهای نیز تنها ۳۰ درصد مهارتآموختگان پس از دوره به اشتغال رسیدهاند.
| حلقه مسیر اشتغال | مشکل اصلی | نتیجه |
|---|---|---|
| انتخاب رشته | نبود اطلاعات دقیق از آینده شغل | انتخاب دوره بدون توجه به تقاضای بازار |
| آموزش | کمبود تجهیزات و بعضاً فاصله با محیط واقعی کار | مهارت ناکافی برای استخدام |
| دریافت مدرک | تمرکز بر گواهینامه به جای توانایی عملی | مدرک بدون تضمین شغل |
| ورود به بازار کار | کمبود فرصت شغلی | بخشی از مهارتآموختگان همچنان بیکار میمانند |
| خوداشتغالی | نیاز به سرمایه و ابزار | فرد ماهر توان راهاندازی کار را ندارد |
| دستمزد | پایین بودن درآمد برخی مشاغل مهارتی | بیمیلی به ادامه کار در حرفه آموختهشده |
رصد مهارتآموختگان که در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس آمده، تصویر روشنی از این مشکل ارائه میدهد: ۴۸ درصد از افرادی که پس از آموزش فنیوحرفهای شغل پیدا نکردهاند، «کمبود فرصت شغلی» را علت اصلی عنوان کردهاند؛ ۳۰ درصد مشکل را نداشتن سرمایه کافی دانستهاند و ۱۳ درصد نیز پایین بودن دستمزد را عامل عدم اشتغال معرفی کردهاند. بنابراین حتی اگر آموزش و مدرک را یک مرحله موفق فرض کنیم، هنوز سه مانع بزرگ تا رسیدن به درآمد وجود دارد.
این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ چون همه مشاغل مهارتی الزاماً استخداممحور نیستند. در بسیاری از حرفهها، فرد باید پس از آموزش بتواند ابزار کار تهیه کند، مشتری پیدا کند، مجوزهای لازم را بگیرد یا وارد یک کسبوکار شود. به همین دلیل، مدرک بهتنهایی نمیتواند جای سرمایه اولیه، تجربه کاری و ارتباط با کارفرما را بگیرد.
یکی از پیشنهادهای مهم مرکز پژوهشهای مجلس، تقویت ارتباط آموزشگاهها با بنگاههای اقتصادی، انجام آموزش عملی در شرکتها و مراکز کسبوکار و انجام پیمایشهای دورهای برای شناسایی نیاز کارفرمایان است. این پیشنهاد از یک واقعیت مهم حکایت دارد: اگر آموزش پیش از طراحی دوره نداند بازار چه نیرویی میخواهد، ممکن است فردی برای شغلی آموزش ببیند که ظرفیت جذب نیروی جدید در آن پایین است.
در یک سال اخیر نیز مسئولان فنیوحرفهای بر همین پیوند تأکید کردهاند. مدیرکل فنیوحرفهای کردستان در دی ۱۴۰۴، مهارتآموزی را ابزاری برای کاهش بیکاری دانست و گفت بسیاری از افراد، حتی با تحصیلات دانشگاهی، مهارت لازم برای ورود به بازار کار را ندارند. در شهریور ۱۴۰۵ نیز مدیرکل فنیوحرفهای لرستان تأکید کرد که مهارت باید حلقه اتصال جوانان به بازار کار باشد.
در نتیجه، مسئله را نمیتوان صرفاً به «بیفایده بودن مدرک فنیوحرفهای» تقلیل داد. دادهها بیشتر از وجود یک زنجیره ناقص حکایت میکنند: آموزش، مهارت واقعی، تجربه، اتصال به کارفرما، سرمایه یا ابزار و شغل.
اگر یکی از حلقههای پایانی وجود نداشته باشد، گواهینامه مهارت ممکن است به شغل منجر نشود.
راهکارهایی مانند روزآمدسازی رشتهها، افزایش آموزش در محیط واقعی کار، ایجاد مشاوره شغلی، شناسایی نیازهای آینده بازار و مشارکت بیشتر بخش خصوصی نیز دقیقاً برای پر کردن همین فاصله پیشنهاد شدهاند. گزارش مرکز پژوهشهای مجلس حتی توصیه کرده برنامههای درسی مهارتی به دلیل سرعت تغییر فناوری، برخلاف رشتههای نظری، بهصورت دورهای و کوتاهتر بازنگری شوند.
