«ماریا» رایجترین نام زنانه در برزیل است. برای همین مقامهای مسئول او را ماریا نامیدند تا هویت واقعیاش افشا نشود. ماریا که در هفتسالگی برای کار بهعنوان خدمتکار به خانه یک خانواده فرستاده شده بود، اکنون در ۶۲ سالگی در شهر فورتالزا در شمالشرق برزیل، پس از بیش از نیم قرن زندگی در شرایطی مشابه بردگی، توسط دادستانی کار این کشور نجات یافته است. او در تمام این سالها نه دستمزدی دریافت کرده، نه مرخصی داشته و نه فرصت آموختن خواندن و نوشتن را پیدا کرده است.
این زن در طول ۵۵ سال توسط سه نسل از یک خانواده مورد بهرهکشی قرار گرفته است؛ موردی غیرمعمول، اما نه بیسابقه. او هنوز هم ساعت ۴:۳۰ صبح از خواب بیدار میشد تا صبحانه آماده کند و کودکان خانواده را برای رفتن به مدرسه آماده کند. خانواده پذیرفته است به او غرامت بپردازد، اما ماریا که در انزوایی تقریبا کامل و بدون ارتباط با بستگانش زندگی کرده، همچنان نزد کارفرمایانش خواهد ماند تا مقامهای مسئول بتوانند خانواده واقعی او را پیدا کنند.
آمارها نشان میدهد ماریا بهاحتمال زیاد فقیر و احتمالا سیاهپوست است؛ مشخصاتی که با وضعیت بیش از شش میلیون زن دیگر برزیلی همخوانی دارد؛ زنانی که از کودکان مراقبت میکنند، غذا میپزند، لباس میشویند، اتو میکنند و در خانههایی غیر از خانه خودشان نظافت میکنند. این زنان تنها کمی بیش از یک دهه است که از حقوق کامل کار برخوردار شدهاند.
ماریا پولی در اختیار نداشت، حساب بانکی نداشت و دوستی هم نداشت. او حتی هرگز بهتنهایی به ساحل نرفته بود.
«ماریا نئوزلی»، دادستان متخصص در مبارزه با کار خانگی در شرایط بردگی، در این باره به رسانههای محلی گفت: «او در نوعی زندان زندگی میکرد. نمیدانست چگونه در شهر رفتوآمد کند و از خشونت بیرون از خانه میترسید. از آنجا که به او لباس، غذا و سرپناه میدادند، تصور میکرد همینها دستمزد کارش است.»
متخصصان میگویند از آنجا که بهرهکشی از قربانیان از دوران کودکی آغاز میشود، آنها اغلب از شدت و جدیت سوءاستفادهای که در معرض آن قرار دارند آگاه نیستند. افزون بر این، آنها دنیای دیگری جز همان خانه را نمیشناسند. مادر ماریا هم پیشتر برای همین خانواده کار کرده بود.
خانوادهای که متهم به نگهداشتن ماریا در شرایط بردگی است، سفیدپوست است و نام خانوادگی «برازیل» دارد؛ جزئیاتی که برای آن نوع از استثمار که متخصصان آن را میراث دوران بردهداری میدانند، نمادین به نظر میرسد. بردهداری در برزیل در سال ۱۸۸۸ لغو شد.
کارفرمایان کنونی ماریا، یعنی نسل سوم خانواده برازیل، با دادستانی کار به توافقی رسیدهاند که بر اساس آن یک آپارتمان به ارزش ۳۰ هزار دلار برای این زن خریداری خواهند کرد. طبق بیانیه دادستانی کار، این آپارتمان «بهطور کامل مبله و مجهز به لوازم خانگی» خواهد بود. آنها همچنین باید ۱۰ هزار دلار دیگر بهعنوان غرامت به ماریا بپردازند.
دادستانی کار در بیانیه خود اضافه کرده است: «امضای این توافق مانع از آن نمیشود که این کارگر بتواند مطالبات فردی خود را از طریق دادگاهها پیگیری کند.»
ماریا طی ۵۵ سال توسط سه زوج از سه نسل این خانواده مورد بهرهکشی قرار گرفته است: ابتدا یک زوج بازنشسته، سپس یک وکیل و یک کارمند دولت و در نهایت یک دامپزشک و یک کارمند دیگر دولت.
به گزارش رسانه G1، این افراد همچنین مظنون به کلاهبرداری هستند. دادستانها معتقدند آنها علاوه بر محروم کردن ماریا از دستمزد کار خانگیاش، حدود ۱۱۵ دلار در ماه را هم که او از برنامه «بولسا فامیلیا»، طرح اصلی مبارزه با فقر در برزیل، دریافت میکرد، تصاحب کردهاند.
خانواده برازیل در بیانیهای که از طریق یک دفتر حقوقی منتشر کرده، «قاطعانه تمامی این اتهامات را رد کرده» و گفته است این ادعاها «بازتابدهنده رابطه همزیستی، مراقبت و محبتی نیست که طی دههها با این زن شکل گرفته است.»
ماریا حدود سال ۱۹۷۱ وارد زندگی این خانواده شد؛ همان سالی که هنری کیسینجر از چین دیدار کرد، جان لنون ترانه «تصور کن» (Imagine) را نوشت و مکزیک میزبان نخستین جام جهانی زنان بود.
شوک ناشی از این پرونده با جنجال بر سر تصمیم مقامهای مسئول برای اینکه ماریا فعلا نزد همان خانوادهای بماند که ۵۵ سال او را در شرایط بردهوار نگه داشته بود، دوچندان شده است.
«لوچیانو آراگائو سانتوس»، هماهنگکننده ملی مقابله با کار بردهوار میگوید نجات قربانیان در محیطهای خانگی «حتی پیچیدهتر» است؛ زیرا قربانیان اغلب از استقلال و اختیار خود محروم میشوند، ارتباطشان با خانواده قطع میشود و به مراقبتهای بهداشتی و آموزش دسترسی ندارند. به گفته او، به همین دلیل، خارج کردن چنین افرادی از این شرایط «نیازمند تلاش واقعی برای بازگشت اجتماعی قربانی، احیای ارتباطات خانوادگی و فراهم کردن زمینه برای ساختن زندگی مستقل و شرافتمندانه است.»
نگرانی این است که وابستگی ماریا به خانوادهای که او را استثمار کرده، آنقدر شدید باشد که خارج کردن ناگهانی او، بدون وجود شبکهای سازمانیافته از حمایت، بیش از آنکه مفید باشد، به او آسیب بزند.
ماریا اکنون به سنی رسیده است که بسیاری از برزیلیهای ثروتمند در آن بازنشسته شدهاند و چه ثروتمند باشند و چه فقیر، در صفها و هنگام سوار شدن به هواپیما از اولویت برخوردارند.
اتاقهای مخصوص خدمتکاران بهتدریج در برزیل در حال ناپدید شدن است، اما ساختمانهایی که دو آسانسور جداگانه، یکی برای ساکنان و دیگری برای بخش خدمات، دارند همچنان بسیار رایجاند؛ آسانسورهایی که برای خدمتکاران خانگی، تکنسینهای مراجعهکننده، همسایههایی که سگ همراه دارند یا ساکنانی که خریدهای خود را حمل میکنند، در نظر گرفته شدهاند.
این مورد شدید نقض حقوق انسانی در پی یک گزارش ناشناس فاش شد؛ روشی که با افزایش آگاهی عمومی و افزایش آمادگی شاهدان برای گزارش موارد سوءاستفاده، بیش از گذشته رواج یافته است.
هر از گاهی، برزیل با خبر نجات یک کارگر خانگی که دههها در شرایط بردهوار و در خانه یک خانواده ظاهرا محترم زندگی کرده است، تکان میخورد. داستانها الگویی آشنا دارند با تفاوتهایی که عمدتا در جزئیات است.
نقطه عطف در این زمینه، پرونده «مادلنا گوردیانو» بود که نجات او در سال ۲۰۲۱ توجه گستردهای را به خود جلب کرد. او پس از دریافت غرامت از خانواده ثروتمندی که او را به بردگی کشانده بود، استقلال خود را به دست آورد. زندگی تازهای را آغاز کرد، دوستان جدیدی پیدا کرد، از شنا در اقیانوس لذت برد و در کلاسهای زومبا شرکت کرد و آزادی تازهیافتهاش را در شبکههای اجتماعی با دیگران به اشتراک گذاشت.
ترجمه از: elpais.com