بیابانزدایی یکی از چالشهای بزرگ زیستمحیطی قرن بیست و یکم است. کشورها در سراسر جهان با گسترش کویرها، فرسایش خاک و کاهش پوشش گیاهی روبرو هستند. چین که خود سالها با این معضل دستوپنجه نرم کرده، با اجرای برنامههای گسترده، به موفقیتهای قابلتوجهی دست یافته است. چین چگونه موفق شد و چه مسیری را طی کرد؟ در ادامه تلاش میکنیم تا پاسخ را روشن کنیم.
نخستین گام چین، تدوین یک برنامه ملی با افق بلندمدت بود. برنامه «کمربند جنگلی سهشمال» که از سال ۱۹۷۸ آغاز شد، اکنون به یکی از بزرگترین پروژههای اکولوژیکی جهان تبدیل شده است. این برنامه با هدف مقابله با بیابانزایی در مناطق شمالی کشور طراحی شد و تاکنون بیش از ۱۶.۳ میلیون هکتار از زمینهای تخریبشده را احیا کرده است.
سرمایهگذاری دولتی، ستون فقرات این برنامه بود. دولت مرکزی تاکنون بیش از ۱۲.۴ میلیارد دلار بودجه اختصاص داده و از اجرای ۵۴۴ پروژه بزرگ حمایت کرده است. این تجربه نشان میدهد که بدون تعهد مالی پایدار، هیچ برنامه زیستمحیطی به نتیجه نمیرسد.
چین برای کنترل بیابانزایی، یک چهارچوب سیاستی جامع تدوین کرده است. این چهارچوب شامل یک برنامه ملی پیشگیری و کنترل بیابانزایی، برنامههای ویژه برای مناطق کویری، استانداردهای فنی و ضوابط اجرایی است. برای مثال، استفاده از انرژی خورشیدی (فتوولتائیک) در کنار بیابانزدایی، مدلی نوآورانه است که ضمن تولید انرژی پاک، به تثبیت شنهای روان و احیای پوشش گیاهی کمک کرده است. با این روش تاکنون ۳۵۳ هزار هکتار زمین احیا شده است.
از سوی دیگر، ساخت زیرساختهای حملونقل در مناطق شنی، به احیای ۴۵۳ هزار هکتار از زمینهای تخریبشده انجامیده است. این رویکرد نشان میدهد که میتوان پروژههای عمرانی را با اهداف زیستمحیطی تلفیق کرد.
بخش مهم دیگری از تجربه چین، تکیه بر علم و فناوری است. این کشور منطقه سهشمال را به ۱۳۶ منطقه مدیریت اکولوژیک تقسیم کرده و برای هر منطقه، راهکارهای متناسب با شرایط اقلیمی و خاکی خود طراحی کرده است. گونههای جدیدی از درختان و علفهای مقاوم به خشکی، سرما و شوری-قلیا تولید شده و میزان موفقیت کاشت را به بیش از ۷۵ درصد رسانده است. در کنار این نوع تقسیمبندی استفاده از تجهیزات و فناوریهای نوین، کارایی عملیات بیابانزدایی را بیش از سه برابر افزایش داده است.
این تجربه نشان میدهد که بیابانزدایی موثر، نیازمند پژوهشهای بومیشده و متناسب با هر منطقه است.
مجموع این تلاشها، نتایج چشمگیری به همراه داشته است: حجم فرسایش خاک ناشی از باد در هشت کویر بزرگ و چهار منطقه شنی چین حدود ۴۰ درصد کاهش یافته و میانگین پوشش گیاهی در مناطق بیابانی به ۲۱.۱۷ درصد رسیده است. همچنین مساحت زمینهای بیابانی از متوسط رشد سالانه ۳۴۳ هزار هکتار در پایان قرن بیستم، به کاهش سالانه ۶۶۶ هزار هکتار در حال حاضر رسیده است.
چین تا سال ۲۰۳۰ برنامه دارد نزدیک به ۶.۷ میلیون هکتار دیگر از زمینهای بیابانی را احیا کند. این هدف، با تکیه بر روشهای مذکور و با تمرکز بر مناطق کلیدی مانند چهار منطقه شنی، مناطق واحهای، فلات تبت و حوضه رودخانه زرد دنبال میشود.
تجربه چین چند درس اساسی دارد: برنامهریزی بلندمدت با پشتیبانی مالی مستمر، ایجاد چهارچوب سیاستی منسجم، تلفیق فناوریهای نوین با روشهای سنتی، پژوهشهای بومیشده و همکاری بینالمللی. هر کشوری میتواند با اقتباس از این اصول، متناسب با شرایط جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی خود، راهکارهای موثری برای مهار بیابانزایی تدوین کند. بیابانزدایی یک فرآیند تدریجی است که نیازمند صبر، تعهد و همکاری همه بخشهای جامعه است.
منبع: globaltimes.cn
