نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران طی دهههای گذشته به مهمترین رویداد صنعت نشر ایران و یکی از اصلیترین منابع فروش سالانه ناشران تبدیل شده است. هرچند منتقدان همواره معتقد بودند نمایشگاه از ماهیت نمایشگاهی فاصله گرفته و به فروشگاهی بزرگ تبدیل شده که به کتابفروشیهای محلی آسیب میزند. در سالهای اخیر نیز گرانی کاغذ، افزایش هزینه تولید و کاهش قدرت خرید، بازار نشر را با رکود مواجه کرده است. همزمان با شیوع کرونا در سال ۱۳۹۹، نمایشگاه کتاب برای نخستین بار به شکل مجازی برگزار شد و امسال هم به دلیل شرایط جنگی برگزاری نمایشگاه کتاب به صورت مجازی در دستور کار قرار گرفت. با این حال گزارشهای مختلف حاکی از کاهش استقبال از نمایشگاه است که احتمالا یکی از دلایل اصلی آن روند کوچک شدن سبد هزینه خانوار در سالهای اخیر است.
بررسی گزارشهای مرکز آمار نشان میدهد سهم تفریحات، سرگرمیها و خدمات فرهنگی برای خانوار شهری از 2.9 درصد در سال 1396 به 1.7 درصد در سال 1403 و در همین بازه زمانی برای خانوار روستایی از دو به 1.3 درصد رسیده است. بررسیها نشان میدهد کاهش سهم هزینههای مختلف غیرخوراکی در سبد خانوار شهری و روستایی، با رشد فزاینده سهم مسکن از هزینهها همراه بوده است.

کمرونقی نمایشگاه کتاب زیر سایه جنگ
البته باوجود کاهش سهم هزینههای فرهنگی از سبد خانوار و کاهش فروش کتاب در نمایشگاه کتاب نسبت به سالهای قبل، به نظر میرسد شرایط جنگی توانسته کمی بازار کتاب را تکان دهد. در این رابطه ابراهیم کریمی، رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، درباره وضعیت فروش کتاب در ایام نمایشگاه و شرایط ناشران، میگوید: «در سامانه خرید کتاب در این ایام، ابتدا پلتفرمهایی که کتاب مجازی ارائه میدهند فعال میشوند و بعد ناشرانی که کتابهای کاغذیشان را بارگذاری کردهاند. این مسئله باعث شده مقدار زیادی از فروش کتابهای کاغذی به سمت فروش دیجیتال برود و از این بابت عموم ناشران گلهمند هستند. البته باید به این نکته توجه کنیم که مهمترین مسئله، افزایش سرانه مطالعه است و تفاوتی ندارد مردم کتاب را به شکل کاغذی، صوتی یا دیجیتال مطالعه کنند.»
او همچنین با اشاره به کاهش تقاضای کتاب نسبت به سالهای گذشت به دلیل کاهش قدرت خرید مردم، میگوید: «در این رابطه آمار دقیق در دسترس نیست، اما بر اساس اظهار همکاران، میزان فروش کمتر شده است. البته با وجود افزایش شدید هزینههای تولید و گرانی کاغذ، بسیاری از ناشران همچنان کتابهای خود را با قیمتهای سال قبل عرضه میکنند.»
البته به گفته او برخلاف تصورها، در ماههای قبل و به ویژه بعد از جنگ مردم بیشتر به کتابفروشیها مراجعه کردند و کتاب بیشتری خریدند. این موضوع مربوط به بخش کتابهای عمومی و کودک بوده است و نه در حوزه کتابهای کمکدرسی و دانشگاهی. با این حال نگرانی اصلی ناشران این است که با ادامه روند افزایش قیمت کاغذ، دیگر نتوانند متناسب با میزان فروش، کتاب جدید تولید کنند.
او همچنین درباره جایگاه نمایشگاه کتاب گفت: «آنچه این روزها در سامانه عرضه میشود، جایگزین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران نیست. امیدواریم شرایط مناسب باشد و نمایشگاه همچون سالهای گذشته برگزار شود. البته نگاه به نمایشگاه کتاب نباید صرفاً فروشمحور باشد و فروش کتاب بهتر است در طول سال از طریق کتابفروشیها انجام شود.»
کتابخوانی در ایران به روایت آمار
نتایج نظرسنجی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات که در آبان ماه سال گذشته از افراد بالای ۱۸ سال انجام شده، نشان میدهد بیش از 41 درصد پاسخگویان کتاب میخوانند. از بین این افراد، بیش از ۶۴ درصد افراد گفتهاند که کتاب غیردرسی میخوانند، ۲۴ درصد هم کتاب درسی و هم کتاب غیردرسی و ۱۱ درصد فقط کتاب درسی میخوانند. ناتوانی مالی، کمبود وقت و دشواری دسترسی به کتاب از مهمترین موانع کتابخوانی هستند که شرکتکنندگان بر اون تأکید کرند.
اگرچه این آمار پایینتر از متوسط مطالعه اتحادیه اروپاست، اما فاصله زیادی با کشورهای دیگر ندارد. بر اساس گزارشهای بینالمللی، در سال 2022، نزدیک به 53 درصد جمعیت بالای 16 سال اتحادیه اروپا گفتهاند که کتاب خواندهاند و در آمریکا این رقم بییش از 48 درصد گزارش شده است.
در ایران، در بین کتابخوانها، میانگین مطالعه غیردرسی ۱۸۶ دقیقه در هفته است؛ یعنی روزی حدود 26.6 دقیقه. اما وقتی کل جامعه، از جمله کسانی که اصلاً کتاب نمیخوانند، محاسبه میشود این میانگین به 10.9 دقیقه در روز میرسد.
با این حال، تصویر مطالعه فقط به کتاب محدود نمیشود. پاسخدهندگان گفتهاند روزانه به طور متوسط ۷۰ دقیقه در شبکههای اجتماعی و رسانههای مختلف متن علمی از جمله مقاله و تحلیل میخونند یا مستند علمی نگاه میکنند. در موضوعات مطالعاتی، داستان و رمان همچنان پرطرفدارترین ژانر است و پس از آن تاریخ، روانشناسی و کتابهای تخصصی قرار دارد.
آمارها نشان میدهد کتاب هنوز از زندگی ایرانیها حذف نشده اما بیش از گذشته به کالایی وابسته به توان اقتصادی خانوار تبدیل شده است. در شرایطی که سهم فرهنگ در سبد هزینه مردم کوچکتر شده، ناشران نگران آینده بازار کتاباند و مخاطبان هم میان هزینههای ضروری و خرید کتاب، ناچار به انتخاب میشوند. هرچند به نظر میرسد رخدادهای پیاپی اجتماعی و سیاسی افزاد بیشتری را به کتابخانی ترغیب کرده است.