تنش آبی در تابستان پیشروی تهران و مشهد
بارشهای اخیر به ویژه در اسفند و فروردین، میانگین کشوری را به نرمال و تا اندکی بالای نرمال رساند اما تابستان امسال همچنان برای تهران، مشهد، کرج و اراک بحرانی خواهد بود
بارشهای اخیر به ویژه در اسفند و فروردین، میانگین کشوری را به نرمال و تا اندکی بالای نرمال رساند اما تابستان امسال همچنان برای تهران، مشهد، کرج و اراک بحرانی خواهد بود
براساس بررسی وضعیت بارشها و منابع آب کشور، ایران امروز در وضعیت دوگانهای از «میانگین نرمال ظاهری» و «بحران عمیق منطقهای» قرار گرفته است. دادهها نشان میدهد اگرچه متوسط بارش کشور تا اوایل اردیبهشت ۱۴۰۵ به بیش از ۲۱۰ میلیمتر رسیده و حدود ۵ درصد بالاتر از نرمال ثبت شده، اما این عدد تصویری واقعی از وضعیت سرزمین ارائه نمیدهد. زیرا در همان زمان، استانهایی مانند تهران، البرز، قزوین، مرکزی، سمنان، گیلان و قم با افت ۲۵ تا ۴۰ درصدی بارش مواجهاند. این شکاف جغرافیایی، ایران را وارد مرحلهای از «بحران نابرابر اقلیمی» کرده است.
در کنار این وضعیت، شتاب گرمایش در ایران تقریباً دو برابر میانگین جهانی است. افزایش حدود ۰.۴ تا ۰.۵ درجهای در هر دهه طی پنج دهه گذشته، دمای میانگین کشور را بین ۲ تا ۲.۵ درجه بالاتر برده و همین امر تبخیر، کاهش رطوبت و تشدید خشکی را تقویت کرده است. در چنین شرایطی، کاهش بارش مؤثر و افت ۳۰ تا ۴۰ میلیمتری میانگین بارندگی در چند دهه اخیر، نشانهای از ورود کشور به یک روند پایدار تنش آبی است. احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور در گفتوگو با آتیهآنلاین درباره وضعیت خشکسالی و ذخایر آبی کشور توضیح می دهد.
ارزیابی شما از وضعیت بارشهای امسال چیست و آیا میتوان آن را در دسته خشکسالی شدید طبقهبندی کرد؟
خیر، در مقیاس کشوری خشکسالی شدید نداریم. میانگین بارش کشور تا ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ به بیش از ۲۱۰ میلیمتر رسیده که نسبت به نرمال200 میلیمتری، حدود 5% افزایش نشان میدهد. اما توزیع بارش نابرابر است و استانهای گیلان ، قزوین، مرکزی، سمنان و تهران همچنان با کاهش ۲۵ تا ۴۰ درصدی بارش مواجه هستند.
بارشهای اخیر چقدر پاسخگوی بحرانهای آبی اخیر بوده و کدام استانها پر آب و رکورددار بارش و کدام استانها همچنان گرفتار بحران آبی هستند؟
بارشهای اخیر به ویژه در اسفند و فروردین، میانگین کشوری را به نرمال تا اندکی بالای نرمال رساند. استانهای خوزستان، کهگیلویه و بویراحمد، فارس، لرستان، ایلام، کرمانشاه، آذربایجان غربی و شرقی و غرب کردستان، جنوب و نیمه شرقی کشور بارش نرمال تا فراتر از نرمال داشتهاند. اما استانهای تهران، البرز، قزوین، مرکزی، قم، گیلان و سمنان همچنان با کاهش ۲۵ تا ۴۰ درصدی بارش و اغلب در خشکسالی شدید به سر میبرند.
کدام شهرها تابستان سخت و بحرانی در پیش دارند ؟
تهران و کرج و برخی شهرستانهای این دو استان، اراک و برخی شهرهای استان مرکزی، مشهد و برخی شهرهای استان خراسان رضوی. تهران و مشهد بحرانیترین وضعیت را پیش رو دارند. مشهد علیرغم بارش نرمال، به دلیل کنترل آب در بالادست رودخانههای مرزی شرایط مساعدی ندارد. تهران با کاهش ۳۷ درصدی بارش نسبت به نرمال و ذخایر کم سدها، با تنش شدید مواجه است.
ایران در مقایسه با روند جهانی تغییر اقلیم، در چه وضعیتی قرار دارد؟
ایران در منطقهای واقع شده که نرخ گرمایش سریعتر از میانگین جهانی است. افزایش دمای ایران در ۵۰ سال اخیر حدود ۰.۴ تا ۰.۵ درجه در دهه بوده درحالیکه میانگین جهانی ۰.۲ تا ۰.۳ درجه است. بنابراین دمای میانگین سالانه فلات ایران طی 5 دهه گذشته حدود 2 تا 2.5 درجه گرمتر شده است. همین امر تشدید تبخیر، خشکی بیشتر و کسری بیشتر آب را سبب میشود. همچنین کاهش بارش درایران و کشورهای اطراف تا حدودی شدیدتر از بسیاری از مناطق جهان است. به طور متوسط طی پنج دهه گذشته بین 30 تا 40 میلیمتر از متوسط بارش کشور کاسته شده است و خط روند کاهش سالانه آن در بلند مدت حدود یک میلیمتر در سال است.
آیا میتوان گفت برخی مناطق کشور وارد «خشکسالی ساختاری» شدهاند؟
بله. استانهای تهران، البرز، قزوین، قم، مرکزی، همدان، اصفهان، یزد، کرمان و خراسان رضوی به دلیل افت شدید سفرههای آب زیرزمینی و فرونشست زمین، که همچنان و حتی با شدت بیشتر از قبل تداوم دارد، وارد خشکسالی ساختاری شدهاند. در این مناطق حتی چندین سال بارش نرمال نیز نمیتواند کسری انباشته را جبران کند و چنانچه روندهای قبلی برداشت آب ادامه یابد، وضعیت بدتر هم خواهد شد.
مهمترین عامل تشدید بحران آب در ایران را «اقلیمی» میدانید یا «مدیریتی»؟
مدیریتی با سهم ۷۰ تا ۸۰ درصد. تغییر اقلیم یک ضریب تشدیدکننده است، اما ریشه اصلی بحران شامل برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، افزایش سطح کشت بسیار بیش از حد توان اقلیمی و کشت محصولات پرآببر در مناطق خشک، عدم فرهنگسازی بهینه مصرف و نشت بیش از استاندارد آب در شبکه شهری در مناطق خشک و کمآبی مانند تهران و هماهنگی ضعیف بین دستگاههای متولی از جمله توسعه نامتوازن شهرها و کلانشهرها با اقلیم یا بهعبارتی توسعه بدون توجه به پتانسیل و توان اقلیمی سرزمین.
برداشت از آبهای زیرزمینی در وضعیت فعلی چقدر بحرانی است؟
بحرانیترین عامل. ایران سالانه حدود 5 تا 7 میلیارد مترمکعب مازاد بر تغذیه طبیعی از سفرههای زیرزمینی برداشت میکند. این برداشت بیرویه باعث افت سالانه شدید و استثنایی در جهان در سطح آب زیرزمینی در بسیاری از دشتها و از جمله دشتهای تهران، کرج، اصفهان، کرمان و مشهد شده و فرونشست زمین را به همراه داشته است. اغلب آبخوانها در دشتهای کشور جزء دشتهای ممنوعه بحرانی هستند. یعنی به هیچ عنوان حفر چاه جدید یا کفشکنی و تعمیق چاههای از قبل احداث شده مجاز نیست.
آیا ایران در برخی حوضههای آبریز به نقطه برگشتناپذیر رسیده است؟
شاید پاسخ بهتر و مناسبتر برای این سوال را اساتید و مدیران شاغل در بخش آب بدهند ولی به نظر من پاسخ بله است. حوضههای دریاچه نمک، گاوخونی، هامون جازموریان و دشتهای تهران، کرمان و مشهد به دلیل برداشتهای بسیار فراتر از توان اقلیم و فرسایش شیمیایی سفرهها و نشست دائمی زمین، ظرفیت ذخیرهسازی مجدد را تا حدودی عملاً از دست داده باشند یا حداقل به این مرحله به سرعت نزدیک میشوند.
بر اساس مدلهای اقلیمی، ۱۰ سال آینده ایران از نظر بارش و دما چگونه خواهد بود؟
۱۰ سال دوره چندان معنیداری در اقلیم محسوب نمیشود و بازه زمانی طولانیتری (حد اقل 30 سال) را برای تغییرات اقلیم باید در نظر گرفت. ضمن تداوم روند تغییر، اقلیم ایران با نوسانات سالانه شدید همراه است که در گذشته نیز وجود داشته است. مثلا سالی مانند سال آبی 1397-1398 با بارش میانگین بیش از 300 میلیمتر در کشور را داشتیم و سالی مانند 1400 -1401 میانگین بارش کشور به نصف آن هم نرسید و خشکسالی بسیار شدید حاکم شد. تغییر اقلیم روند بروز خشکسالیها را گستردهتر، طولانیتر و شدیدتر نموده است. با کنار هم گذاشتن روندهایی که از چندین دهه قبل بر اساس مشاهدات در کشور داریم، سناریوهای تغییر اقلیم که هیات بینالدول تغییر اقلیم (IPCC) برای جهان و غرب آسیا پیشبینی کرده و همچنین مدلهای اقلیمی که بر اساس این سناریوها وضعیت تغییرات خوشبینانه تا بدبینانه تغییر اقلیم را شبیهسازی میکنند، تا پایان قرن میلادی حاضر افزایش دمای 1.5 تا 3.5 درجه دما و کاهش بارش مؤثر به ویژه بارش برف در زاگرس و البرز از یک سو و افزایش رویدادهای بارش سیلآسا را با احتمال قوی پیش رو خواهیم داشت.
آیا افزایش دما در ایران از میانگین جهانی سریعتر است؟
بله. میانگین افزایش دمای ایران در ۵۰ سال اخیر حدود 2 تا 2.5 درجه بوده در حالی که میانگین جهانی حدود ۱.۲ درجه است. نرخ گرمایش در فلات مرکزی و نیمه شرقی ایران تا دو برابر میانگین جهانی است.
چه سناریویی برای آینده منابع آب کشور محتملتر است: تثبیت، کاهش تدریجی یا فروپاشی؟
کاهش تدریجی همراه با شوکهای فروپاشی محلی. در شهرهای تهران، اصفهان، شیراز و مشهد احتمال وقوع «روز صفر آبی» در تابستانهای پرتنش وجود دارد. در مقیاس کشوری، تنش آبی مزمن سناریوی غالب است.
مهمترین ضعف ساختار حکمرانی آب در ایران چیست؟
بخشیگرایی شدید و نبود نهاد یکپارچه حاکمیتی. حاکمیت در حوزه های مشول از جمله آب، کشاورزی، صنعت و ... بدون هماهنگی عمل میکنند و قیمت آب دستوری و بدون توجه به هزینه فرصت و بهرهوری تعیین میشود. همچنین جامعه کاربران آب چندان در مدیریت و کنترل مصرف دخیل نیستند. برخلاف گذشته که میرآبها و سیستمهای توزیع آب محلی وجود داشت و در زمانهای کمبود آب و خشکسالی مصرف آب را متعادل میکرد، در حال حاضر در هر شرایطی کشاورز انتظار دارد که زمینهایش را سیرآب کند و از دولت طلب آب مشابه گذشته را دارد، در حالیکه منابع آب هر سال مشابه سال قبل نیست و همچنین اقلیم حاضر مشابه گذشته نیست. از طرفی محیط و شرایط هم مانند قبل نیست، مثلا جمعیت فعلی با چند دهه قبل تفاوت بسیار دارد. نکته مهم دیگر تعارض منافع است که خود بسیار مهم است.
چه اصلاح فوریای باید در سطح دولت یا مدیریت شهری انجام شود؟
ممنوعیت کشت محصولات پرآببر مانند برنج، ذرت و چغندر در استانهای با تنش شدید، پلمپ چاههای غیرمجاز در بسیاری از نقاط ایران و در اغلب استانها از جمله در البرز، تهران، اصفهان، خراسان، فارس و ... بازتوزیع یارانه آب به نفع کشت گلخانهای و کمآببر، حذف یا کاهش کشت گلخانهای با یارانه غیرمنطقی و غیراقتصادی انرژی و اصلاح الگوهای کشت غیر اقتصادی البته با لحاظ موضوع امنیت غذایی، منتها نه تنها با فشار و میرایی شدید بر منابع داخلی
آیا صرفهجویی مصرف میتواند بحران را کنترل کند یا نیاز به تغییرات ساختاری داریم؟
صرفهجویی شهری ضروری اما ناکافی است. تغییرات ساختاری در بخش کشاورزی که بخش مهم مصرف آب را به خود اختصاص داده، اجتنابناپذیر است. بدون اصلاح الگوی کشت، صرفهجویی شهری تنها فروپاشی اقلیمی را به تعویق میاندازد. البته اصلاح مصرف آب شهری و صرفهجویی گزینه اجتنابناپذیر است و باید با جدیت خیلی زیاد در دستور کار اغلب سازمانهای آبمنطقهای باشد. همچنین توسعه شهری و صنعتی باید مطابق با توان اقلیمی هر منطقه باشد و حداقل بعد از این توسعه ناسازگار با اقلیم انجام نشود که متاسفانه اینطور نیست.
نقش فناوریهای نوین (مثل بازچرخانی آب یا کشاورزی هوشمند) را چگونه میبینید؟
بازچرخانی آب میتواند ۳۰ تا ۴۰ درصد نیاز صنعت و فضای سبز را تأمین کند. کشاورزی هوشمند بهرهوری آب را افزایش میدهد. اما این فناوریها تنها راهحل و تا حدودی اصلی نیستند و بدون کاهش حجم کل برداشت، مشکل حل نمیشود.
اگر بخواهید یک اولویت فوری برای نجات وضعیت آب کشور تعیین کنید، آن چیست؟
اصلاح و اجرای جدی الگوی کشت و قیمتگذاری واقعی آب بر اساس ارزش مصرف آن در ایجاد امنیت غذایی و بهرهوری آب. تا زمانی که هر مترمکعب آب برای کشاورزی کمتر از یک سنت قیمت دارد، بحران ادامه خواهد یافت. اولویت فوری، بازنگری اساسی در الگوی کشاورزی حوضههای در معرض فرونشست است. دخیل کردن و دادن نقش اصلی به جامعه کاربران محلی در مدیریت منابع و مصرف آب مشروط به ایجاد سازوکار نظارت موثر بسیار مهم و ضروری است.