از کمبود تخت تا بحران صندوقها؛ ابعاد پنهان سالمندی در ایران
ایران با شتابی بیسابقه بهسوی سالمندی جمعیت پیش میرود؛ وضعیتی که به گفته کارشناسان و مسئولان، بدون اصلاح فوری زیرساختهای بیمهای، درمانی و اجتماعی، به یک ابرچالش اقتصادی و اجتماعی تبدیل خواهد شد.

به گزارش آتیه آنلاین، هشدارها درباره «سونامی سالمندی» در ایران جدیتر شده است؛ از کمبود شدید تخت و متخصص طب سالمندان گرفته تا ناپایداری صندوقهای بازنشستگی و خلأ نهادهای اجتماعی برای دوران پس از کار. گزارشهای رسمی و اظهارات مسئولان نشان میدهد کشور تنها چند دهه برای آمادهسازی خود فرصت دارد.
ایران در آستانه یک چرخش جمعیتی
آنطور که ایسنا به نقل از مرکز پژوهشهای مجلس گزارش داده، طی ۳۰ سال آینده بیش از ۳۰ درصد جمعیت ایران را سالمندان تشکیل خواهند داد. سهم جمعیت سالمند که در سال ۱۳۹۸ حدود ۱۰ درصد بوده، تا سال ۱۴۲۱ به ۲۰ درصد میرسد؛ رشدی که در کشورهای توسعهیافته طی ۷۰ تا ۱۲۰ سال رخ داده، اما در ایران تنها طی دو تا سه دهه اتفاق میافتد.
این گزارش هشدار میدهد سالمندی در ایران «پیش از توسعهیافتگی» در حال وقوع است؛ به این معنا که زیرساختهای رفاهی، بیمهای و اجتماعی کشور هنوز آمادگی لازم را پیدا نکردهاند. کاهش بعد خانوار و افزایش تولدهای تکفرزندی نیز بر شدت این روند افزوده است؛ بهگونهای که در آینده یک زوج باید از چهار سالمند مراقبت کند.
کمبود تخت و متخصص؛ شکاف با استانداردهای جهانی
به گزارش ایلنا، احمد دلبری، مشاور عالی سازمان بهزیستی کشور، با اشاره به استاندارد جهانی یک تخت آسایشگاهی به ازای هر ۱۸ سالمند، اعلام کرده در ایران به ازای هر ۶۵۰ سالمند تنها یک تخت وجود دارد. او همچنین تأکید کرده کشور به حدود ۲۵۰۰ متخصص طب سالمندی نیاز دارد، در حالی که فاصله زیادی با این عدد دارد.
خبرگزاری مهر نیز به نقل از دلبری گزارش داده که تنها ۲۳ متخصص طب سالمندی در کشور فعالیت میکنند و بیش از ۹۵ درصد سالمندان دستکم یک بیماری مزمن دارند؛ موضوعی که هزینههای درمانی را تا شش برابر افزایش داده است. به گفته او، این موج سالمندی «نه زلزله است که شاید نیاید»، بلکه پدیدهای قطعی و پیشبینیپذیر است که نیازمند آمادگی فوری است.
دوگانه «خانه یا آسایشگاه»؛ بنبست مراقبتی
دلبری در نشست شورای سالمندان کشور، آنطور که ایلنا گزارش داده، از یک «دوگانه ناکارآمد» سخن گفته است: از یکسو خانوادهها به دلیل کاهش تعداد فرزندان و مهاجرت، توان مراقبت حرفهای ندارند و از سوی دیگر، بسیاری از آسایشگاهها متناسب با نیازهای روانی سالمندان طراحی نشدهاند.
او راهکار را توسعه «شهرکهای سالمندی» در کنار شهرکهای سلامت دانسته و با اشاره به تجربه کشورهایی مانند نیوزلند، استرالیا و آمریکا، تأکید کرده این مدل میتواند استقلال و کرامت سالمندان را حفظ کند. به گفته وی، این حوزه علاوه بر چالش، ظرفیتی برای ایجاد هزاران شغل تخصصی نیز دارد.
بازنشستگی؛ خلأ نهادی و بحران امید
در سوی دیگر ماجرا، باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از علاءالدین ازوجی، سرپرست صندوق بازنشستگی کشوری، گزارش داده که در ایران پس از ۶۵ سالگی خلأ نهادی جدی وجود دارد. به گفته او، قطع کامل ارتباط فرد با محل خدمت، علاوه بر آثار اقتصادی، تبعات روحی و اجتماعی سنگینی دارد و میتواند به افسردگی اجتماعی و کاهش امید منجر شود.
ازوجی با استناد به یافتههای کتاب «پیمایش فراگیر بازنشستگان» تأکید کرده بخش مهمی از دغدغههای بازنشستگان به تورم، بیمه درمانی، قدرت خرید و مسکن مربوط است؛ مسائلی که نیازمند سیاستگذاری کلان است. او خواستار اختصاص فصلی مستقل در برنامههای توسعه به موضوع سالمندی و بازنشستگی شده است.
فشار مضاعف بر صندوقهای بازنشستگی
مرکز پژوهشهای مجلس همچنین هشدار داده افزایش امید به زندگی و پایین بودن سن بازنشستگی، مدت دریافت مستمری را به شکل چشمگیری افزایش داده است؛ موضوعی که بار مالی سنگینی بر صندوقهای بازنشستگی تحمیل میکند. به گزارش ایلنا، اختصاص ۱۵ درصد تولید ناخالص داخلی به صندوقهای بازنشستگی در سال گذشته، زنگ خطر یک ابرچالش اقتصادی را به صدا درآورده است.
کارشناسان معتقدند بدون اصلاحات تدریجی در نظام بازنشستگی، توسعه بیمههای تکمیلی، گسترش خدمات اجتماعی محلی و سرمایهگذاری در زیرساختهای مراقبتی، سالمندی جمعیت میتواند به بحرانی چندوجهی در حوزه سلامت، اقتصاد و انسجام اجتماعی تبدیل شود.





