هراس از آینده در سایه بیاعتمادی به بیمهها
ترس از بیمههای تجاری در کنار بیاعتمادی به بیمههای اجتماعی، نگرانی از آینده را افزایش داده است. این را میتوان در نگاه مردمی دید که با ترس و انتظار به دفاتر بیمههای خصوصی میروند. آنها از آینده میترسند، از صندوقهای حمایتی میترسند و بار بخشی از این ترس بر دوش بیمههایی است که نتوانستهاند در بحرانها همراه آنها باشند.


شیرین گفت حرفش را نزن، قبلا بیمه عمر و سرمایهگذاری داشتیم اثری نداشت. این را مهبد هم گفته بود که از ابتدای سالهای کارش تا ۴۳ سالگی فقط چند ماه بیمه تامین اجتماعی داشت، اما نتوانسته بود دلش را به یکی از بیمههای تجاری (خصوصی) راضی کند. گفت: «خانم، اینها همهاش باد هواست. آن هم در این مملکت که از فردایمان خبر نداریم.» دفتر بیمه با وجود سرمای هوا هنوز چند مخاطبی داشت، بعضی برای مشاوره آمده بودند و بعضی برای تمدید بیمههای سابقشان.
زهرا، کارت بانکیاش را درآورد و در حالی که مدام با آن بازی میکرد گفت: «پارسال جدا شدم. مهریه که نگرفتم ولی چند تکه طلا داشتم که فروختم و حالا میخوام بذارم تو یکی از بیمهها، من کارمند نیستم. درآمد ثابتی ندارم و امیدوارم این بیمه هم درمانم رو پوشش بده هم بازنشستگی بده.» او یک برادر سندرم داون دارد. مردی ۴۴ ساله که زیر نظر بهزیستی است اما نیازمند خدمات درمانی بیشتر است و حالا هیچکدام از بیمههای تجاری او را تحت پوشش نمیگیرند: «گفتن به خاطر بیماری مزمن و سالها مصرف دارو حتما بیماریهای مختلف داره و نمیشه بیمهاش کنن. درمان بیماران مزمن پس چی میشه؟ بیمه فقط برای آدمهای سالمه؟»
در روزهای پس از اعتراضات دی ماه پرسش از کارشناسان بیمه متناسب با وضعیت فعلی کشور است، هم از نظر اقتصادی و هم از نظر مشکلات درمانی. نمونهاش مرد سن و سالداری است که بعد از چند بار آب دهان قورت دادن پرسید: «پسرم در اعتراضات آسیب دیده، الان میتونم بیمهاش کنم؟» پاسخ بسیاری از این پرسشها یکی است. این را «حوریا رضایی» میگوید که بیش از ۱۲ سال است در دفاتر بیمههای مختلف کار کرده: «معمولا افراد دیر به اهمیت بیمه پی میبرند. وقتی مشکلی برایشان پیش آمد و دیدند زندگیشان زیر و رو شده. نمونهاش همین آقا. چند سال قبل چندین بار به یکی از دوستانم از مزایای بیمه برای بیماریهای خاص گفتم و هیچ توجهی نکرد. بعد از چند سال تماس گرفت و متاسفانه دخترش دچار سرطان شده بود، آن وقت برای بیمه کردن دیر بود.»
میگوید مشکل بسیاری از بیمههای تجاری در اشتباهات مشاوران است. مشاوران باید شرایط بیمهها را به افراد درست توضیح دهند و آنها را قانع کنند، ترسهایشان را بشناسند و به آنها کمک کنند: «در حال حاضر نگاه به این نوع بیمهها صرفا از نظر سرمایهگذاری است و افراد به این توجه نمیکنند که این بیمهها چقدر برای درمان بیماریها، از کار افتادگی و حتی فوت مفید هستند.»
او در پاسخ به نگرانیها از ورشکستگی بیمهها و بیاعتمادی به آنها میگوید: «همه بیمهها زیرنظر بیمه مرکزی هستند و در تمام این سالها خبری از ورشکستگی نداشتیم و چنانچه این اتفاق بیفتد هم بیمهگذاران میتوانند از بیمه مرکزی حق و حقوقشان را مطالبه کنند.»
او معتقد است در حال حاضر فرهنگ بیمهای چندان بین مردم جایگاهی ندارد و بسیاری صرفا به عنوان سرمایهگذاری و برداشت پول به بیمهها نگاه میکنند: «ترسهای مردم قابل فهم است اما باید دید چه جایگزینی برای آن وجود دارد؟»
نگاه تجاری به انسان و خدمات رفاهی
دی ماه سال گذشته بیمه مرکزی آمار ۹ ماهه نخست صنعت بیمه در سال ۱۴۰۳ را منتشر کرد. بر اساس این گزارش، شرکت بیمه ایران با ۲۰.۷ درصد، بیمه آسیا با ۱۰.۳ درصد، بیمه دانا با ۹.۹ درصد، بیمه دی با ۸.۸ درصد، بیمه البرز با هفت درصد، بیمه کوثر با ۶.۲ درصد، بیمه ملت با ۵.۳ درصد، بیمه پاسارگاد با چهار درصد، بیمه پارسیان با ۳.۸ درصد، بیمه معلم با ۳.۶ درصد و بیمه سینا با ۳.۱ درصد، در مجموع ۸۲.۷ درصد از حق بیمه تولیدی بازار را به خود اختصاص دادهاند و ۱۷.۳ درصد مابقی حق بیمه، مربوط به ۲۰ شرکت دیگر بیمهای است.
همچنین بیمه درمان ۳۹.۲ درصد از حق بیمه تولیدی، بیمه شخص ثالث و مازاد ۲۴ درصد، بیمه زندگی (عمر) ۱۴.۲ درصد و بیمه بدنه اتومبیل ۵.۶ درصد از حق بیمه تولیدی بازار بیمه کشور را به خود اختصاص داده و بیمههای برتر در حق بیمه تولیدی بودند. این گزارش نشان از اهمیت بحث درمان داشت و بیشترین متقاضی بیمههای تجاری هم در سال گذشته، متقاضیان بیمههای درمان بودند. این در حالی است که «مهدی ناقوسی»، مدیرکل درمان مستقیم سازمان تامیناجتماعی تیر ماه امسال گفته بود که ۵۳ درصد جمعیت کشور زیرپوشش بیمه تامین اجتماعی قرار دارند و از خدمات این سازمان بیمهای بهرهمند هستند.
اما چطور مردمی که بیشترین مشکل را با بحث درمان و بازنشستگی دارند حالا در شرایطی قرار گرفتهاند که هم به آینده بیمههای اجتماعی اعتمادی ندارند و هم از بیمههای تجاری میترسند. وضعیتی پا در هوا، بیثبات و آزاردهنده. «علی جهانی»، کارشناس بیمههای اجتماعی به «آتیهآنلاین» میگوید این ترسها نشاندهنده نگاه تجاری بیمههای خصوصی به انسان و از سویی بدون رقیب بودن بیمه تامین اجتماعی و در نتیجه کاهش کیفیت و کمیت خدماتش است: «اگر نگاهی به کارکرد بیمههای تجاری داشته باشیم میبینیم این بیمهها تکمیلی، انتخابی و رقابتی در کنار نظام بیمههای اجتماعی هستند و پوششهای تکمیلی مهمترین کارکرد آنهاست. چرا که بیمه تامیناجتماعی پوشش و خدمات کامل مانند خدمات دندانپزشکی، اتاق خصوصی بیمارستانی و ارائه برخی داروها را ندارد و همین عامل حضور بیمههایی است که نگاه تجاری به حوزه انسان و خدمات رفاه دارند.»
به گفته او حضور این بیمهها از منظری کمککننده و عامل فشار کمتر بر تامین اجتماعی است و از نگاهی هم بخش مهمی از جذب سرمایه در این حوزه را دارند، اما چالشهای این بیمهها زیادند که اولینش نابرابری در دسترسی است و افراد با درآمد بیشتر پوشش بیشتر میخرند و این امر سلامت دوگانه ایجاد میکند: «بیمههای تجاری افراد سالم را جذب میکنند و گزینش انجام میدهند و هر فرد سالم با عمر بیمهپردازی بیشتر، خدمات بهتری میگیرد. بیماران پررسیک تحت پوشش قرار نمیگیرند یا حق بیمه بیشتر باید پرداخت کنند، شفافیت در قرارداد وجود ندارد و پیچیدگی در قرارداد بیمه باعث عدم دریافت در هنگام بحران میشود. در این شرایط طبیعی است بیاعتمادی افزایش یابد.»
جهانی درباره بیمه تامین اجتماعی میگوید چالش جدی در عدم یکپارچگی بیمهای و تداخل در پرداختها داریم و کارکرد نظام بیمه اجتماعی در کوتاه، میان و بلندمدت برای افراد تحت پوشش یا بیمهشدگان جدید از توان اقناعکنندگی برخوردار نیست: «افراد باید تحت پوشش نظام تامین اجتماعی باشند و در کنارش به بیمههای تجاری مراجعه کنند اما به دلیل همین مشکلات بیمههای پایه، فرار بیمهای میکنند و به بیمههای تجاری پناه میبرنند و درنهایت هم با مشکل روبهرو میشوند. نظام تامیناجتماعی اگرچه در حوزه بیمههای اجتماعی جامعترین خدمات را دارد اما با چالش بیرقیب بودن و کاهش کیفیت و کمیت خدمات روبهرو شده.»
این کارشناس بیمه میگوید ضریب وابستگی تعداد بیمهشدگان و مستمریبگیران باید به نحوی باشد که بحران مالی برای تامین اجتماعی ایجاد نکند و به اندازه ۱۰ بیمهشده یک مستمریبگیر داشته باشد، حالا این ضریب به زیر چهار نفر رسیده است: «نظام تامین اجتماعی باید به سمت پوستاندازی جدی برای ادامه حیات برود. در غیر این صورت با بحران موجودیت مواجه خواهد شد و بیشتر از اینکه در تقابل با بیمه تجاری قرار بگیرد و آنها را تهدید بداند، باید با آنها مانند رقیب روبهرو شود، نقش پایه تامین اجتماعی را تقویت کند و خدمات پایه را به سمت حذف کمیت و کیفیت نبرد.» به گفته او برای ایجاد اعتماد، تامین اجتماعی باید اقتصاد بیمه را تقویت کند، محاسبات بیمهای را دقیق، نظام سلامت را یکپارچه و ابهامات را برطرف کند.
سواد بیمهای پایین، بیاعتمادی را بیشتر میکند
شواهد پژوهشی در ایران و جهان نشان میدهد که بیاعتمادی به بیمهها پدیدهای رو به گسترش است و پیامدهای آن، از فرار بیمهای گرفته تا کاهش مشارکت مردم در بیمههای تجاری، نظام رفاه اجتماعی را با چالش روبهرو کرده است.
مطالعه «تحلیل کیفی پدیده فرار بیمهای: سودجویی کوتاهمدت ذینفعان و ناپایداری بلندمدت در تولید رفاه اجتماعی» که سال ۱۴۰۳ در فصلنامه علمی–پژوهشی رفاه اجتماعی منتشر شده، نشان میدهد که فرار بیمهای بیش از آنکه یک تخلف فردی باشد، نتیجه مجموعهای از عوامل اقتصادی، نهادی و فرهنگی است. طبق یافتههای این پژوهش، پیچیدگی قوانین بیمهای، ضعف نظارت، فشارهای اقتصادی بر کارفرمایان و آگاهی محدود بیمهگذاران باعث شده که برخی ذینفعان به سود کوتاهمدت بیندیشند و از پرداخت کامل حق بیمه خودداری کنند. پیامد این رفتار، کاهش منابع صندوقهای بیمه، افزایش ناامنی شغلی و تضعیف رفاه اجتماعی در بلندمدت است.
مطالعات جدید نشان میدهد که ریشه این مسئله را باید فراتر از قانونگریزی صرف جستوجو کرد. نتایج یک پژوهش ملی با عنوان Health Insurance Literacy and the Associated Factors in Iran نشان میدهد بخش قابل توجهی از بیمهشدگان ایرانی سواد بیمهای پایین یا متوسط دارند. بسیاری از افراد درک روشنی از حقوق، تعهدات و مزایای بیمه خود ندارند و همین موضوع میتواند به سوءبرداشت، نارضایتی و بیاعتمادی نسبت به بیمهها منجر شود.
این چالشها محدود به ایران نیست. در هلند، پژوهشی با عنوان Exploring Trust in Health Insurers که در (MDPI) منتشر شده، نشان میدهد حتی در یکی از پیشرفتهترین نظامهای بیمه سلامت جهان، بیمهگذاران احساس میکنند شرکتهای بیمه بیش از آنکه حامی منافع مردم باشند، بر کنترل هزینهها و سودآوری تمرکز دارند.
در مجموع، مطالعات ایرانی و بینالمللی به یک نتیجه مشترک میرسند: اعتماد، ستون اصلی نظام بیمه است. بدون اعتماد، مردم یا از بیمه فاصله میگیرند، یا به رفتارهایی مانند فرار بیمهای روی میآورند؛ رفتارهایی که در نهایت به تضعیف منابع بیمهای و کاهش رفاه اجتماعی منجر میشود. بازسازی اعتماد به بیمهها، مستلزم اصلاح ساختارها، افزایش شفافیت، ارتقای سواد بیمهای و بهبود تجربه واقعی بیمهگذاران است؛ مسیری که بدون آن، هیچ نظام بیمهای چه در ایران و چه در جهان پایدار نخواهد بود.




