موانع ورزش فراگیر معلولان در مدارس از نگاه معلمان تربیتبدنی
محققان در پژوهشی تازه، به سراغ تجربههای واقعی معلمان تربیت بدنی رفتهاند تا چالشهای اجرای ورزش فراگیر در مدارس را شناسایی کنند.

آموزش و ورزش فراگیر بر این ایده استوار است که تفاوتهای فردی دانشآموزان، از جمله معلولیت، نباید مانعی برای دسترسی برابر به فرصتهای آموزشی باشد.
بر همین اساس، اجرای ورزش فراگیر در مدارس به عنوان یکی از راههای کاهش محرومیت، افزایش مشارکت اجتماعی و تحقق عدالت آموزشی مطرح شده و ضرورت بررسی موانع و چالشهای آن بیش از پیش احساس میشود.
علی افروزه از دانشگاه شهید بهشتی به همراه یکی از همکاران دانشگاهی خود و با همکاری مؤسسه آموزش عالی راهبرد، پژوهشی را در زمینه تجربه معلمان تربیت بدنی از اجرای ورزش فراگیر در مدارس انجام دادهاند. این پژوهش که بهطور مشخص بر چالشهای عملی و واقعی این فرایند تمرکز دارد، تلاش کرده است از زاویه دید معلمان، وضعیت موجود ورزش فراگیر را بررسی کند.
این تحقیق با رویکردی کیفی انجام شده است. پژوهشگران برای جمعآوری دادهها، به سراغ معلمان تربیت بدنی مدارس عادی رفتهاند که دستکم یک سال تحصیلی تجربه تدریس به دانشآموز دارای معلولیت جسمانی را داشتهاند. در مجموع، ۱۲ معلم تربیت بدنی در این پژوهش مشارکت کردند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و بهصورت تلفنی جمعآوری شد و سپس با روش تحلیل مضمون، یعنی استخراج الگوها و موضوعات مشترک از گفتههای معلمان، مورد بررسی قرار گرفت.
یافتههای این پژوهش نشان میدهند که اجرای ورزش فراگیر در مدارس با مجموعهای از چالشها روبهرو است. از جمله این چالشها میتوان به ویژگیهای فردی دانشآموزان دارای معلولیت، آمادگی ناکافی علمی و حرفهای معلمان، ماهیت رقابتی فعالیتهای ورزشی، نبود فضا و تجهیزات مناسب، تفاوت سطح یادگیری دانشآموزان و کمتوجهی به آموزش اصول ورزش فراگیر اشاره کرد. این عوامل در کنار هم باعث میشوند مشارکت فعال و مؤثر دانشآموزان دارای معلولیت در زنگ ورزش با دشواری همراه باشد.
این پژوهشگران تأکید کردهاند: وضعیت اجرای ورزش فراگیر در مدارس رضایتبخش نیست. اگرچه مشکلاتی مانند کمبود تجهیزات و نبود حمایتهای سازمانی نیازمند زمان و هزینه هستند، اما نقش معلمان تربیت بدنی بسیار کلیدی است. آموزش هدفمند این معلمان، نسبت به سایر راهکارها، با هزینه و زمان کمتر میتواند تأثیر عمیقتری بر بهبود وضعیت ورزش فراگیر داشته باشد و مسیر اجرای آن را هموارتر کند.
به گفته افروزه با تعدیل بازیها، تغییر قوانین و استفاده از تجهیزات قابل تنظیم میتوان زمینه مشارکت همه دانشآموزان را فراهم کرد، بدون آنکه جذابیت فعالیتها از بین برود.
از دیگر نکات مهم، به باور او کمبود آموزش رسمی معلمان تربیت بدنی در زمینه ورزش فراگیر است. بسیاری از شرکتکنندگان اظهار کردهاند که در دوران تحصیل دانشگاهی یا دورههای ضمن خدمت، آموزش مشخصی در این حوزه ندیدهاند و آگاهی خود را بهصورت فردی و غیررسمی افزایش دادهاند.
این پژوهش تأکید میکند که گنجاندن سرفصلهای مرتبط با ورزش فراگیر در دوره کارشناسی دانشگاه فرهنگیان و برگزاری دورههای ضمن خدمت میتواند نقش مؤثری در کوتاهمدت داشته باشد و اعتماد به نفس معلمان را برای کار با دانشآموزان دارای معلولیت افزایش دهد.





