سالانه بیش از یک میلیارد تُن غذا در جهان دور ریخته میشود
پژوهشگران دانشگاههای لندن و کالج روستایی اسکاتلند در مقالهای جدید هشدار دادهاند که تغییر رفتار افراد برای کاهش ضایعات غذایی، به دلایل روانشناختی خاص، بسیار چالشبرانگیزتر از تغییر عادات برای مقابله با چاقی است.
برآوردها نشان میدهد ۱۹ درصد از کل غذای جهان دور ریخته میشود که سالانه رقمی بالغ بر یک میلیارد تُن را تشکیل میدهد و سهم خانوارها در این فاجعه حدود ۶۰ درصد است. این پژوهش که در نشریه معتبر «نیچر هیومن بیهیویر» منتشر شده، شش راهکار عملی را برای مقابله با این معضل جهانی ارائه کرده است.
پروفسور کِیتی تَپِر، نویسنده اصلی مقاله و استاد روانشناسی دانشگاه لندن، در توضیح این چالش گفت: دولتها دهههاست که برای حل مشکل چاقی برنامهریزی میکنند. در نتیجه، هرچند هر دو از معضلات بزرگ جامعه محسوب میشوند، به نظر میرسد تغییر الگوی ضایعات غذایی در سطح خانوار دشوارتر باشد. وی ادامه داد: ردیابی ضایعات غذایی بسیار سختتر است. ضایعات غذایی معمولاً در سطل زباله عمومی قرار میگیرد و ما معمولاً نمیدانیم که آیا این هفته در مقایسه با هفته گذشته، یا امروز در مقایسه با دیروز غذای بیشتری دور ریختهایم یا نه.
وی به یک مانع روانشناختی کلیدی دیگر اشاره کرد: جنبه دیگر این است که ضایعات غذایی ما پنهان است. نه تنها خودمان نمیدانیم چه چیزهایی را دور میریزیم، بلکه نمیدانیم دیگران چه میزان دور میریزند یا چه مقدار دورریز، پذیرفتنی است. تَپِر تأکید کرد: برخلاف چاقی که تأثیرات آن برای هر فرد ملموس و فوری است، پیامدهای ضایعات غذایی غیر مستقیم و نامحسوس هستند. تغییرات اقلیمی بلافاصله پس از انداختن غذا در سطل زباله اتفاق نمیافتد.
کریستیَن رِینولدز، دیگر نویسنده این مقاله، نیز بر فراگیر بودن این مشکل تأکید کرد و گفت: ما نمیتوانیم از این مساله فرار کنیم. همه باید غذا بخوریم؛ بنابراین ناگزیر با پدیده ضایعات غذایی روبهرو میشویم. علاوه بر این، ضایعات غذایی، رفتاری با دهها عامل تعیینکننده است.
این پژوهشگران برای غلبه بر این موانع، شش راهکار ساده و عملی را برای اجرا در سطح خانوار پیشنهاد کردهاند. اولین و مهمترین توصیه، «آشکارسازی» ضایعات است: قرار دادن یک سطل جداگانه مخصوص ضایعات غذایی در آشپزخانه تا فرد هر بار که غذایی را دور میریزد، میزان آن را به وضوح ببیند و هدفی برای کاهش تدریجی آن داشته باشد.
راهکار دوم، تعیین اهداف مشخص و قابل اندازهگیری است، مانند کوشش برای کاهش ۱۰ درصدی ضایعات در هر ماه یا استفاده از اپلیکیشنهای ردیابی. سومین توصیه، افزایش دانش است: یادگیری روشهای صحیح نگهداری مواد غذایی، فهمیدن برچسبهای تاریخ مصرف و آموزش فنون انجماد صحیح.
ایجاد انگیزه درونی، چهارمین محور است که از طریق محاسبه پسانداز مالی ماهانه یا احساس مشارکت در حفاظت از محیطزیست صورت میگیرد. پنجم، اصلاح عادتهای خرید است که شامل تهیه فهرست خرید، پرهیز از خریدهای هوسانگیز و توجه به قاعده «اولین ورودی، اولین خروجی» در چیدمان قفسهها میشود. در نهایت، پژوهشگران بر لزوم مشارکت در تغییرات بزرگتر جامعه تأکید کردهاند: شرکت در پویشهای محلی، درخواست از فروشگاهها برای ارائه بستهبندیهای کوچکتر و اشتراکگذاری دانش با دیگران.
کریستیَن رِینولدز در پایان خاطرنشان کرد: ضایعات غذایی مسالهای پیچیده باقی میماند، اما امیدواریم این راهکارها به مردم و سیاستگذاران کمک کند مسیر درستی برای مقابله با این معضل پیدا کنند. این پژوهش تأکید میکند که برای رسیدن به هدف توسعه پایدار سازمان ملل، یعنی کاهش ۵۰ درصدی ضایعات غذایی خانوار تا سال ۲۰۳۰ میلادی، نیازمند تغییر نگرش سیستماتیک و اقدام جمعی هستیم. این تغییر، مستلزم عبور از چالش بزرگ «ناملموس بودن» پیامدهای دورریز غذا و درونیسازی مسئولیتپذیری در هر خانوار است.











