حوزه کارگری؛ سوژهای پنهان با قابلیتی فراوان است
۱۴۰۰/۰۲/۱۳ | ۰۸:۳۲کد خبر: 4787

به گزارش آتیه آنلاین، نکته مهم در این میان، پرداخت صحیح به وضعیت زندگی کارگران است؛ جایی که نشان از شرافت، تلاش و راضی به روزی بودن داشته باشد. «دشت خاموش»، ساخته احمد بهرامی، آخرین نمونه از این رویه موفق است. فیلمی که به شرایط دشوار کاری و روابط انسانی پیچیده چند خانواده میپردازد که در یک محیط کارگری زندگی میکنند و توانسته است به عنوان نماینده سینمای ایران در بخش افقهای هفتادوهفتمین دوره جشنواره فیلم ونیز برنده جایزه بهترین فیلم شود. بهرامی که نویسندگی این فیلم را نیز برعهده دارد در جایی گفته بود: «سعی کردم در این فیلم نگاهام انسانی و جهانشمول باشد. همانطور که کارگرانان مشکل دارند، کارفرمایان نیز مشکلاتی دارند و وقتی عمیق شوید میبینید که هر دو طرف خواستههای بحقی دارند که مانند پاندول ساعت در حال رفتوآمد است و یک همت جمعی از هر دو سو میخواهد تا این مشکلات حل شود. این قصه میتواند در ایتالیا، آمریکا، ژاپن صنعتی یا هر جای دیگری در دنیا بیان شود؛ چراکه مشکلات کارگران در همه جای دنیا وجود دارد، اما میخواستم قصه متعلق به گذشته ایران باشد، بنابراین در اوایل دهه ۱۳۵۰ اتفاقات فیلم رخ میدهد که به شیوه سیاه و سفید و چهار به سه گرفته شده است.» در این شماره گفتوگویی ترتیب دادیم با سعید بشیری، تهیهکننده موفق فیلم به بهانه روز جهانی کارگر.
آقای بشیری، رمز موفقیت و استقبال از «دشت خاموش» و همچنین نوع نگاه ویژه سایر هنرمندان و فیلمسازان بینالملل و جشنوارههای دیگر کشورها به این فیلم از نظر شما چیست؟
ببینید در حوزه سینما و هنر نمایش، همانطور که میدانید، تولید و خلق یک اثر هنری، نه در کشور ما بلکه در سطح جهان، توسط یک یا دو فرد انجام نمیپذیرد و مانند یک تیم ورزشی که از عوامل مختلفی مانند سرمربی، لیدرها، بازیکنان و... تشکیل میشود، تولید یک فیلم نیز به عوامل خود نیازمند و وابسته است و هرچقدر تیم یکدست و همدل و از تجربه و ذوق هنری بالایی برخوردار و در انتخاب سوژه، بازیگران، دکور و... دقت کافی داشته باشند، طبیعی است که در تولید اثرشان بسیار تأثیرگذار است. در این زمینه کافی است شما به آثار فاخر سینمای ایران نگاهی بیندازید تا متوجه شوید که این آثار توسط چه هنرمندانی تولید شده که در یادها جاودانه شدهاند. اما در مورد «دشت خاموش»؛ در نظر داشته باشید این فیلم توسط هنرمندی مانند آقای بهرامی، کارگردانی شد که از هر نظر بر کار و سوژه مسلط بود و بر آن احاطه کامل داشت و از سایر عوامل دستاندرکار ساخت فیلم نیز به خوبی بهره گرفت.
در بخش بینالملل نیز همانطور که میدانید باید یک فیلم از نظر سطحبندی و رعایت استانداردها و دقت لازم و بهرهگیری از بازیگران و همچنین سوژه مناسب و سایر عوامل امتیازها و استانداردهای لازم را به دست آورد تا در یک رقابت نفسگیر موفق به کسب جایزه شود؛ آنهم در رقابتی با حجم بالای تولیدات و طیف وسیعی از شرکتکنندگان از سایر کشورها. همانطور که قبلاً به این موضوع اشاره کردم خلق یک اثر سینمایی یک کار تیمی است که فیلم «دشت خاموش» به کارگردانی آقای بهرامی توانست به این موفقیت دست یابد. سوژه این فیلم در مورد یک کورهپزخانه در حاشیه یک شهر است و انسانهایی که در آنجا مشغول به کار هستند؛ انسانهای ضعیف جامعه با حقوق کارگری بسیار اندک که همان حقوق نیز چندین ماه است به آنان پرداخت نشده، اما هیچکس صدای آنان را نمیشنود. صدای آنان «خاموش» است؛ در «دشتی» که خاموشی بر آن حاکم است. این روال همچنان ادامه دارد و گویی قرار نیست این ساختار درهم شکسته شود.
بنابراین شما معتقدید دلیل استقبال و کسب جوایز و موفقیت این فیلم در جشنوارههای مختلف بینالمللی، نوع نگاه فیلمساز به این قشر از جامعه است؟
بله. در نظر داشته باشید فیلم «دشت خاموش» فیلمی اصیل است و کپیبرداری شده نیست. فیلم سوژه نابی دارد. از نظر مضمون نیز فیلم به حقوق بشر، کودکان کار، اختلاف طبقاتی، حاشیهنشینی، نژادپرستی، مهاجرت، تنهایی، مشقت، مصائب و رنج انسانهای امروز اشاره میکند و آن را به تصویر میکشد که در دنیای امروز این مشکلات به وفور در سرتاسر دنیا یافت میشود و هر روز نیز این نوع نگاه از اقشار فرادست به اقشار فرودست جامعه همچنان در جهان در حال گسترش است.
به نظر میرسد دلیل اصلی جذب و به دست آوردن جوایز فراوان و همچنین مورد اقبال و توجه واقع شدن این فیلم در جشنوارههای مختلف بینالمللی نیز همین نوع نگاه فیلمساز و خلق و سوژهسازی و به نوعی به تصویر کشیدن بهرهگیری و بهرهکشی عدهای افراد از اقشار فرودست جامعه است که صدای آنان به جایی نمیرسد و همواره حق آنان از سوی این افراد ضایع میشود.
بدون شعارزدگی، جایگاه کار و کارگر در سینمای ایران را در حال حاضر چگونه ارزیابی میکنید؟
ببینید در سینمای کشورمان، ما قبل از انقلاب شاهد آثار ارزشمند و فاخر چندانی نبودیم. البته غیر از تعداد معدودی که این فیلم ها نیز توسط کارگردانان و هنرمندان مطرح کشورمان خلق شدند؛ مانند فیلم گاو و... دیگر فیلمها از نظر محتوایی از ارزش چندانی برخوردار نبودند و مضامین پیشپاافتاده و گاه مبتذلی را به تصویر میکشیدند که بهزعم کارشناسان سینما به آن فیلمفارسی میگفتند. البته بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمنماه سال ۱۳۵۷ و شعارهای آن زمان از جمله حمایت از کارگر و شکستن فاصله طبقاتی و همچنین دستور حضرت امام (ره) مبنی بر اینکه «ما سینمای مبتذل نمیخواهیم و سینما باید در خدمت انقلاب و آرمانهای آن باشد»؛ نوع نگاه فیلمسازان به سینمای کشور به کلی تغییر کرد. در آن زمان فیلمهایی با مضامین اجتماعی تولید شد؛ اما آغاز جنگ تحمیلی همه چیز را تغییر داد و به سمت خود جلب کرد؛ حتی سینما را. تعدادی فیلمساز وارد حوزه سینمای جنگی و دفاع مقدس شدند که در پی آن چندین آثار نیز تولید شد که با توجه به حس و حال آن زمان و نوع نگاه مخاطبان به مقوله جنگ و دفاع مقدس از فروش و استقبال نسبتاً بالایی هم از سوی مخاطبان واقع شد. در این زمینه به عنوان مثال میتوان به فیلم عقابها، حمله به اچ ۳ و... اشاره کرد که از فروش و استقبال فراوانی هم از سوی مخاطبان برخوردار شدند. اما با پایان دفاع مقدس، نوع نگاه فیلمسازان ما نیز تغییر کرد و برخی فیلمها که از قضا فیلمهای موفقی نیز بودند، در مضامین اجتماعی و فاصله طبقاتی و به تصویر کشیدن این شکاف و مشکلات آن در زندگی افراد جامعه ساخته شد، اما همواره طبق گفته شما، جای خالی کار و کارگر و کودکان کار همیشه در سینمای ما احساس شده و میشود و به نظر میرسد فیلمسازان ما باید این نوع نگاه؛ یعنی صرف فروش بالا و سودآوری بیشتر را کمتر در آثار تولیدیشان مورد نظر قرار دهند.
به نکته خوبی اشاره کردید. چرا ما در سینمای کشورمان در حوزه کار و کارگر و همچنین کودکان کار آثار متنوعی را مشاهده نمیکنیم؟ دلیل اصلی این موضوع که فیلمسازان ما به این حوزه وارد نمیشوند از نظر شما چیست؟
شاید بتوان دلیل اصلی این موضوع را با توجه به حال و هوای سینمای کنونی کشورمان، ریسک بالای وارد شده تهیهکنندگان و کارگردانان کشورمان به این حوزه ارزیابی کرد و اینکه شاید از نظر آنان این حوزه جذابیت و گیرایی چندانی از نظر تماشاگر ندارد و یا سوژهسازی و نوع کار در این حوزه بسیار سخت است و آنان ترجیح میدهند برای فروش و ادامه کار و عدم شکست فیلم از نظر فروش به سوژههای دیگری بپردازند که از نظر مخاطبان گیرایی و جذابیت بالایی دارد و امکان شکست در آن کم است. البته آنان نیز برای خود دلایل موجهای دارند. کار کردن و ساخت فیلم در شرایط کنونی کشور بسیار سخت و دشوار است؛ بهویژه کرونا که بازار همه از جمله سینما کساد کرده است. به هر حال همانطور که اشاره کردم این خلاء همچنان در سینمای کشورمان وجود دارد.
چرا شما به این حوزه وارد شدید و خطر ریسک آن را به عنوان تهیهکننده پذیرفتید؟ دلیل اصلی آن چه بود؟
نکته مهم برای من، حضور احمد بهرامی بود. همانطور که میدانید فیلمنامه این فیلم توسط خود او نوشته شده است. بهرامی ابتدا پیشنهاد ساخت فیلم را با من مطرح کرد که قصد دارد فیلمی با این مضمون بسازد و من نیز تهیهکنندگی این فیلم را برعهده گرفتم و خوشحالام که با تلاش همه عوامل دستاندرکار فیلم کار خوبی از آب درآمد و توانست خوش بدرخشد.
آیا حاضرید به عنوان یک تهیهکننده دوباره وارد این حوزه شوید؟
قطعاً! به نظر من، سوژهسازی و سوژهیابی در سینما حد و مرزی نمیشناسد و فیلمسازان ما باید با دیدی بازتر به اطراف خود بنگرند و سوژهیابی کنند و مسائل و مشکلات اقشار مختلف جامعه از جمله افرادی که حق آنان به نوعی ضایع شده و یا میشود را به تصویر بکشند. به نظر من، اکنون وقت آن فرارسیده تا فیلمسازان ما این تابو را درهم بشکنند و قدرت ریسک خود را بالا ببرند تا ما نیز شاهد تولید آثار در هر طیف و زمینهای در کشورمان باشیم؛ بهویژه سوژههایی که تاکنون مورد غفلت واقع شده یا به آنان کمتر پرداختهاند. آن وقت است که سینمای ما حرفی برای گفتن دارد و ما میتوانیم سینمای خود را به دنیا معرفی کنیم؛ مانند کاری که آقای بهرامی با تیماش در «دشت خاموش» کردند.
گفتوگو: اعظم زنگی
در حال بارگذاری...











