ساعت یک بامداد است که ساعت «هالدر» به صدا درمیآید و این کارمند ۳۴ ساله بانک در بنگلادش از خواب برمیخیزد و راهی آشپزخانه میشود. او در این ساعت نه برای کار، بلکه برای پختوپز خانوادهاش بیدار میشود. بحران انرژی پایتخت بنگلادش، شهری با حدود ۴۰ میلیون نفر جمعیت را فلج کرده و این تنها زمانی است که فشار گاز لولهکشی در «داکا» برای آشپزی کافی است.
شهر اکنون در تاریکی اداره میشود؛ مردم تلاش میکنند زندگی خود را ادامه دهند، در حالی که برق حتی در فضاهای عمومی هم اوایل شب برای صرفهجویی در انرژی قطع میشود.
این بحرانی است که جنگ آمریکا علیه ایران ایجاد کرده، اما وابستگی بنگلادش به انرژی وارداتی آن را تشدید کرده است. همچنین چالشی است که دولتی که فقط چند هفته پیش از آغاز جنگ انتخاب شده، در مقابله با آن درمانده است.
هالدر میگوید: «من چیز فوقالعادهای از دولت نمیخواهم؛ میخواهم اجاق را روشن کنم و گاز باشد، میخواهم کلید برق را بزنم و برق باشد، میخواهم از شیرِ آب، آب تمیز داشته باشم. اینها تجمل نیستند.
«بعضی شبها سه ساعت میخوابم، گاهی کمتر. بعد از من انتظار میرود مادر باشم، خانه را بگردانم و یک روز کامل در اداره کار کنم، انگار همهچیز عادی است.»
دولت حزب ملیگرای بنگلادش در فوریه انتخاب شد، پس از اعتراضات سال ۲۰۲۴ که دولت پیشین «عوامی لیگ» را سرنگون کرد؛ دولتی که ۱۵ سال در قدرت بود و به سرکوب سیاسی، فساد و سوءمدیریت اقتصادی متهم شده بود.
پس از دورهای موقت، به حزب ملیگرای بنگلادش ماموریت داده شد تا مسیر تازهای برای کشور بسازد، اما در عرض چند هفته، جنگ در ایران آغاز شد و بسته شدن تنگه هرمز به معنای مختل شدن محمولههای حیاتی گاز از خاورمیانه بود.
دولت در پاسخ، انرژی را سهمیهبندی کرد و دستور داد مغازهها، بازارها و مراکز خرید تا ساعت ۸ شب بسته شوند؛ یک ساعت زودتر از آنچه پیشتر مجاز بود. بیلبوردهای نورانی هم باید تا ساعت ۷ عصر خاموش شوند و تنها بیمارستانها، داروخانهها، فروشگاههای مواد غذایی و خدمات اضطراری از این قاعده مستثنا هستند.
وضعیت در مناطق روستایی بنگلادش بدتر است؛ جایی که در ماه اوت مردم تا ۱۶ ساعت در روز بدون برق میماندند. بر اساس دادههای دولتی، خاموشی سراسری یا کاهش تولید برق در بدترین زمان کمبود، از 3 هزار مگاوات فراتر رفت.
این تغییر در داکا، شهری که معمولا در حرکت دائمی است، چشمگیرتر به نظر میرسد. بخشهایی طویل از خیابانها در مناطقی مملو از ادارهها، کسبوکارها و مغازهها، اکنون به شکلی وهمآور تاریک شدهاند.
بحران، ساکنان محلی را مجبور کرده مدام محاسبه کنند؛ مثلا اینکه چه زمانی فشار گاز برای پختوپز کافی است، یک پنکه را در تابستان مرطوب چقدر میتوان روشن نگه داشت و صف پمپ بنزین چقدر طولانی خواهد شد.
در نتیجه، بر اساس «طبقهبندی مرحلهای امنیت غذایی یکپارچه»، یک نهاد جهانی پایش سوءتغذیه، انتظار میرود در ماههای پایانی امسال تقریبا ۳ میلیون نفر دیگر با ناامنی غذایی روبهرو شوند؛ افزایشی ۱۸ درصدی نسبت به رقم ۱۵.۳ میلیون نفری تابستان.
احمد، ۵۰ ساله، یک کارگاه برق در منطقه مرکزی شهر دارد، اما در حاشیه داکا زندگی میکند؛ جایی که مسکن ارزانتر است. رفتوآمدی که سالها انجامش میداد، اکنون برایش وحشتآور شده است. وقتی احمد مغازهاش را میبندد، یافتن وسیله نقلیه دشوار و گرانتر است و او میترسد در خیابانهایی که اکنون در تاریکی فرو رفتهاند، مورد سرقت قرار گیرد.
او میگوید: «تا مغازه را میبندم، هوا تاریک شده است. بعد تمام مسیر خانه را فکر میکنی که نکند کسی جلویت را بگیرد، سرقتت کند یا گوشی و پولت را بگیرد.»
«بعضی وقتها فکر میکنم باید از کشور بروم و جای دیگری را امتحان کنم. اما ۵۰ ساله هستم؛ پول لازم برای رفتن را ندارم.»
تقاضای روزانه گاز در بنگلادش حدود ۱۰۷ تا ۱۱۳ میلیون متر مکعب (۳.۸ تا ۴ میلیارد فوت مکعب)، بسیار فراتر از عرضه موجود، یعنی حدود ۷۴ میلیون متر مکعب است.
منبع: گاردین