جنگ ترامپ با ایران، آسیبپذیری هژمونی آمریکا را برملا کرد
سناریوی جنگ جدید ایالات متحده علیه ایران، چه به شکل تهدید نظامی مستقیم و چه تحریمهای فراگیر نه تنها نشانه قدرت آمریکا نیست، بلکه آشکارکننده بحران عمیق در ساختار هژمونی واشنگتن در نظام جهانی سرمایهداری است.
نشریه leftvoice در تحلیلی راهبردی تاکید دارد که دوره یکقطبی بودن آمریکا پس از فروپاشی شوروی، به پایان رسیده و بازگشت سیاستهای خصمانه دونالد ترامپ علیه ایران، بیش از هر چیز نشاندهنده ضعف داخلی و بینالمللی امپراتوری آمریکاست. براساس این تحلیل، پنتاگون و کاخ سفید دیگر نمیتوانند مانند دهه ۱۹۹۰ یا ۲۰۰۰، با ائتلافی منسجم از متحدان غربی و منطقهای وارد یک جنگ تمامعیار شوند.
سه ضربه به هژمونی آمریکا
براساس این تحلیل شکاف در اردوگاه غرب نخستین ضربه به هژمون آمریکاست. بر خلاف جنگ عراق در ۲۰۰۳، اکنون اروپا (به ویژه آلمان و فرانسه) و حتی برخی متحدان سنتی آمریکا مانند ژاپن و ترکیه، تمایلی به همراهی بیچون و چرا با واشنگتن در قبال ایران ندارند. این شکاف، فرماندهی مطلق آمریکا بر نظم لیبرال را زیر سوال میبرد.
از دیگر سو بلوکهای رقیب مانند چین و روسیه که در دهه ۱۹۹۰ نقشی حاشیهای داشتند، اکنون با تشکیل گروه بریکس و پیمانهای امنیتی موازی، خلا نظم آمریکایی را پر میکنند. به این ترتیب یک جنگ جدید در ایران، به طور مستقیم به نفع پکن و مسکو خواهد بود، زیرا آمریکا را در باتلاق فرسایشی جدیدی گرفتار میکند.
ضربه سوم شکنندگی اقتصاد آمریکاست. تورم مزمن، بدهی ۳۴ تریلیون دلاری و بحران مشروعیت سیاسی در داخل (شکاف چپ و راست) توانایی واشنگتن برای تامین مالی یک جنگ دیگر را کاهش داده است. نویسنده مقاله یادآور میشود که تحریمهای «حداکثری» علیه ایران در دوره قبل ترامپ نه تنها حکومت تهران را ساقط نکرد، بلکه زنجیرههای ارزش جهانی را مختل کرد و به اعتبار دلار لطمه زد.
چشمانداز «جنگ ترامپ علیه ایران» در واقع آینه تمامنمای زوال نسبی آمریکاست. آنچه امروز به عنوان یک «تهدید نظامی» از سوی واشنگتن مطرح میشود، بیش از آنکه ناشی از قدرت تهاجمی آمریکا باشد، ناشی از ناامیدی یک قدرت در حال افول برای حفظ موقعیت پیشین خود است. مقاله در پایان میگوید که هرگونه ماجراجویی نظامی جدید در خاورمیانه نه تنها هژمونی آمریکا را نجات نمیدهد، بلکه فروپاشی سریعتر آن را سرعت میبخشد و راه را برای نظمی چندقطبی مبتنی بر منافع ملتها، نه سرمایههای فراملی، هموار میکند.











