الفبای ناتمام
گزارش پایش آموزش جهانی ۲۰۲۶ یونسکو نشان میدهد که تعداد کودکان و نوجوانان بازمانده از تحصیل در سراسر جهان برای هفتمین سال متوالی افزایش یافته است. جنگ و ناامنی یکی از دلایل افزایش بازماندگی کودکان از تحصیل است که نه فقط مدرسه، بلکه انگیزه و فرصتِ یادگیری کودک را زیر آوارها مدفون میکند.
بازماندگی از تحصیل، یکی از معضلات سیستمهای آموزشی در جهان و عاملی بازدارنده برای توسعه پایدار است. این مسئله در سالهای اخیر به دلیل نوسانات اقتصادی، جنگها و بحرانهای پساکرونا، ابعادی نگرانکننده پیدا کرده است. براساس تازهترین گزارش پایش آموزش جهانی ۲۰۲۶ یونسکو، تعداد کودکان و نوجوانان بازمانده از تحصیل در سراسر جهان ۲۷۳ میلیون نفر برآورد میشود. در ایران نیز، آمارهای داخلی حکایت از چالشهایی جدی در مسیر عدالت آموزشی دارند و جنگ اخیر تلاشها را برای بازگرداندن کودکان به چرخه آموزش دشوار میکند.
بحران کلاسهای خالی در جغرافیای جهانی
آمارهای جهانی نشان میدهند ترک تحصیل نهتنها متوقف نشده، بلکه از سال ۲۰۱۵ تاکنون، پیشرفت در زمینه نگهداشتن کودکان در مدرسه در تمام مناطق جهان کند شده است. طبق دادههای یونسکو رشد جمعیت، بحرانهای اقلیمی و محدودیتهای شدید بودجهای، سد راه یادگیری میلیونها نفر شدهاند؛ بهطوریکه این وضعیت بهویژه در کشورهای جنوب صحرای آفریقا به دلیل رشد سریع جمعیت مشهودتر است. از سوی دیگر، درگیریهای نظامی نقشی مخرب در این فرایند ایفا کردهاند و بیش از یکششم کودکان جهان اکنون در مناطق جنگزده زندگی میکنند و به مدرسه دسترسی ندارند. این وضعیت در خاورمیانه به دلیل تنشهای مداوم منطقهای بسیار نگرانکننده توصیف شده است، چراکه تعطیلی اجباری مدارس، دانشآموزان را از حق اولیه خود محروم کرده است.
معادله نابرابر جنگ
جنگ و تخریبهای ناشی از آن، حال و آینده را از چنگال کودکان میرباید و کلاسهای درس را که باید مهد جوانه زدن رویاها باشند، به ویرانههایی سرد تبدیل میکند. براساس آخرین آمار مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش 192 دانشآموز در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به شهادت رسیدهاند. به گفته حسین صادقی 557 مدرسه در جنگ اخیر آسیب دیدهاند. او تعداد دانشآموزان شهید در این جنگ را به تفکیک استان اعلام کرده: «هرمزگان: ۱۲۰ نفر، تهران (شهر و شهرستانها): ۲۸ نفر، آذربایجان شرقی: ۱۳ نفر، لرستان: ۷هفت نفر، فارس: ۶ نفر، مرکزی: ۴ نفر، آذربایجان غربی: ۳ نفر، ایلام، قزوین، کرمان و کرمانشاه: هر کدام ۲ نفر و استانهای زنجان، کردستان و همدان: هر کدام یک دانشآموز شهید داشتهاند.»
فجیعترین نمونه این جنایات در حمله موشکی نهم اسفند ۱۴۰۴ به دبستان دخترانه «شجره طیبه» در شهر میناب رخ داد؛ جایی که اصابت مستقیم موشک منجر به شهادت دستکم 168 دانشآموز و معلم و ویرانی کامل ساختمان مدرسه شد.
یونسکو در واکنش به حمله آمریکا و اسرائیل به مدرسه «شجره طیبه» میناب اعلام کرد: «کشتن دانشآموزان در مکانی که برای آموزش اختصاص یافته، نقض جدی حمایتهایی است که حقوق بینالملل برای مدارس در نظر گرفته است. این حملات حق آموزش را تضعیف میکند.»
همچنین طبق گزارش رسمی یونیسف در ششم فروردین، تهاجم نظامی آمریکا به ایران با میانگین ۸۷ قربانی در شبانهروز، تاکنون منجر به کشته و زخمی شدن بیش از ۲۱۰۰ کودک در کل منطقه شده است. آمار دقیق کودکان قربانی (شهید یا مجروح) شامل ۲۰۶ نفر در ایران، ۱۱۸ نفر در لبنان، چهار نفر در سرزمینهای اشغالی و یک نفر در کویت است که از نظر این سازمان بینالمللی، مسئولیت مستقیم آن بر عهده دولت ترامپ است.
مهین شمس، جامعهشناس و معلم میگوید: «تخریب مدارس علاوه بر آسیبهای لحظهای، عواقب ماندگاری دارد. بازماندگی تحصیلی ناشی از تروما یکی از این اثرات است. کودکان در موارد زیادی به دلیل تجربه مستقیم خشونت، از دست دادن دوستان یا ترس از تکرار حادثه، توانایی و میل به حضور در کلاس درس را از دست میدهند.»
به گفته او حتی با وجود بازسازی فیزیکی، بازگشت دانشآموزان به چرخه یادگیری به دلیل شوکهای روانی و آوارگی خانوادهها با دشواریهای بسیاری همراه خواهد بود.
در جنگ اخیر نهادهای مدنی حوزه کودکان مانند شورای کتاب کودک و گروه داوری لاکپشت پرنده در بیانیههایی خطاب به نهادهای بینالمللی از وضعیت دانشآموزان در ایران نوشتند. همچنین کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از نهادهای بینالمللی دعوت کرد تا در برابر حملههای نظامی آمریکاییصهیونی به مدارس و مراکز آموزشی سکوت نکنند چرا که این حملهها، نقض آشکار تمام قوانین بینالمللی و حقوق بشر است و جزئی جداییناپذیر از جنایتی است که علیه آینده بشریت انجام میشود.
شمس در اینباره میگوید: «در مناطقی با تنشهای مداوم، بقا و حفظ جان از آموزش مهمتر میشود. این مسئله نشاندهنده محرومیت از رشدی است که هیچ بودجهای در آینده نمیتواند زمانِ از دست رفته آن را جبران کند؛ جنگ نه فقط مدرسه، بلکه انگیزه و فرصتِ یادگیری کودک را زیر آوارها مدفون میکند.»
ششم فروردین ماه، نایبرئیس کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس با بیان اینکه جنگ اخیر زیرساختهای آموزشی کشور را در سطحی بیسابقه هدف قرار داده، گفت: «تخریب بیش از ۱۶۰ مدرسه در نقاط مختلف نشان میدهد نظام تعلیم و تربیت ایران در معرض تهدید مستقیم قرار گرفته است.»
فرشاد ابراهیمپور هشدار داد: «اگر بازسازی و نوسازی مدارس بهسرعت آغاز و برنامههای آموزشی جایگزین در مناطق آسیبدیده اجرا نشود، بحران بازماندگی از تحصیل و آسیب یادگیری در سالهای آینده تشدید خواهد شد.»
براساس سخنان ابراهیمپور تا زمان بازسازی کامل مدارس باید از روشهای آموزشی جایگزین استفاده کرد؛ از جمله بهرهگیری از فضاهای آموزشی دیگر، شیفتبندی کلاسها، راهاندازی مدارس موقت استاندارد و در صورت نیاز ترکیب آموزش حضوری و مجازی تا وقفه آموزشی طولانی نشود. او تأکید کرد بازسازی مدارس باید همراه با بازسازی اجتماعی و حمایت روانی از دانشآموزان و معلمان انجام شود تا آثار جنگ کاهش یابد.
سایه سنگین فقر بر نیمکتها
جنگ در حالی شرایط تحصیل را در ایران دشوار کرده که بر اساس دادههای مرکز آمار و پایشهای وزارت آموزش و پرورش تا آغاز سال ۱۴۰۵، حدود ۹۳۰ هزار کودک و نوجوان در مقاطع مختلف از چرخه تحصیل بازماندهاند. از این میان، بیش از ۱۵۰ هزار نفر در مقطع ابتدایی هستند. گزارشها نشان میدهند که بیش از ۷۰ درصد این دانشآموزان در پنج دهک پایین اقتصادی جامعه قرار دارند.
آموزش و پرورش تا به حال برای رفع مشکل ترک تحصیل، اقدام به شناسایی دانشآموزانی کرده که به دلایل مختلف از جمله فاصله محل سکونت تا مدرسه، معلولیت و یا بیماری خاص موفق به تحصیل در مدرسه نشدهاند. طبق اعلام این سازمان، «طرح شهید محمودوند» برای ثبت اطلاعات دانشآموزان در سامانه شناسایی بازماندگان از تحصیل اجرا شده است. همچنین سازمان بهزیستی با همکاری وزارت آموزش و پرورش، «طرح ملی بازگشت به تحصیل کودکان بازمانده از تحصیل» را در دست اجرا دارد.
سیدحسن موسوی چلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، پیشتر به خبرآنلاین گفته بود: «بخشی از علت افزایش بازماندگی از تحصیل در کشور، به فقر خانوادهها بازمیگردد. به همین دلیل در قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹، ثبتاحوال و آموزشوپرورش موظف شدهاند که سه ماه پیش از آغاز سال تحصیلی، مشخصات دانشآموزان بازمانده از تحصیل را به بهزیستی اعلام کنند تا پیگیریهای لازم انجام شود.»
او باز شدن درهای مدارس به روی همه دانشآموزان را تضمینی برای آینده کشور دانست: «ما دوست داریم زنگ مدرسه همیشه به صدا دربیاید، چون این صدا بچهها را از آسیبهای اجتماعی دور نگه میدارد.»
ریشههای مشترک و راهکارهای عبور از بنبست
اشتراک میان گزارش جهانی یونسکو و وضعیت داخلی ایران نشان میدهد که هیچ سیاست واحدی به تنهایی قادر به حل این معضل پیچیده نیست. در سطح بینالمللی، تجربههای موفق نشان داده که اقداماتی مثل اجباری کردن آموزش (نه فقط رایگان کردن آن)، تصویب قوانین سختگیرانه کار کودکان، گسترش زیرساختهایی مانند برقرسانی و اجرای برنامههای تغذیه در مدارس، توانستهاند زمان حضور کودکان در کلاس درس را افزایش دهند. در ایران نیز چالشهایی چون فقدان مدارک هویتی، معلولیتهای بدون حمایت و نیاز خانوادهها به درآمد ناچیز کودکان، زنجیرهای ایجاد کرده که تنها با مداخلات چندوجهی گسسته میشود. از طرفی همسویی بحرانهای منطقهای در خاورمیانه با فشارهای اقتصادی داخلی، باعث شده نرخ ترک تحصیل روندی صعودی داشته باشد.
بازگشت پایدار کودکان به کلاسهای درس، نیازمند تغییری بنیادین در نگاه سیاستگذاران است. گزارش سال ۲۰۲۶ یونسکو هشدار میدهد که بدون مقابله با واقعیتهای اقتصادی و درگیریهای نظامی، جهان از اهداف آموزشی خود باز خواهد ماند.






