اقتصاد خُرد زیر فشار جنگ؛ با جیب خالی خانه نمیروم
با گذشت بیش از دو هفته از آغاز درگیری نظامی در ایران، تهران همزمان با کاهش محسوس جمعیت و افت تردد شهر، با اختلال جدی در اقتصاد روزمره مواجه شده است. وضعیتی که بیش از همه، کسبوکارهای خرد و مشاغل وابسته به حضور روزانه مردم را تحت فشار قرار داده است. روایتهای میدانی حاکی از فشار شدید روی صاحبان این کسبوکارها است.
با گذشت بیش از دو هفته از آغاز درگیری نظامی از ۹ اسفند، ابعاد انسانی و اقتصادی بحران در ایران بهتدریج روشنتر میشود.بر اساس گزارشهای منتشرشده ، میلیونها نفر در داخل ایران در پی تشدید درگیریها ناچار به ترک محل زندگی خود شدهاند. برخی برآوردها تعداد آوارگان داخلی را تا حدود ۳ میلیون نفر اعلام میکنند، هرچند این رقم هنوز بهطور مستقل و نهایی تأیید نشده است.همزمان، گزارشها از آسیب به مناطق مسکونی، زیرساختهای شهری و افزایش فشار بر خدمات عمومی حکایت دارد، هرچند آمار دقیق و تجمیعشدهای از میزان تخریبها در دست نیست.
اقتصاد روزمره در تهران خالی
در چنین شرایطی، تهران نهتنها از نظر جمعیتی خلوتتر شده، بلکه جریان عادی اقتصاد شهری نیز مختل شده است؛ بهویژه در بخشهایی که به حضور روزمره مردم وابستهاند.یک سوپرمارکتدار در شمالغرب تهران میگوید تا ساعت ۲۲ شب فقط سه مشتری داشته است. کالاهای لبنی با تاریخ مصرف کوتاه روی دستش مانده و کارخانهها نیز آنها را پس نمیگیرند.او میگوید: «نمیخواهم به خانه بروم.نمیتوانم با جیب خالی برگردم خانه.»
سقوط تقاضا؛ ضربه مستقیم به خدمات شهری
کاهش جمعیت و محدود شدن تردد، مستقیماً بر مشاغل خدماتی اثر گذاشته است. در شرایط عادی، تهران روزانه میلیونها سفر درونشهری را تجربه میکند، اما، از زمان آغاز درگیریها، تردد شهری بهطور محسوسی کاهش یافته است. رانندگان پلتفرمهای حملونقل اینترنتی از افت شدید درآمد خبر میدهند. یکی از رانندگان اسنپ که با او هممسیر شدیم، از ما خواست ثبت سفر با چند دقیقه تأخیر انجام شود تا بخشی از پورسانت کسر نشود. او تمام طول مسیر گریه کرد. این روایت بهصورت مستقل قابل تأیید نیست، اما میگوید فقط یکمیلیون و پانصد هزار تومان در حسابش دارد و در تأمین هزینههای زندگی با مشکل جدی مواجه شده است. شبها در ماشین میخوابد و همسرش او را از خانه بیرون انداخته است.
از دست رفتن فصل درآمد
فشار اقتصادی محدود به یک صنف نیست. آرایشگری در یکی از مناطق نسبتاً گران تهران—که تا همین چند هفته پیش باید از چند روز قبل برایش وقت گرفته میشد—حالا با مغازهای خالی روبهروست.او میگوید مهمترین بازه درآمدی سال—روزهای منتهی به نوروز—را از دست داده است؛ دورهای که معمولاً باید هزینههای سال را جبران کند.به گفته او، «در مغازه را باز میکنم، اما مشتری نیست.»
فشار اقتصادی و تغییر رفتار
نشانههای فشار اقتصادی فقط در کاهش درآمد دیده نمیشود؛ در نحوه روایت افراد نیز قابل تشخیص است. در گفتوگو با صاحبان کسبوکار، نوعی استیصال و نااطمینانی نسبت به آینده بهوضوح دیده میشود.یک کافهدار در تهران میگوید از ۹ اسفند تاکنون تنها یک روز توانسته کافهاش را باز نگه دارد. به گفته او، درآمد همان یک شب نیز به حدود یکدهم شبهای عادی رسیده است. در عین حال، هزینههای ثابت پابرجاست: اجاره، حقوق کارکنان و عیدی پایان سال.او میگوید هر روز با نگرانی از آسیب دیدن محل کارش در جریان حملات مواجه است.در مقابل، کارکنان بخش دولتی همچنان حقوق خود را بهصورت منظم دریافت میکنند، اما کسبوکارهای خرد در پایتخت عملاً به جریان روزانه مشتری وابستهاند؛ جریانی که اکنون بهشدت کاهش یافته است. بسیاری از این واحدها روز را با انتظار ورود مشتری آغاز و بدون فروش قابل توجه به پایان میرسانند.
کاهش جمعیت، اختلال در تردد و نااطمینانی اقتصاد باعث شده اقتصاد خرد شهری در تهران بهطور همزمان از سمت عرضه و تقاضا تحت فشار قرار گیرد.در حالی که دادههای رسمی همچنان محدود و پراکنده است، روایتهای میدانی نشان میدهد فشار اقتصادی بر مشاغل وابسته به زندگی روزمره شهری بهسرعت در حال تشدید است.






