ساماندهی دستفروشان؛ میان آمار رسمی و زندگی روی پیادهرو
نوروز که نزدیک میشود، بساطها دوباره به خیابانهای تهران برمیگردند؛ ۳۵ هزار دستفروش، ۲۰ هزار ساماندهیشده و هزاران نفر بیرون از چارچوب رسمی. حالا یک گزارش تازه میگوید وقت آن رسیده به جای جمعآوری، شیوه مدیریت تغییر کند.

تهران که به اسفند میرسد، ریتمش عوض میشود. خیابانها تندتر نفس میکشند، متروها فشردهتر میشوند، خریدها شتاب میگیرد و بساطها یکییکی روی پیادهروها پهن میشوند. همینجا دوباره همان بحث قدیمی بالا میگیرد: «جمعآوری».
امسال اما همزمان با بالا گرفتن این بحث، یک عدد مهم هم منتشر شده است. مدیرعامل شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران گفته حدود ۳۵ هزار دستفروش در پایتخت فعالیت میکنند؛ از این میان نزدیک به ۲۰ هزار نفر در بازارهای ساماندهیشده مستقرند و بیش از ۱۵ هزار نفر بیرون از این چارچوب کار میکنند.
به گفته مجتبی اقوامیپناه، تاکنون نزدیک به ۶۰ بازار ساماندهیشده در ۲۱ منطقه شهر راهاندازی شده و تنها منطقه ۲۲ فاقد بازار است. در برخی مناطق یک بازار فعال است و در مناطق پرجمعیت چند بازار برای پاسخگویی به تقاضا پیشبینی شده است.
با این حال، کافی است یک عصر اسفندی سری به اطراف ایستگاههای مترو یا محورهای تجاری بزنید تا بفهمید ظرفیت این بازارها با تعداد واقعی دستفروشان همخوان نیست. آن ۱۵ هزار نفرِ بیرونمانده، عدد روی کاغذ نیستند؛ آدمهاییاند که هر روز بساطشان را جایی پهن میکنند.
به تازگی گزارشی از سوی مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران دراین حوزه منتشر شده که نگاه متفاوتی دارد. این گزارش دستفروشی را صرفاً یک اختلال شهری نمیبیند، بلکه آن را بخشی از اقتصاد غیررسمی و راه تأمین معاش هزاران خانوار معرفی میکند.
در تحلیل این گزارش آمده که تمرکز بساطها در اطراف مترو، گرههای پرتردد و محورهای تجاری اتفاقی نیست؛ این نقاط بیشترین جریان مشتری را دارند. وقتی نوروز نزدیک میشود و خریدهای فصلی بالا میگیرد، فشار روی این فضاها چند برابر میشود و برخی معابر از ظرفیت معمول خود عبور میکنند.
نویسنده گزارش میگوید مسئله اصلی نه «بودن» دستفروش، بلکه نبود یک سیاست زماندار و منعطف برای مدیریت این دوره کوتاه اما فشرده است؛ دورهای که هر سال تکرار میشود و هر سال هم با نسخههای مقطعی پاسخ میگیرد.
نسخه روی میز؛ پروژه موقت نوروزی
پیشنهاد گزارش، تعریف «پروژه موقت ساماندهی دستفروشی نوروزی» در سطح مناطق است؛ طرحی با تاریخ شروع و پایان مشخص، پهنههای تعریفشده و قواعد شفاف.
در این مدل، به جای عملیات ضربتی، ابتدا گلوگاههای بحرانی شناسایی میشوند، سپس فضاهای مجاز موقت و مکانهای جایگزین تعیین میشود. برای دستفروشان کارت موقت صادر میشود، محل دقیق استقرار و ساعت فعالیت مشخص میشود و تعهد به رعایت نظافت و عدم سد معبر اخذ می شود. همه این سازوکارها محدود به بازه نوروزی است تا بعد از تعطیلات جمع شود و شکل دائمی پیدا نکند.
این رویکرد میخواهد نقش شهرداری را از برخوردکننده صرف به تنظیمکننده فضا تغییر دهد؛ مدیریتی که بهجای هل دادن بساطها از یک کوچه به کوچه دیگر، آنها را در چارچوبی مشخص هدایت کند.
تجربههایی که امتحان شدهاند
در گزارش مطالعاتی به بازارچههای نوروزی داخلی و نیز نمونههایی مانند بازارهای فصلی اروپا و تجربه بوگوتا اشاره شده است؛ جاهایی که فعالیت خیابانی با زمانبندی روشن، غرفههای موقت و نظارت یکپارچه مدیریت شده است.نتیجه، کاهش پراکندگی و تنش و همزمان حفظ فرصت اقتصادی بوده است.این تجربهها نشان میدهد بازار موقت میتواند جایگزین بساط پراکنده شود، اگر جانمایی آن با منطق رفتوآمد شهری هماهنگ باشد.
۳۵ هزار دستفروش، ۲۰ هزار ساماندهیشده، ۱۵ هزار بیرون از چارچوب.این اعداد کنار هم تصویری روشن میسازند: دستفروشی در تهران پدیدهای کوچک و گذرا نیست. در مهمترین فصل فروش سال هزاران نفر درآمدشان به همین چند هفته گره خورده است.
سالهای گذشته نشان داده جمعآوریهای مقطعی نه دستفروشی را از بین برده و نه خیابان را آرام کرده؛ فقط جای بساطها عوض شده و تنش بیشتر شده است.
نوروز دوباره رسیده و بساطها دوباره پهن میشوند. این بار قرار است همان مسیر تکرار شود یا طرحی که روی میز آمده، فرصتی برای آزمودن روشی کمهزینهتر و انسانیتر پیدا میکند؟ پاسخ، خیلی زود در خیابانهای اسفندی دیده خواهد شد.





