زنان خانهدار؛ انزوای اجتماعی و وابستگی اقتصادی
پژوهشی فراتحلیلی از مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران نشان میدهد زنان شاغل از نظر سلامت اجتماعی وضعیت بهتری دارند، اما همزمان بیشترین فشار نقش را نیز تجربه میکنند. در مقابل زنان خانهدار بهدلیل وابستگی اقتصادی، محدودیت در تعاملات اجتماعی و دسترسی کمتر به شبکههای حمایتی رسمی، اغلب سطح پایینتری از سلامت اجتماعی را تجربه میکنند.

سلامت اجتماعی زنان در تهران در حد «متوسط رو به بالا» ارزیابی میشود، اما این میانگین کلی، تفاوتهای مهمی را پنهان کرده است. نتایج یک پژوهش فراتحلیلی که بر مرور نظاممند مطالعات دهساله انجام شده، نشان میدهد زنان شاغل اگرچه از استقلال مالی و شبکههای حمایتی گستردهتری برخوردارند، اما همزمان زیر فشار نقشهای همزمان شغلی و خانوادگی قرار دارند؛ فشاری که میتواند همان مزیتهای اجتماعی اشتغال را فرسایش دهد.
این پژوهش با تأکید بر تعریف سازمان جهانی بهداشت، سلامت اجتماعی را نه صرفاً فقدان آسیب، بلکه توانایی برقراری روابط سالم، مشارکت اجتماعی، احساس تعلق و نقشآفرینی مؤثر در جامعه میداند. از این منظر، سلامت اجتماعی یکی از کلیدیترین شاخصهای کیفیت زندگی شهری است؛ شاخصی که بهویژه در کلانشهری مانند تهران، تحتتأثیر عوامل اقتصادی، فرهنگی، جنسیتی و ساختاری قرار دارد.
مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران در این تحقیق تلاش کرده تصویری جامع از وضعیت سلامت اجتماعی زنان بهتفکیک زنان شاغل و خانهدار ارائه دهد؛ تصویری که نهتنها وضعیت موجود، بلکه گرههای سیاستگذاری این حوزه را نیز آشکار میکند.
این گزارش بر پایه فراتحلیل مقالات علمی منتشرشده در بازه زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۲ تدوین شده است. دادهها از پایگاههای علمی داخلی مانند SID، مگیران و نورمگز استخراج و در نهایت ۹ مقاله مرتبط با سلامت اجتماعی زنان شاغل و خانهدار در شهر تهران بهطور دقیق تحلیل شدهاند.
هدف اصلی پژوهش، شناسایی مؤلفههای سلامت اجتماعی زنان، مقایسه تطبیقی دو گروه شاغل و خانهدار و ارائه پیشنهادهای سیاستی برای ارتقای این شاخص در مدیریت شهری بوده است.
یافتههای پژوهش نشان میدهد زنان شاغل بهطور کلی از سلامت اجتماعی بالاتری نسبت به زنان خانهدار برخوردارند. استقلال مالی، حضور در شبکههای اجتماعی متنوع، مشارکت در تصمیمگیریها و احساس مفید بودن اجتماعی، مهمترین عواملی هستند که این برتری را توضیح میدهند.
در عین حال پژوهش هشدار میدهد که همین گروه بیشترین آسیب را از «فشار نقش» متحمل میشوند؛ فشاری که از جمع شدن مسئولیتهای شغلی، مادری و همسری ناشی میشود. نبود سیاستهای حمایتی در محیط کار، ساعات کاری غیرمنعطف و انتظارات جنسیتی جامعه، میتواند سلامت اجتماعی زنان شاغل را بهطور جدی تضعیف کند.
در سوی دیگر، زنان خانهدار بهدلیل وابستگی اقتصادی، محدودیت در تعاملات اجتماعی و دسترسی کمتر به شبکههای حمایتی رسمی، اغلب سطح پایینتری از سلامت اجتماعی را تجربه میکنند. احساس کمارزشی اجتماعی، کاهش مشارکت مدنی و محدود شدن نقشها به فضای خصوصی خانواده، از جمله چالشهای اصلی این گروه عنوان شده است.
پژوهش تأکید میکند که این وضعیت بهویژه در مناطق محروم شهری تشدید میشود؛ جایی که فقر، ناامنی اقتصادی و کمبود خدمات اجتماعی، سلامت اجتماعی زنان را بیش از پیش تحت فشار قرار میدهد.
با وجود تفاوتها، پژوهش نشان میدهد زنان شاغل و خانهدار در چند محور کلیدی وضعیت مشابهی دارند. هر دو گروه بهشدت تحتتأثیر هنجارهای جنسیتی و انتظارات اجتماعی هستند. همچنین نقش حمایت خانواده، مشارکت در فعالیتهای مذهبی و احساس امنیت اجتماعی، در سلامت اجتماعی هر دو گروه حیاتی ارزیابی شده است.
دسترسی به خدمات بهداشتی، رفاهی و فضاهای عمومی امن نیز از جمله عوامل مشترکی است که میتواند سلامت اجتماعی زنان را – فارغ از وضعیت شغلی – تقویت یا تضعیف کند.
جمعبندی یافتهها نشان میدهد سلامت اجتماعی زنان در تهران در سطح «متوسط تا بالا» قرار دارد، اما این ارزیابی کلی، شکافهای منطقهای و طبقاتی را پنهان میکند. مؤلفههایی مانند پذیرش اجتماعی و مشارکت اجتماعی وضعیت بهتری دارند، درحالیکه «شکوفایی اجتماعی» و «انطباق با چالشهای اجتماعی» با موانع جدی مواجهاند.
پژوهش همچنین به تأثیر مستقیم تبعیض جنسیتی، فقر و احساس بیگانگی اجتماعی بر افت سلامت اجتماعی زنان اشاره میکند؛ عواملی که بدون مداخله سیاستی، میتوانند این شاخص را در بلندمدت تضعیف کنند.
پژوهشگران مجموعهای از راهکارهای سیاستی را پیشنهاد میکنند؛ از تقویت شبکههای حمایتی محلی و آموزش مهارتهای زندگی گرفته تا اصلاح سیاستهای محیط کار برای زنان شاغل. ساعات کاری منعطف، مرخصی زایمان با حقوق و امکانات مراقبت از کودک، از جمله اقدامات ضروری برای کاهش فشار نقش عنوان شده است.
برای زنان خانهدار نیز ایجاد فرصتهای مشارکت اجتماعی، حمایت از مشاغل خانگی و توسعه برنامههای سلامت روان در سطح محلات پیشنهاد شده است. در سطح کلانتر، تدوین قوانین ضدتبعیض، توسعه فضاهای عمومی امن و حمایت از پژوهشهای کاربردی، از الزامات ارتقای سلامت اجتماعی زنان در تهران دانسته شده است.





