وقتی بازنشستگی آغاز سفر است؛ جنگ ۱۲ روزه کاتالیزور مهاجرت سالمندان
موج مهاجرت در ایران، اکنون شامل بازنشستگان و سالمندان نیز میشود که ناشی از فشارهای شدید اقتصادی، بحرانهای اجتماعی و تهدیدهای امنیتی مانند جنگ ۱۲ روزه است. این روند مهاجرت از فردی به خانوادگی و بازگشتناپذیر تبدیل شده و خروج سرمایه انسانی و مالی را در پی دارد.
موج تازه مهاجرت، که اکنون سالمندان و بازنشستگان را نیز دربر میگیرد، نتیجه فشارهای اقتصادی، بحرانهای اجتماعی و تجربه تهدیدهای امنیتی مانند جنگ ۱۲ روزه است. این روند از مهاجرت فردی به پدیدهای خانوادگی و بازگشتناپذیر تبدیل شده است. با توجه به رشد تحصیلات و تغییر ساختار خانواده، احتمال افزایش مهاجرت سالمندان بالاست. بدون بهبود امنیت روانی، خدمات درمانی و ثبات اقتصادی، کشور با خروج بیسابقه سرمایه انسانی و مالی مواجه خواهد شد.
در دهههای گذشته، مهاجرت از ایران عمدتاً پدیدهای سیاسی و اجتماعی بود. بسیاری از نخبگان، مخالفان سیاسی و سرمایهداران برای فرار از محدودیتها یا دستیابی به فرصتهای بهتر، راهی کشورهای دیگر میشدند. اما در سالهای اخیر، با تشدید بحرانهای اقتصادی، کاهش ارزش ریال، ضعف سیستمهای رفاهی و نگرانیهای امنیتی، الگوی مهاجرت دچار تغییرات بنیادین شده است. این تغییرات موجب شکلگیری موج تازهای از مهاجرت شده که نهتنها نخبگان و جوانان، بلکه اقشار عادی، طبقه متوسط، نیروهای متخصص و به شکلی بیسابقه، بازنشستگان و سالمندان را نیز دربر میگیرد.
بحرانهای اقتصادی و فشار بر معیشت
اقتصاد ایران طی سالهای اخیر با تورم بالا، بیکاری، رکود سرمایهگذاری و سقوط ارزش ریال روبهرو بوده است. تنها در خرداد امسال، ارزش ریال نسبت به دلار حدود ۶۰ درصد کاهش یافت و تورم بالای ۳۰ درصد ثبت شد. چنین شرایطی قدرت خرید طبقه متوسط و بازنشستگان را بهشدت کاهش داده است. بسیاری از بازنشستگان دریافتند که حقوق ثابتشان، که معمولاً بر اساس نرخ رسمی تورم تعدیل نمیشود، دیگر کفاف زندگی در کلانشهرهایی مانند تهران را نمیدهد. این فشارها باعث شده برخی از آنان با فروش خانه و داراییهای خود، به کشورهایی با هزینه زندگی پایینتر و دسترسی بهتر به خدمات درمانی مهاجرت کنند.
حادثهای که موج جدید مهاجرت را سرعت بخشید، تنش نظامی و جنگ ۱۲ روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی در خرداد امسال بود..تجربه ای که برای نسلهای مسنتر یادآور موشکبارانهای دهه ۶۰ بود و باعث شد خانوادههای بسیاری، بهویژه سالمندان، تصمیم به ترک تهران یا حتی کشور بگیرند. برخلاف گذشته که مهاجرت بیشتر توسط جوانان و دانشجویان صورت میگرفت، این بار «مهاجرت خانوادگی» در مرکز توجه قرار گرفت.
الگوهای مهاجرت سالمندان در ایران
پیشتر در پژوهشی که در سال ۱۴۰۱ توسط طاهره آقایی و رسول صادقی درباره مهاجرت سالمندان انجام شد، تصویری روشن و البته نگرانکننده از این پدیده ارائه داد و آن را زنگ خطری برای تحولات جمعیتی کشور دانست. بر اساس دادههای سرشماری ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ که شامل اطلاعات ۱۴۰ هزار و ۱۵۹ نفر از افراد ۵۵ سال به بالا در سراسر کشور است، الگوی مهاجرت سالمندان چند ویژگی بارز دارد: مردان سالمند حدود ۱۳ درصد بیشتر از زنان مهاجرت میکنند؛ اوج مهاجرت درست پس از بازنشستگی است، سپس بهتدریج کاهش مییابد و دوباره در سنین بالای ۸۵ سال افزایش پیدا میکند. در میان سالمندان، کسانی که همسر خود را از دست دادهاند ۳۶ درصد بیش از افرادی که همسر دارند مهاجرت میکنند. یکی دیگر از یافتههای مهم این است که تحصیلات نقش پررنگی دارد؛ سالمندان دارای تحصیلات دانشگاهی بیش از دو برابر (۲٫۳ برابر) بیشتر از همتایان بیسواد خود مهاجرت میکنند.
تبیین این الگو را میتوان در چارچوب نظریه «لی» (۱۹۶۶) جستوجو کرد. مطابق این نظریه، مهاجرت برآیند مجموعهای از عوامل جاذبه و دافعه است و زمانی رخ میدهد که شکاف بین وضعیت واقعی زندگی و وضعیت مطلوب، بهویژه در دوران سالمندی، محسوس و آزاردهنده شود. در این سنین، رفاه و دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی به انگیزههای اصلی تغییر محل زندگی بدل میشوند.
در این پژوهش همچنین اشاره شده که از منظر نوعشناسی، لیتواک و لونگینو (۱۹۷۸) مهاجرت سالمندان را به سه دسته تقسیم میکنند: «مهاجرت رفاهی» برای زندگی در مناطقی با آبوهوای بهتر و سبک زندگی مطلوبتر، «مهاجرت کمکی» برای دریافت حمایت مالی و عاطفی از خانواده، و «مهاجرت ناشی از ناتوانی یا معلولیت» برای دسترسی بهتر به مراکز درمانی و مراقبتی است.
مقاصد محبوب برای مهاجرت سالمندان
بر پایه این طبقهبندی، مهاجران سالمند ایرانی تقریباً در هر سه گروه جای میگیرند؛ برخی برای رفاه و سبک زندگی بهتر به مناطق خوشآبوهوا میروند، برخی برای دریافت حمایت خانوادگی جابهجا میشوند و گروهی بهدلیل نیاز به مراقبتهای پزشکی مقصد خود را تغییر میدهند. برخلاف جوانان که اغلب به شهرهای بزرگ و کشورهای دور با فرصتهای شغلی بیشتر میروند، سالمندان مقصدهایی را انتخاب میکنند که نزدیکتر، ارزانتر و از نظر آبوهوا مطلوبتر باشند. برای گروه رفاهی، ترکیه، ارمنستان و گرجستان با آبوهوای مناسب، هزینههای زندگی پایینتر و دسترسی آسان به خدمات خصوصی درمانی، انتخابهای محبوباند. برخی نیز کشورهای عربی مانند عمان و امارات را بهدلیل ویزاهای بازنشستگی و فرصت سرمایهگذاری برمیگزینند. آنهایی هم که امکان مهاجرت خارجی ندارند، معمولاً به استانهای شمالی یا مرکزی ایران نقل مکان میکنند؛ تغییری که بهآرامی چهره جمعیتی این مناطق را دگرگون میکند.
پیامدهای اجتماعی و اقتصادی مهاجرت سالمندان
بهرام صلواتی، رئیس سابق رصدخانه مهاجرت ایران، معتقد است مهاجرت سالمندان معمولاً همراه با خروج سرمایه شخصی است. فروش خانه، زمین و داراییها و انتقال ارز به خارج میتواند بازار ارز داخلی را تحت فشار قرار دهد و سرمایهگذاری داخلی را کاهش دهد. همزمان، خروج نسلهای مسنتر که حامل خاطرات و هویت تاریخیاند، میتواند سرمایه اجتماعی کشور را تضعیف کند و شکاف بین نسلهای داخل و خارج از کشور را افزایش دهد.
از نظر اجتماعی، پیوستن سالمندان به موج مهاجرت، پدیده «مهاجرت خانوادگی» را تقویت کرده است. برخلاف گذشته که مهاجرت بیشتر بهصورت فردی انجام میشد، اکنون خانوادهها دستهجمعی تصمیم به ترک کشور میگیرند. این نوع مهاجرت، به گفته کارشناسان، بازگشتناپذیرتر است و احتمال بازگشت به کشور را بهشدت کاهش میدهد. به باور صلواتی، بحرانهای روانی ناشی از بیثباتی، جنگ و مشکلات زیرساختی (مانند قطعی آب و برق) از عوامل مهم مهاجرت هستند. تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که حس بیپناهی روانی میتواند حتی بیش از بحران اقتصادی، مردم – بهویژه سالمندان – را به ترک محل زندگی سوق دهد.






