لزوم تغییر نگاه جامعه به ازدواج معلولان؛ موانع پنهان یک حق طبیعی
ازدواج برای همه انسانها یکی از مسیرهای اساسی در تجربه عشق، تعلق خاطر و رشد فردی است. با این حال، وقتی پای افراد دارای معلولیت به میان میآید، نگاه جامعه گاهی این حق طبیعی را زیر سؤال میبرد.
ازدواج برای همه انسانها یکی از مسیرهای اساسی در تجربه عشق، تعلق خاطر و رشد فردی است. با این حال، وقتی پای افراد دارای معلولیت به میان میآید، نگاه جامعه گاهی این حق طبیعی را زیر سؤال میبرد. دکتر ویدا سمیع، روانشناس و مدرس، در گفتوگویی با آتیهآنلاین بر ضرورت تغییر نگرش عمومی نسبت به ازدواج معلولان تأکید میکند و از چالشها، بایدها و نبایدهای چنین ازدواجهایی سخن میگوید.
دکتر سمیع درباره اهمیت ازدواج برای انسانها میگوید: «طبق تئوری انتخاب، همه انسانها پنج نیاز اساسی دارند: بقا، عشق و تعلق خاطر، قدرت، آزادی و تفریح. اینها ستونهای اصلی روان بشر هستند و اگر یکی از آنها برآورده نشود، فرد دچار نارضایتی میشود. ازدواج دقیقاً پاسخی است به بخشی از این نیازها؛ فرصتی برای تعلق، رشد و تکامل روحی. حتی از دیدگاه تکاملی نیز، روابط پایدار انسانی همیشه آنهایی بودهاند که به بقا و تداوم نسل کمک کردهاند.»
چهار ستون ازدواج موفق
به گفته این روانشناس در نگاه سیستمی به خانواده، هر رابطه موفق چهار زیرمجموعه دارد که شامل فردیت یا ایگو، رابطه عاشقانه، فرزندپروری و اجتماعی بنابراین، هر کسی - چه سالم و چه دارای محدودیت جسمی - قبل از ورود به رابطه باید ایگویی سالم و سیستم روانی قوی داشته باشد. بلوغ عاطفی و هیجانی اهمیت زیادی دارد. افراد باید بتوانند صمیمیت عاطفی و جنسی را در یک رابطه متعهدانه تجربه کنند، نه فقط بلوغ جسمانی؛ در غیر این صورت، مشکلاتی در روابط زناشویی به وجود میآید.
موانع پنهان ازدواج با فرد دارای معلولیت
این روانشناس و مدرس نگاه واقعبینانه را مهمترین مسئله در ازدواج فرد سالم با فرد دارای معلولیت عنوان میکند و با تاکید بر اینکه انتخاب شریک زندگی نباید از روی ترحم یا احساسات لحظهای باشد ادامه میدهد: «برخی افراد دارای معلولیت ممکن است آسیبپذیری بیشتری در زمینه روحی و روانی داشته باشند، بنابراین طرف مقابل باید سطح انتظارات خود را متعادل کند.»
به گفته او از سوی دیگر، چالش فرزندآوری و فرزندپروری وجود دارد؛ بعضی معلولیتها مانع باروری هستند یا احتمال مشکلات ژنتیکی را بالا میبرند. حتی در صورت داشتن فرزند، فرد معلول شاید نتواند به اندازه فرد سالم در فرزندپروری نقش داشته باشد. مشکل دیگر، نگاه جامعه است. متأسفانه ازدواج فرد سالم با فرد معلول هنوز در جامعه ما مثل «میوه ممنوعه» دیده میشود. بهخصوص برای دختران معلول، این نگاه سختتر است، چون بار فرزندآوری بیشتر بر دوش زنان است. مخالفت خانوادهها هم یک مانع جدی است؛ آنها معمولاً سلامت جسمانی را مثل خطکشی برای انتخاب همسر میبینند. مسائل اقتصادی و معیشتی هم مطرح است؛ نرخ بیکاری در میان معلولان بالاست و بسیاری درآمد کافی ندارند، این موضوع فشار زیادی بر زندگی مشترک وارد میکند.
ازدواج دو فرد دارای معلولیت
این روانشناس درباره ازدواج میان دو فرد دارای معلولیت توضیح میدهد شرایط کمی متفاوت است. دو فرد معلول معمولاً موقعیت مشابهی دارند، بنابراین احساس برابری بیشتری میانشان وجود دارد. اگر نوع معلولیتشان مشابه باشد، میزان همدلی و درک متقابل بسیار بالاتر میرود و خانوادهها نیز راحتتر میپذیرند. اما مشکل اینجاست که نقش مکملی به خوبی شکل نمیگیرد؛ ممکن است هر دو طرف در برخی وظایف مشترک محدودیت داشته باشند. همچنین اگر معلولیت جنبه ژنتیکی داشته باشد، احتمال تولد فرزند معلول افزایش پیدا میکند.
نمیتوان گفت یکی از این دو نوع ازدواج (فرد سالم با فرد معلول یا ازدواج دو معلول) بر دیگری برتری دارد. هیچ برتری مطلقی وجود ندارد. همه چیز به فرهنگ جامعه، شدت معلولیت، شرایط اقتصادی و حتی حمایت خانوادهها بستگی دارد. در هر حال، مشاوره پیش از ازدواج برای هر دو نوع ضروری است. در این جلسات با تستها و گفتوگوها، شخصیت طرفین و تلههای روانی آنها مشخص میشود و مسیر روشنتری برای آینده ترسیم خواهد شد.»
نقص جسمی، ضعف در انسانیت نیست
دکتر سمیع در پایان تأکید میکند: «با تمام تفاوتها و کاستیها در جامعه انسانی زندگی میکنیم و باید بدانیم هیچکس کامل نیست. همانطور که جان فردریکسون گفته: باید یاد بگیریم به شکلی کامل، ناقص باشیم. نقص جسمی یا محدودیت نباید به معنای ضعف در انسانیت تلقی شود جامعه باید بیاموزد که به جای خاص بودن، به دنبال منحصربهفرد بودن باشد و اجازه ندهد فرهنگهای غلط، افراد دارای معلولیت را به انزوا بکشاند.»






