در روزهای جنگ، ۱۰ هزار نفر از مراکز اجباری درمان اعتیاد ترخیص شدند
معاون پیشگیری و بازتوانی اعتیاد سازمان بهزیستی کشور میگوید با آغاز حملات، مراکز در معرض خطر شناسایی و تخلیه شدند، بخشی از مددجویان به خانوادهها تحویل داده شدند یا به مراکز امن رفتند و پذیرش در مراکز اجباری به حداقل رسید.
در روزهای جنگ، مراکز درمان و نگهداری افراد دارای اعتیاد ناچار بودند هم فعالیت خود را ادامه دهند و هم برای حفظ جان مددجویان در شرایط بحرانی تصمیمهای فوری بگیرند. نورالدین فائقی، معاون پیشگیری و بازتوانی اعتیاد سازمان بهزیستی کشور، در پاسخهای کتبی به پرسشهای آتیه آنلاین توضیح میدهد که با آغاز حملات، مراکز واقع در مناطق حساس شناسایی و تخلیه شدند، شماری از مددجویان به خانوادهها تحویل داده شدند یا به مراکز امن انتقال یافتند و پذیرش در مراکز اجباری به حداقل رسید. او در ادامه، جزئیاتی از تعداد مراکز فعال، شمار افراد مقیم، ذخیره اقلام ضروری و نحوه نظارت بر این مراکز در روزهای جنگ ارائه میکند.
سازمان بهزیستی در شرایط جنگی چه تدابیری برای مراکز درمان اعتیاد اجباری و اختیاری در نظر گرفته بود تا افرادی که در این مراکز حضور دارند، کمتر در معرض آسیب قرار بگیرند؟
در جنگ ۱۲ روزه، شیوهنامههایی درباره نحوه اقدام در شرایط بحرانی و نیز حمایتهای روانی ـ اجتماعی از مددجویان و بیماران تدوین و به استانها ابلاغ شده بود. در جنگ اخیر هم همان شیوهنامهها در دستور کار استانها قرار گرفت. در عین حال، هر زمان شرایط جدیدی پیش میآمد و تصمیمگیری تازهای لازم بود، کمیتههای بحران تشکیل میشد و اقدامات لازم انجام میگرفت.
در دوره جنگ اخیر چه تعداد مرکز درمان اعتیاد اجباری و اختیاری تحت نظارت سازمان بهزیستی فعال بود و در مجموع چند نفر در این مراکز نگهداری میشدند؟
۵۲ مرکز درمان اجباری و یک هزار و ۲۰۰ مرکز درمان، بازتوانی و کاهش آسیب اختیاری تحت نظارت سازمان بهزیستی فعالیت میکردند. همچنین ۹ هزار نفر در مراکز درمان اجباری و ۲۳ هزار و ۵۰۰ نفر در مراکز درمان و کاهش آسیب اختیاری تحت نظارت سازمان اقامت داشتند. در ابتدای جنگ نیز بیماران مراکز نزدیک به مناطق حساس و در معرض خطر، ترخیص و به خانوادهها تحویل داده شده بودند یا به مراکز امن انتقال یافته بودند. در این روند، ۱۰ هزار نفر ترخیص شده بودند.
ظرفیت این مراکز چقدر بود و آیا مراکزی بود که تعداد مددجویان آن از حد استاندارد بیشتر باشد؟
ظرفیت اسمی مراکز با توجه به فضای فیزیکی، امکانات و پروتکلهای مربوطه متفاوت بود. در هیچیک از مراکز، تراکم جمعیت بیش از حد استاندارد نبود. بهویژه در مراکز درمان اجباری، تعداد مددجویان کمتر از نصف ظرفیت اسمی مرکز بود.
با توجه به اینکه افراد در مراکز اجباری در محیطی بسته نگهداری میشدند، برای حفظ امنیت جانی آنها در زمان حمله، تخریب، آتشسوزی یا دیگر شرایط اضطراری چه سازوکاری پیشبینی شده بود؟ آیا مراکز از نظر ایمنی و امکان تخلیه ارزیابی شده بودند؟
در ابتدای جنگ، با توجه به پروتکلهای ابلاغی، مراکز در معرض خطر و واقع در مناطق حساس شناسایی و تخلیه شده بودند و بیماران با دستور قضات ترخیص شده یا به مراکز امن منتقل شده بودند. همچنین شیوهنامه اقدامات در شرایط بحرانی تدوین و به استانها ابلاغ شده بود و مراکز نیز ارزیابی شده بودند. توصیههای لازم درباره ذخیره اقلام غذایی، آب، اقلام بهداشتی و دارویی به مراکز ارائه شده بود و بر این موضوع نظارت میشد. هر مرکزی هم که ناایمن تشخیص داده میشد، تخلیه و بیماران آن به مراکز امن منتقل میشدند.
آیا در روزهای جنگ، پذیرش افراد جدید در مراکز درمان اعتیاد ادامه داشت؟ آیا کاهش ظرفیت، جابهجایی مددجویان یا ترخیص زودهنگام هم در دستور کار قرار گرفته بود؟
با توجه به نیاز جامعه، پذیرش همچنان ادامه داشت، اما این روند کند شده بود. در مراکز اجباری نیز پذیرش بهصورت حداقلی انجام میشد. در عین حال، در آغاز جنگ، در مراکز نزدیک به مناطق حساس، ترخیص و انتقال افراد انجام شده بود؛ بنابراین هر جا مرکز در معرض خطر بود، جابهجایی و کاهش جمعیت مرکز در عمل اجرا میشد.
آیا در مراکز اجباری، افراد به دلیل شرایط جنگی ترخیص شده بودند؟ این موضوع از نظر قضایی چگونه مدیریت میشد؟
بیشتر افرادی که در شرایط جنگی ترخیص شده بودند، از مراکز درمان اجباری بودند. با توجه به اینکه در استانها رئیس شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استاندار بود، در مواردی که مرکز در معرض خطر قرار داشت، با هماهنگی استاندار و دادستانی، دستور قضایی لازم اخذ میشد و بیماران ترخیص یا به مراکز امن منتقل میشدند.
برای افرادی که بیماری زمینهای، اختلال روانی، نیاز دارویی مستمر یا وضعیت جسمی خاص داشتند، چه تمهیداتی در نظر گرفته شده بود؟
این دسته از بیماران طبق دستورالعملها، از موارد منع مطلق پذیرش در مراکز درمان اقامتی بودند.
وضعیت تأمین دارو، غذا، امکانات اولیه و دسترسی به خدمات درمانی و اورژانسی در این مراکز چگونه بود؟ آیا اختلال یا کمبودی گزارش شده بود؟
در پروتکلهای ابلاغی، مراکز موظف شده بودند اقلام مورد نیاز از جمله دارو، غذا و دیگر مایحتاج ضروری را به میزان یک ماه در مرکز ذخیره داشته باشند و در استانها بر این موضوع نظارت میشد.
خانوادههای افرادی که در مراکز اجباری و اختیاری بودند، در آن شرایط چگونه میتوانستند از وضعیت عزیزان خود باخبر شوند؟
خانوادههای افراد مقیم در مراکز اختیاری بهراحتی میتوانستند با تماس تلفنی از وضعیت بیماران خود مطلع شوند. در مراکز اجباری نیز این موضوع بر اساس شیوهنامه مربوطه امکانپذیر بود.
نظارت سازمان بهزیستی بر مراکز در روزهای جنگ چگونه انجام میشد؟ آیا گزارشی از حادثه، آسیب، درگیری، فرار یا اختلال جدی در فعالیت مراکز دریافت شده بود؟
نظارتها انجام میشد و گزارشگیری روزانه از مراکز در دستور کار بود. در همان ساعات اولیه آغاز جنگ نیز اقدامات لازم درباره مراکز واقع در مناطق حساس انجام شده بود. بنابراین گزارشی از حادثه، آسیب، درگیری، فرار، تخلیه اضطراری یا اختلال جدی در فعالیت مراکز دریافت نشده بود.
اگر بحران ادامه پیدا میکرد، سناریوی سازمان بهزیستی برای اداره مراکز درمان اعتیاد چه بود؟
کمیته بحران سازمان آمادگی لازم برای تصمیمگیری در شرایط خاص را داشت و حسب مورد اقدام میکرد.





