کشور بیوهها و یتیمان؛ اوکراین در چنگال بزرگترین بحران جمعیتی
جنگ چهارساله در اوکراین با کاهش ۱۰ میلیون نفری جمعیت، سقوط نرخ باروری به زیر یک و فرار مغزها، این کشور را با فاجعهای بیسابقه روبهرو کرده است.

چهار سال از آغاز جنگ تمامعیار در اوکراین میگذرد و این کشور اکنون با یکی از عمیقترین بحرانهای جمعیتی جهان دست و پنجه نرم میکند. افزایش شمار قربانیان در خط مقدم، خروج میلیونها پناهجو و سقوط آزاد نرخ زاد و ولد، اوکراین را به کشور بیوهها و یتیمان تبدیل کرده است.
براساس گزارش تازهای از شبکه خبری CNN، پروفسور «الا لیبانووا»، جمعیتشناس برجسته اوکراینی و مدیر موسسه جمعیتشناسی و مطالعات اجتماعی، وضعیت موجود را یک «فاجعه» توصیف میکند. به گفته وی، از زمان آغاز جنگ تمامعیار در فوریه ۲۰۲۲، اوکراین حدود ۱۰ میلیون نفر از جمعیت خود را از دست داده است. این رقم شامل حدود ۸ میلیون نفر میشود که به عنوان پناهنده در خارج از کشور ساکن شدهاند، جمعیت مناطقی که تحت کنترل روسیه قرار گرفتهاند و دهها هزار نفری است که در درگیریها کشته شدهاند.
نرخ باروری در اوکراین اکنون به کمتر از یک فرزند به ازای هر زن در طول زندگی کاهش یافته است. این رقم در مقایسه با میانگین ۱.۴ در اتحادیه اروپا و ۱.۶ در ایالات متحده، بسیار پایین و نگرانکننده است. لیبانووا هشدار میدهد: «هیچ کشوری بدون جمعیت نمیتواند به حیات خود ادامه دهد. حتی پیش از جنگ نیز تراکم جمعیت اوکراین پایین و به شدت نابرابر توزیع شده بود.»
یکی از دلایل اصلی این بحران، سن بالای سربازان اوکراینی در خط مقدم است. به دلیل معافیت جوانترین گروههای سنی از خدمت در مناطق جنگی، میانگین سن سربازان اوکراینی حدود ۴۳ سال برآورد میشود که بهطور قابلتوجهی از میانگین سنی در ارتش بسیاری از کشورهای غربی بالاتر است. این موضوع به این معناست که اکثر قربانیان در جبههها، مردان و زنانی متاهل و دارای فرزند هستند. آمارهای رسمی نشان میدهد که در حال حاضر ۵۹ هزار کودک در اوکراین بدون والدین بیولوژیک خود زندگی میکنند که بیشتر آنها در خانوادههای خانوادههای جایگزین به سرپرستی گرفته شدهاند.
تاثیر جنگ بر سلامت باروری
جنگ تاثیر مخربی بر سلامت باروری جمعیت باقیمانده هم گذاشته است. دکتر «والری زوکین»، یکی از پیشگامان پزشکی باروری در اوکراین و مدیر کلینیک «نادیا» (به معنای امید) در کیف، به CNN گفت: «من با چشمان خود میبینم که جنگ چه تاثیر ویرانگری بر نرخ باروری داشته است. ما شاهد عوارض بیشتر، ناهنجاریهای بیشتر و مشکلات بیشتری در به پایان رساندن دوران بارداری هستیم.» آزمایشهای ژنتیکی روتین روی جنینهای سقطشده نشان داده که میزان ناهنجاریهای کروموزومی از زمان آغاز جنگ به شدت افزایش یافته است.
دکتر «آلا باراننکو»، متخصص باروری در همین کلینیک، میگوید موارد یائسگی زودرس در زنان جوانتر نیز افزایش یافته است: «کیفیت تخمکها پایینتر آمده و تعداد آنها کاهش یافته است. این فقط به دلیل استرس بیماران من نیست، بلکه حتی در میان اهداکنندگان تخمک که زنانی بدون هیچ مشکل باروری هستند هم کیفیت تخمکها پایینتر آمده است.» به گفته وی، کیفیت اسپرم مردان اوکراینی، به ویژه آنهایی که از جبهههای جنگ بازمیگردند، نیز به دلیل استرس مزمن و شرایط سخت زندگی بدتر شده است.
امید زنده
داستان دو زن، نمادی از ابعاد گوناگون این بحران انسانی است. در سال ۲۰۱۴ جنگ هنگامی آغاز شد که «اولنا بیلوزرسکا»، تکتیرانداز سابق ارتش اوکراین، قصد داشت در ۳۴ سالگی برای بچهدار شدن اقدام کند. او و همسرش به جبهه پیوستند و تصمیم گرفتند بچهدار شدن را به تاخیر بیندازند. وقتی «اولنا» سرانجام از ارتش خارج شد، ۴۱ ساله بود و پزشکان به او گفتند شانس باروری او تقریبا صفر است.
«اولنا» که شانس بارداری طبیعی برایش حداکثر ۵ درصد برآورد شده بود، به سراغ درمانهای باروری رفت. او سرانجام موفق شد یک جنین سالم به دست آورد و آن را در بانک جنین کلینیک نادیا در کیف منجمد کرد. اما چند روز بعد، روسیه حمله تمامعیار خود به اوکراین را آغاز کرد و «اولنا» به عنوان یک افسر نظامی آموزشدیده، ناچار شد دوباره به جبهه بازگردد. جنین او سه سال تمام در کلینیک ماند و او پیوسته نگران بمباران شدن ساختمان بود. سرانجام در ۴۶ سالگی و پس از بازگشت از جنگ، «اولنا» توانست با همان جنین صاحب پسری به نام «پاولوس» شود. او اکنون میگوید: «وظیفه اخلاقی خود میدانم به زنان نظامی بگویم اگر در آینده میخواهند بچه دار شوند، تخمکهای خود را منجمد کنند.»
«ایرینا ایوانووا» هم داستان متفاوتی دارد. او همه نشانههای اولیه بارداری را داشت اما نمیخواست تا زمانی که مطمئن نشده به همسرش بگوید. «پاولو ایوانوف»، همسرش و یکی از خلبانان نخبه F-16 اوکراین، بسیار مشتاق بچهدار شدن بود اما «ایرینا» میترسید که خبر بارداریش کاذب باشد و همسرش را ناامید کند. اما وقتی «ایرینا» از بارداری خود مطمئن شد، دیگر دیر شده بود. همسرش در ۱۲ آوریل ۲۰۲۵ در یک ماموریت جنگی کشته شد. «ایرینا» اکنون دخترشان «یوستینا» را به تنهایی بزرگ میکند. او میگوید: «وقتی صدای گریه او را شنیدم، انگار دوباره نفس کشیدن را آغاز کردم. بزرگترین شادی و بزرگترین درد را همزمان حس میکنی و باید به این زندگی جدید عادت کنی.»
فرار مغزها
در کنار کاهش جمعیت و بحران باروری، خروج میلیونها زن و کودکِ عمدتا جوان و تحصیلکرده به عنوان پناهنده به خارج از کشور، فرسایش شدید سرمایه انسانی یا «فرار مغزها» را رقم زده است. حدود ۶ میلیون نفر از زمان آغاز جنگ تمامعیار به طور رسمی به عنوان پناهنده در خارج از کشور ثبتنام کردهاند و اکثریت قریب به اتفاق آنها همچنان در خارج به سر میبرند.
پروفسور «لیبانووا» هشدار میدهد: «با گذشت هر ماه، ویرانی در اینجا بیشتر میشود و از سوی دیگر، مهاجران جنگی ما بیشتر با زندگی جدید خود در خارج از کشور سازگار میشوند. تعداد بازگشتکنندگان کاهش مییابد.» او تاکید میکند که برای بازسازی اقتصاد و زیرساختها پس از جنگ، به شدت به نیروی کار ماهر نیاز خواهد بود و اگر این نیروها بازنگردند، اوکراین مجبور خواهد شد به جذب نیروی کار خارجی روی آورد.
در میان این چشمانداز تاریک، زنان بیوه مانند «یولیا سلیوتینا»، «اوکسانا بورکون» و «اولنا بیلتسکا»، گرد هم آمدهاند. گروه حمایتی آنلاین آنها برای بیوههای نظامیان اکنون بیش از ۶ هزار عضو دارد و آنها گردهماییهای منظم، شبهای یادبود و رویدادهای دیگری برگزار میکنند. یکی از پروژههای آنها ارسال هدیه تولد برای فرزندان سربازان کشتهشده است. آنها معتقدند که زنان جوانی که عزیزان خود را از دست دادهاند، میتوانند با مشارکت فعال در جامعه، نقشی کلیدی در تضمین آینده اوکراین ایفا کنند. «سلیوتینا» میگوید: «ما نمیتوانیم فقط بنشینیم و منتظر باشیم کس دیگری کاری برایمان انجام دهد. دیگر توانایی آن را نداریم.»





