چرا پرستاران در تهران نمیمانند؟
نایبرئیس اول شورای عالی نظام پرستاری گفت: مشکل ما صرفاً کمبود پرستار نیست، بلکه انگیزه و شرایط جذب است.

زندگی در تهران زمانی برای پرستاران مورد قبول بود. امکانات پایتخت و شرایط زندگی بهتر انگیزههایی بود که آنها را به این شهر شلوغ میکشاند. اما امروز دیگر آن جذابیتها از بین رفته و پرستاران نمیخواهند در تهران بمانند. شرایط کاری آنقدر سخت شده که ترجیح میدهند برای خدمت به جاهای دیگر مهاجرت کنند. یوسف رحیمی، نایبرئیس اول شورای عالی نظام پرستاری ایجاد جذابیت شغلی برای پرستاران را ضروری دانست: «هنگامی که سخن از جذب پرستاران در تهران به میان میآید، میبایست به این پرسش که چه جذابیتهایی برای پرستاران ایجاد کردهایم؟ پاسخ دهیم. حکم حقوقی یک پرستار حدود ۱۶ میلیون تومان است که حدود دو میلیون تومان برای بیمه و موارد دیگر کسر میشود و به ۱۴ میلیون تومان میرسد. اگر پرستار در یک بیمارستان مشغول به خدمت باشد، میزان دریافتی او با احتساب تعرفه به ۲۵ میلیون تومان میرسد.»
او با بیان اینکه «مسائل مالی» مهمترین عامل برای ورود پرستاران به چرخه ارائه خدمت است، گفت: «آیا با مبلغ ۲۵ میلیون تومان میتوان در شهر تهران زندگی کرد؟ اگر خواهان پاسخگویی به این پرسشیم که چرا پرستاران برای اشتغال در تهران تمایلی ندارند، باید به مسائل مالی توجه کنیم. اقدامات خوبی مانند ارائه خوابگاه به پرستاران را در نظر گرفتهاند اما این اقدامات مانند مُسکن هستند و به صورت مقطعی اثر میگذارند.»
نایبرئیس اول شورای عالی نظام پرستاری ادامه داد: «کرمانشاه نیز یکی از استانهایی است که مازاد نیروی پرستار دارد. شرایط اشتغال میبایست به نحوی باشد که اگر یک پرستار از کرمانشاه به تهران میآید از توانایی تامین هزینههای زندگی و پرداخت اجارهبها در شهر تهران که به طور متوسط ۲۰ میلیون تومان است، اطمینان خاطر داشته باشد. به طور کلی، اگر پرستاران بدانند که با دریافتی خود در شهر تهران از یک زندگی نرمال برخوردار هستند، برای ارائه خدمت اقدام میکنند.»
رحیمی درباره خروج پرستاران از چرخه خدمت توضیح داد: «یک سرپرستار با ۱۴ سال سابقه کار، خواهان خروج از چرخه خدمت بود. این پرستار، میگفت خواهان کار با کامیون پدر خود است و با رانندگی حدود ۳۰۰ میلیون تومان درآمد دارد؛ در حالی که دریافتی او با شغل سرپرستاری ۳۰ میلیون تومان است. بنابراین موضوع انگیزه مالی میبایست در کانون توجه قرار گیرد.»
وضعیت جذب پرستار در ایران
او درباره ساختار نظام سلامت بر نکاتی تاکید کرد: «آزمون استخدامی در وزارت آموزشوپرورش با ظرفیت جذب ۱۰۰هزار نیروی انسانی برگزار میشود و نسبت به برگزاری این آزمون انتقادی نداریم و معتقد به برگزاری آن هستیم. شرایط استخدام در وزارت آموزشوپرورش به نحوی است که حتی نیروهای نهضت سوادآموزی بدون آزمون استخدامی و با گذراندن دورههای آموزشی جذب میشوند اما هنگامی که سخن از استخدام برای وزارت بهداشت به میان میآید، تنگنظر میشویم.»
نایبرئیس اول شورای عالی نظام پرستاری با بیان اینکه تعداد تختهای بیمارستانی را ملاک استخدام قرار میدهند، گفت: «به طور مثال، تعداد تختهای یک بیمارستان در پروانه آن ۲۰۰ مورد است اما تعداد تختهای آن بنا بر نیاز افزایش یافته و به ۵۰۰ مورد رسیده اما ملاک استخدام همچنان ۲۰۰ مورد است.»
به باور او اگر میخواهیم ساختارهای نظام سلامت را اصلاح کنیم، ابتدا باید انگیزه ایجاد کنیم؛ انگیزه مالی و سپس ارتقای جایگاه و شان اجتماعی پرستاران را اصلاح کنیم. پس از ایجاد انگیزه، نیاز واقعی را بسنجیم و سپس استخدام کنیم.
رحیمی کمبود پرستار در کشور را تایید نمیکند: «پرستار آموزشدیده به میزان کافی در کشور داریم. من مدرس دانشگاهم و با دانشجویان ارتباط دارم. دانشآموختگان رشته پرستاری ترجیح میدهند که شغل پدر خود را ادامه دهند یا در آرایشگاهها بوتاکس تزریق کنند ولی وارد شغل پرستاری نشوند. پرستار آموزشدیده به میزان کافی در کشور داریم، مشکل ما صرفا کمبود پرستار نیست، بلکه ایجاد انگیزه و شرایط جذب است.»





