«منحصراً برای ثروتمندان»: چرا اتوبان جدید بمبئی نماد شکاف بین فقیر و غنی است
در بمبئی، جایی که ۶۴ درصد از ساکنانش برای جابهجایی به اتوبوسها و قطارهای شلوغ وابستهاند، خشم عمومی نسبت به جادهای که با پول مالیات همگانی ساخته شده در حال افزایش است.

بمبئی همواره به نابرابری آشکارش شهرت داشته است؛ آسمانخراشهای درخشان با چشماندازهای پانورامای دریای عرب که محل سکونت ثروتمندان است، درست در کنار کلبههای بیپنجرهای قرار گرفته که بر فراز آبراهها ساخته شدهاند. این شهر محل زندگی ۹۰ میلیاردر هندی است، ولی درعینحال بیش از ۶ میلیون حاشیهنشین را نیز در خود جای داده که حدود ۵۵ درصد از جمعیت مرکزی آن را تشکیل میدهند.
اکنون بمبئی نماد تازهای از این شکاف طبقاتی را در خود دارد: یک آزادراه هشتبانده پرسرعت در ساحل غربی که به رغم ساخت با پول مالیاتدهندگان، به گفته منتقدان فقط به ثروتمندان خدمت میکند.
این جاده که قرار بود راهحلی برای ترافیک سنگین پایتخت تجاری هند باشد، روی زمینهای احیاشده از دریای عرب ساخته شده است. بمبئی شبهجزیرهای متراکم و باریک است که زمین در آن به اندازهی برف کمیاب است. این جاده که یک شگفتی مهندسی است، شمال و جنوب شهر را به هم متصل میکند و برای سوارهها که پیش از این میانگین سرعتشان در ترافیک بمبئی حدود ۸ کیلومتر بر ساعت بود، به یک رویا تبدیل شده است.
در «ماریندرایو» در جنوب، خودروها وارد تونلی زیردریایی به طول بیش از ۱.۶ کیلومتر میشوند و پس از گذر از مسیری روی پایههایی در دریای درخشان، تنها در ۱۰ دقیقه به «وُرلی» در فاصله ۱۰ کیلومتری میرسند؛ مسافتی که پیش از این حدود ۴۵ دقیقه زمان میبرد.
اما واقعیت برای اکثریت ساکنان کلانشهر ۲۲.۵ میلیوننفری بمبئی متفاوت است. حدود ۶۴ درصد از آنان با اتوبوسها و قطارهای فوقالعاده شلوغ تردد میکنند.
«آولوکیتا شا»، کنشگر محیط زیست، میگوید: «این جاده منحصرا برای ثروتمندان است.» او تاکید میکند که میلیاردها سرمایه هزینه شده «باید صرف حملونقل عمومی مانند تعمیر جادهها، افزودن اتوبوسهای بیشتر با توقفها و مسیرهای بیشتر و گسترش مترو برای منفعت اکثریت میشد.»
«حسین ایندوروالا»، استاد موسسه معماری و مطالعات محیطی، این جاده را «رفاه برای مرفهها» مینامد و میگوید: «این جاده نمایانگر انتقال عظیم ثروت به ثروتمندان است درحالی که هزینههایی به دیگران تحمیل میکند.»
واکسیای به نام «پراوین شاستری» در ایستگاه راهآهن «چرچگیت»، در پاسخ به پرسشی درباره این جاده، با بیتفاوتی شانه بالا میاندازد: «من در موردش چه میدانم؟» او در سکوت نسبی وقت ناهار ایستگاه سخن میگوید؛ ایستگاهی که در ساعات شلوغی از ازدحام مسافران انباشته میشود. شاستری میافزاید: «این برای آدمهایی مثل من نیست. رفتوآمد من همانطور باقی میماند. من حتی در قطار رفت و آمد هم هرگز صندلی گیر نمیآورم.»
در مقابل بانکداری به نام «ویوک تیواری»، عاشق این جاده جدید است چون ۴۵ دقیقه از زمان سفرش کم میکند. دفتر او در «ناریمان پوینت» در جنوبیترین نقطه شهر است و خانهاش در «بندرا» در ۱۹ کیلومتری شمال قرار دارد. او میگوید: «این یک شگفتی زیرساختی است و رانندگی روی آن باشکوه است. نمیشود همه زیرساختها را به طور مساوی بین فقیر و غنی تقسیم کرد. بله، تنها یک اقلیت مثل من از جاده استفاده میکنند، اما شاید در نهایت به ما کمک کند رشد اقتصادی بیشتری ایجاد کنیم، که به نفع همه خواهد بود.»
اما برای «نیکیل آناند»، انسانشناس محیطزیست در دانشگاه پنسیلوانیا، ایده یک اتوبان به عنوان پاسخی به ترافیک سنگین، نه تنها نخبهگرایانه که منسوخ است؛ او این را «پاسخی قرن بیستمی به مشکلی قرن بیستویکمی» میداند. به گفته او، اتوبانهای شهری راهحلی بیاعتبار هستند که به دهه ۱۹۶۰ بازمیگردند؛ زمانی که در شهرهای شلوغ آمریکا با ساخت جادهها، نیاز به حملونقل عمومی نادیده گرفته شد و مردم بیشتری مجبور به خرید خودرو شدند. «آناند» هشدار میدهد: «اتوبان فقط به صاحبان خودروهای شخصی خدمت کرد و منجر به تقاضای القایی برای خودروها شد، که نتیجه آن ترافیک بیشتر بود. از این جهت برخلاف حملونقل عمومی، جادهها و خودروهای بیشتر تنها به عده کمی سود میرسانند. این وسائل انتشار کربن را بدتر میکنند و با نابودی مانگروها در تالابهای جزر و مدی، بمبئی را حتی بیش از پیش در برابر سیل آسیبپذیر میکنند.»
در طول ساخت این جاده، منتقدان هشدار دادند که احیای زمین، معیشت جامعه ماهیگیران به عنوان ساکنان اصلی ساحل بمبئی را نابود خواهد کرد. نسلهاست که آنان قایقهای خود را روی ساحل پارک میکنند، صید را خشک میکنند و قایقها و تورهایشان را تعمیر میکنند.
در یک عصر خاکستری و آلوده، «دیپک نامپوشه» ۴۵ ساله با چهرهای آفتابسوخته و پرتنش، در کلبه ماهیگیران روی ساحل «خارداندا» نشسته است. در نسیم دریا، پسرها بادبادک پرواز میدهند یا کریکت بازی میکنند و مردان زیر برزنتیها مشغول تعمیر تورهای ماهیگیری هستند. «نامپوشه» پیش از این شاهد از دست رفتن مناطق ماهیگیری سنتی در دیگر نقاط ساحلی بود. درآمد روزانه ماهیگیری نصف شده و هزینهها تقریبا دو برابر شده است. اکنون با آغاز فاز دوم جاده که آن را به حومههای شمالی متصل خواهد کرد، اضطراب او درباره سرنوشت خارداندا روزافزون است.
«نامپوشه» با اشاره به مسیر در حال ساخت در دوردست میپرسد: «با چه حقی میتوانند زمین زندگی و ماهیگیری پدر، پدربزرگ و پدرپدربزرگم را بگیرند؟ این زمین ماست. وقتی جاده تمام شود، ما دیگر به دریا دسترسی نداریم. مجبور میشویم راه طولانیتری برویم، دو برابر زمان صرف کنیم، دو برابر سوخت دیزل مصرف کنیم و در نهایت با صید کمتری بازگردیم.» او با تکان دادن دست به سمت ساحل ادامه میدهد: «همه این فضای باز از بین خواهد رفت و تبدیل به بلوکهای آپارتمانی فانتزی برای ثروتمندان خواهند شد.» نامپوشه از عکس گرفتن امتناع میکند و میگوید که «لابی سازندهها» در «خارداندا» فعال است و او نمیخواهد به عنوان دردسرساز برچسب بخورد.
این جاده برای سازندگان و توسعهدهندگان املاک یک موهبت الهی بوده است. زمین احیاشده، فرصت ساخت برجهای شیشهای و آپارتمانهای لوکس به ارزش میلیاردها روپیه را فراهم کرده است. امروز بمبئی بیش از هر زمان شبیه یک سایت ساختوساز بزرگ است. جرثقیلها خط آسمان را پر کردهاند و آلودگی هوای ناشی از این ساختوساز دیوانهوار، نفس شهر را تنگ کرده است. در سمتی که ساختوسازها زودتر شروع شده، اکنون ردیفی از برجهای مسکونی میلیاردها روپیهای با چشماندازهای خیرهکننده و بدون مانع از دریا سر برآوردهاند.
«آولوکیتا شا» توضیح میدهد که فاز دوم جاده، «ورسووا» را به «بهیاندر» در شمال متصل خواهد کرد. با وجود اعتراضات گسترده، دادگاه عالی بمبئی در دسامبر حکم قطع ۴۵ هزار درخت مانگرو را برای اجرای این پروژه صادر کرد. «آولوکیتا شا» هشدار میدهد: «این مانگروها به عنوان یک سد طبیعی در برابر موجهای جزر و مدی و فرسایش عمل میکنند. همین حالا هم بمبئی در فصل بارانهای موسمی غرق میشود. نابود کردن مانگروهایی که طی دههها رشد کردهاند، اکوسیستم شکننده منطقه را هم نابود خواهد کرد.»
برای مردم عادی، این جاده زیانی دیگر نیز به همراه آورده: محرومیت از دسترسی آسان به خط ساحلی. لذت تماشای زیبایی اقیانوس و آرامش حاصل از آن، که بیقیمت و در دسترس همه طبقات در این کلانشهر پرازدحام بود، اکنون محدود شده است. پس از یک روز کاری طولانی، کارگران، کارمندان، خانوادهها و زوجهای جوان پیش از این میتوانستند از نقاطی مانند حاجی علی، بریچ کندی یا وُرلی به راحتی به ساحل برسند و در آن قدم بزنند.
اکنون یک جاده هشتبانده عریض مسیر را بسته است. اگرچه چند زیرگذر برای عابران پیاده و دوچرخهسواران ساخته شده تا به مسیرهای جدید پیادهروی، دوچرخهسواری و دویدن دسترسی داشته باشند، اما این تعداد ناکافی است و برای بسیاری، بهویژه پس از یک روز کاری خستهکننده، مسیرهای پیادهروی طولانی و دشواری را ایجاد کرده است.
همانطور که «آنیل گایتونده»، مغازهداری در «کُلابا»، با حسرت میگوید: «این جاده مردم را از اقیانوس دور کرده، در حالی که اقیانوس باارزشترین دارایی بمبئی است.»
منبع: گاردین





