آسیبهای روانی در کمین شاغلان ایرانی
۱۴۰۰/۰۷/۲۰ | ۰۸:۳۳کد خبر: 20555

به گزارش آتیهآنلاین، مطالعات جامعی که در ۳۱ استان کشور در طرح توسعه کسب و کار و اشتغال پایدار توسط معاونت توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون کار رفاه اجتماعی انجام شده است، نشان میدهد در سراسر کشور، عرضه نیروی کار متناسب با نیازهای واقعی کسب و کارهای دارای مزیت در هر منطقه از کشور نیست و میزان تطابق آموزشهای مهارتی و آموختههای دانش آموختگان دانشگاهی و فنی و حرفهای کمترین ارتباط را با نیازهای واقعی و مزیت های کسب و کاری در هر منطقه دارند.
رضا تازیکی مدیر سابق طرح ملی توسعه کسب و کار اشتغال پایدار (تکاپو) پیشتر در زمان بررسی این طرح در سال ۱۳۹۷ با بیان اینکه در مشاغل مرتبط با کشاورزی ۸۶ درصد از شاغلان در رشته ای غیرمرتبط با کشاورزی تحصیل کردهاند، گفت: در کسب و کارهای فنی نیز موضوع فعالیت ۷۰ درصد شاغلان با رشته تحصیلی آنها تطابق ندارد.
وی با تاکید بر اینکه در پنج استان مورد مطالعه، با تخفیف و نگاه خوشبینانه ۳۰ درصد از شاغلین که عمدتا در حِرَف پزشکی و بهداشتی و امنیتی و نظامی بودند در شغل مرتبط با تحصیلات خود فعالیت دارند، ادامه داد: به عبارتی به طور میانگین در پنج استان مورد مطالعه بیش از ۷۰ درصد از شاغلان در این مناطق در مشاغل غیر مرتبط با تحصیل خود مشغول به کار هستند.
تازیکی در مرور نتایج این طرح اشاره کرده بود: در استان گلستان که اقتصاد و عمده درآمد و اشتغال استان در بخش کشاورزی و دامپروری و به صورت بالقوه در حوزه گردشگری است و از قضا دارای بیشترین نرخ اشتغال ناقص کشور (حدود ۱۹درصد) میباشد، قاعدتا انتظار میرود با توجه به این مزیت استان در حوزه بخش کشاورزی، رشته های دانشگاهی و فنی و حرفه ای نیز مرتبط با این مزیت استان تعریف شده باشند حال آنکه آمار میدانی و منتشر شده از سوی مراکز آموزش عالی این استان نشان می دهد که تنها کمتر از ۱۱درصد از کل آموزش دانشگاههای این استان در حوزه کشاورزی و علوم دامی و بیش از ۴۵ درصد از کل آموزشهای آموزش عالی در حوزه علوم انسانی است.
در استان سیستان و بلوچستان مهمترین مزیت این استان در حوزه بازرگانی، تجارت کالا و لجستیک و سپس شیلات است، اما تنها ۴.۷ درصد از شاغلان بخش کشاورزی تحصیلاتی مرتب با کشاورزی دارند.
استان سیستان و بلوچستان سی و یکمین استان صنعتی کشور است و بیش از ۸۰ درصد دانشجویان شاغل در رشتههای صنعتی مهندسی صنایع، مکانیک و رشته های صنعتی در این استان بومی هستند اما عمده فارغ التحصیلان این رشتههای صنعتی پس از فراغت از تحصیل به دلیل نبود زمینههای کار در حوزه صنعت اقدام به مهاجرت می کنند.
واضح است این موضوع که اگر فردی بعد از تحصیل در یک رشته دانشگاهی متوجه شد که در زمینه کاری دیگری موفق خواهد شد، مورد بحث ما نیست، اما در این نوشتار به بخشهایی از آثار مرتبط نبودن مدرک تحصیلی با شغل اشاره میشود.
بیکفایتی
کارشناسان علوم رفتاری معتقد هستند که احساس بیکفایتی در موارد مختلف به طور متفاوت رخ می دهد. از آنجا که شغل یکی از مهمترین منابع سلامتروان انسانهاست و بیشترین وقت یک بزرگسال در زمان شغلیاش سپری میشود، وقتی مدرک تحصیلی فرد که سالها برای کسب آن تلاش کرده، هیچ ارتباطی با شغلش نداشته باشد، احساس سرخورده شدن و بیکفایتی در او ایجاد خواهد کرد. دانشی که قرار بود آینده او را تضمین کند، به عامل ایجاد افسردگی تبدیل خواهد شد.
سرخوردگی اجتماعی
اعتقاد برخی از جامعهشناسان بر این است که متاسفانه براثر گزینشهای غلط، مدارک تحصیلی دیگر ارزش خود را از دست داده است و با نبود امکان ورود افراد تحصیل کرده به بازار کار سرخوردگی اجتماعی وقوع پیدا می کند و زمانی که این سرخوردگی به زنجیره تبدیل شود، میتواند پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، روانی و امنیتی داشته باشد. یکی ازعوامل اصلی آسیبهای اجتماعی جوانان و دانشجویان بیکاری و مشکلات اقتصادی در جامعه است، به همین دلیل بیکاری میتواند هم به عنوان یک آسیب جدی اجتماعی مطرح بشود و هم به عنوان یک عامل تولیدکننده مسایل و آسیب های اجتماعی باشد، به همین دلیل بسیار اهمیت دارد که بتوانیم ابعاد گوناگون این آسیب را ببینیم و بشناسیم.
سرخوردگی اجتماعی ناشی از بها داده نشدن به تحصیلات و دانش تخصصی، دردسر دیگر این افراد است که باید با آن دستوپنجه نرم کنند. کسانی که به مشاغلی اشتغال دارند که نیازی به صرف وقت، انرژی و پول در دانشگاه ندارد، از خود میپرسند چرا این همه وقت خود را تلف کردهاند؟ این دیرکرد در ورود به بازار کار بر زمان ازدواج و آمادگی آنها برای تشکیل خانواده هم تاثیرگذار خواهد شد.
سیمین کاظمی پیشتر در گفتوگو با آتیهآنلاین، در پاسخ به پرسش عوامل موثر در کاهش و افزایش رضایتمندی اجتماعی اظهار کرد: پارامتر اصلی در جهت افزایش نشاط اجتماعی، رضایت اجتماعی است. هر چه رضایت اجتماعی بالاتر باشد، نشاط اجتماعی هم سطح بالاتری پیدا میکند و در نهایت در سلامت اجتماعی خود را نشان میدهد بنابراین رضایت اجتماعی زمانی حاصل می شود که شخص از زندگی خود و از روابط با دیگران و محیط اجتماعیاش احساس خشنودی و خرسندی داشته باشد. همچنین برخوردار بودن از منابع کافی و دسترسی عادلانه به امکانات عمومی، رفاه اقتصادی، روابط اجتماعی مثبت و موثر و احساس امنیت و اعتماد زمینه ساز رضایت اجتماعی هستند.
وی با اشاره به اینکه «رضایت اجتماعی و مولفههای آن ممکن است در گذر زمان دچار تغییر و تطور شوند»، افزود: در جوامع کنونی دولتها و سیاستهای آنها نقش مهمی در رضایت اجتماعی دارند. در جامعهای که رفاه اجتماعی وجود دارد و توزیع ثروت عادلانه است، عدالت اجتماعی محقق شده، آزادیها و حقوق فردی و اجتماعی افراد رعایت میشود، دولت و ارکان آن پاسخگو هستند و امکان نقد فراهم بوده و مکانیسمهای تعبیه شده برای اصلاح جامعه، احساس رضایت اجتماعی را افزایش میدهد. در چنین جامعهای فرد نسبت به جامعه احساس تعلق و مسئولیت دارد و همبستگی اجتماعی و مشارکت اجتماعی در آن جامعه قویتر و بیشتر است، عکس آن در جامعه ای با نابرابریهای اجتماعی و محرومیتهای مختلف و متعدد، تضعیف روابط و اعتماد عمومی و فقدان پاسخگوییِ دولت، رضایت اجتماعی کمتر خواهد شد.
ناامیدی
متاسفانه طی سالهای اخیر شاهد ناامیدی در میان جوانان هستیم بهگونهای که بسیاری از جوانان دیگر تمایل چندانی برای انجام کارهای گروهی ندارند هرچند باید اذعان داشت که این مهم تنها به جوانان ایرانی اختصاص ندارد بلکه براساس تحقیقات به عمل آمده نزدیک به ۶۰ درصد از جوانان جهان در طول هفته حداقل یکبار به ناامیدی دچار میشوند.
دلایل متعددی را میتوان در ابتلا به ناامیدی موثر دخیل دانست که بنا به اظهارنظر روانشناسان وضعیت اقتصادی، اشتغال، وضعیت خانواده، وضعیت تحصیل و مواردی از ایندست در ابتلای فرد به ناامیدی بسیار تاثیرگذار است. بدیهی است فقر و بیکاری سهم عمدهای در ابتلای افراد به ناامیدی دارد، چرا که بنا به تحقیقات میدانی صورت گرفته افرادی که از نظر مالی در وضعیت مطلوبی قرار ندارند به مراتب بیشتر از دیگران دچار ناامیدی میشوند، همچنین طبق تعاریف سازمان بهداشت جهانی فقر اولین عامل ناامیدی در افراد است.
یکی از دلایل ناامیدی در افراد نبود شغل مناسب است چراکه نبود شغل مناسب افراد را منزوی خواهد کرد؛ داشتن شغل مناسب خود میتواند عاملی برای شادابی و نشاط فرد باشد. از سوی دیگر باید خاطر نشان کرد براساس نظرسنجیهای بهعملآمده بسیاری از دانشجویان ترم آخر دانشگاهها تنها به دلیل نبود بازار کار مناسب احساس ناامیدی دارند و دیگر تمایل چندانی برای پایان تحصیل خود ندارند که این خود در افزایش ناامیدی در میان دانشجویان بسیار تاثیرگذار است.
به عبارت دیگر؛ هدر رفتن منابع مالی عظیم کشور که میتوانست در جایی دیگر ثمربخش باشد هم به وضوح با این مساله مرتبط است. برای تربیت این همه متخصص بیکار، هزاران میلیارد تومان هزینه شده اما این هزینه کاملا هدر رفته است و هیچ بازگشتی برای کشور ندارد و نیز تلف کردن عمر جوانان کشور در دانشگاه با یک وعده سرابگونه برای آیندهای بهتر است که گویا از طریق تحصیلات، نمیتوان به آن دست یافت. بنابراین این مساله ممکن است باعث احساس ناامیدی در این افراد بشود.
چه کنیم؟
هر احساس ناخوشایندی، نیاز به شناخته شدن و درمان دارد. زمانی که فردی به احساسات ناخوشایند خود درپوش میگذارد و آنها را نادیده میگیرد، در واقع روان خود را مانند دیگ بخاری میکند که در حال جوشیدن است و به همان میزان درب محکمی بر روی آن قرار داده است. بنابراین شناخت و اقدامات درمانی به وسیله مشاوران روانشناس و روانکاو، میتواند هر فردی را در بهبود و به دست آوردن راه حلهای درمانی حمایت کند.
بعضا بیکفایتی یک احساس است و نه یک واقعیت و میتوان با تغییر در احساسات خود، مثبت بودن و انگیزه دادن به خود و غلبه بر تفکرات منفی و مخرب در احساس بیکفایتی نیز تغییر ایجاد کرد و به موازی آن فرد در ذهن و روان خویش به دنبال راهی برای تجربه احساسات خوشایندتر و سالمتر باشد که با بهره گیری از آن در مسیر بهبودی، رشد و تکامل قرار گیرد.
اما در هر حال، طبیعی است اگر در سایه رشد روزافزون مشکلات اجتماعی و بعضا سیاسی، نبود امکان دستیابی به شغل مرتبط با مدرک تحصیلی و مهمتر غیر قابل پیشبینی بودن وضعیت اقتصادی کشور افراد دچار ناامیدی و سرخوردگی اجتماعی میشوند اگرچه اقدامات درمانی فردی در جهت کاهش تبعات ناشی از ناامیدی و سرخوردگی ضروری به نظر میرسد اما اصلاحات اساسی در زمینه سیاستگذاریها حوزه رفاه، تامین اجتماعی، اقتصادی و نظام آموزشی میتواند امیدی تازه در کالبد جامعه بدمد که افراد با انگیزه و پرنشاط در جایگاه های شغلی مختلف برای آبادانی کشور تلاش کنند.
در حال بارگذاری...











