راوی عشقهای ناکام
۱۴۰۰/۰۷/۰۶ | ۱۱:۴۳کد خبر: 19113

به گزارش آتیه آنلاین، کمالالدین یا شمسالدین محمد وحشی بافقی یکی از شاعران بزرگ سده دهم ایران است که در سال ۹۱۱ هجری خورشیدی در شهر بافق از توابع یزد متولد شد. او برادری شاعر داشته که «مرادی» تخلص میکرد و این دو برادر در نزد «شرف الدین علی بافقی» شاگردی می کرده اند. چنان مینماید که وحشی در آغاز چندی در شهر یزد زیسته و سپس به کاشان رفته و به مکتبداری پرداخته است. او در آنجا به شاعری آغاز کرده و با شاعران آن شهر در افتاد و کار ایشان به هجوگویی یکدیگر کشید. شاید به همین سبب وحشی بار دیگر به یزد رفت و تا پایان عمر در آنجا زیست. او در سال ۹۶۱ خورشیدی و در ۵۰ سالگی، در یزد درگذشت و در همانجا مدفون شد. سال های زندگی وحشی، با چند پادشاه صفوی همزمان بود.
روحیه و افکار وحشی بافقی
وحشی، مردی عاشق پیشه، بلند نظر، حساس و پاکباز بود. وی در یزد در گوشه انزوای خود ماند و هنر خویش را فدای منافع مادی نکرد و به سابقه این انزوا گزینی بود که او را وحشی خواندند و وی نیز آن را تخلص شاعرانه خویش کرد. از وحشی یک دیوان و سه منظومه بازمانده است، دیوان او شامل قصیده ها، غزل های پرسوز و گداز، مثنوی ها و چند ترکیب بند زیبا می شود که برخی در سوگ شهیدان کربلاست و برخی در ستایش میرمیران و دوترکیب بند عاشقانه پر آوازه و بی همانند و یک ترجیع بند پرشور. وی، مثنوی های سه گانه خلدبرین، ناظر و منظور و فرهاد و شیرین را به پیروی از نظامی سرود که در وزن و معنی، مشتمل بر مخزن الاسرار نظامی است. او ناظر و منظور را از نظر مضمون، همانند شاه و درویش هلالی سروده است اما فرهاد و شیرین او نیز نظری بر خسرو شیرین نظامی دارد که با مرگ وحشی ناتمام ماند و سپس وصال شیرازی، آن را به پایان رساند. در این مجموعه آثار بازمانده از وحشی بافقی، گرچه سادگی و روانی و بی پیرایگی، اصل هنر شاعرانه او است اما گاه مضامین شعر او چنان عمیق هستند که هر خواننده ای را از تنوع و تو در تویی خود سرگشته می دارد.
این شاعر بزرگ روزگار خود را با اندوه و سختی و تنگدستی و تنهایی گذراند و دراشعار زیبا و دلکش او سوز و گداز این سالهای تنهایی کاملاً مشخص است. وی غزلسرای بزرگی بود و در غزلیات خود از عشقهای نافرجام، زندگی سخت و مصائب و مشکلات خود یاد کردهاست.
آثار وحشی بافقی
کلیات وحشی متجاوز از ۹ هزار بیت و شامل قصیده، ترکیب بند و ترجیع بند، غزل، قطعه، رباعی و مثنوی است. وحشی دو منظومه عاشقانه دارد. یکی ناظر و منظور که عشق همجنسگرایانه پسران شاه و وزیری را بر یکدیگر روایت میکند، و دیگری فرهاد و شیرین یا شیرین و فرهاد به استقبال از خسرو و شیرین نظامی گنجهای. مثنوی نخستین به سال ۹۶۶ به پایان رسید و ۱۵۶۹ بیت است و امّا مثنوی دوم که از شاهکارهای ادب دراماتیک پارسی است، هم از عهد شاعر شهرت بسیار یافت لیکن وحشی بیش از ۱۰۷۰ بیت از آن را نساخت و باقی آن را وصال شیرازی شاعر مشهور سده سیزدهم هجری (م ۱۲۶۲) سروده و با افزودن ۱۲۵۱ بیت آن را به پایان رسانیدهاست.
شاعری دیگر به نام صابر شیرازی بعد از وصال ۳۰۴ بیت بر این منظومه افزود. مثنوی معروف دیگری که وحشی به پیروی از نظامی سرود، خلد برین است که بر وزن مخزنالاسرار نظامی گنجهای میباشد. مثنویهای کوتاهی از وحشی در مدح و هجو و نظایر آنها بازمانده که اهمیت منظومههای یادشده را ندارد.
دیوان اشعار او شامل ۹۰۷۶ بیت غزل، قصیده، قطعه، رباعی، ترکیب بند، ترجیع بند، مخمس و مثنوی با تصحبح عزیزالله علیزاده در نشر فردوس در تهران در سال ۱۳۹۲ در ۶۷۲ صفحه منتشر شدهاست.
شرح پریشانی وحشی بافقی
شرح پریشانی ترکیب بندی از وحشی بافقی است. این ترکیب بند به دلیل داشتن آرایه های ادبی زیبا بسیار منحصر به فرد است:
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانی من گوش کنید
قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید
شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی؟
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟
نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت
سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت
این همه مشتری و گرمی بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت ...
در حال بارگذاری...











