این کتاب میگوید: چگونه بیدردسر به بهترین نتیجۀ ممکن برسیم
۱۴۰۰/۰۵/۱۷ | ۰۵:۳۲کد خبر: 14192

به گزارش آتیه آنلاین، کتاب آسودهگرایی با زیرعنوانِ چگونه بیدردسر به بهترین نتیجۀ ممکن برسیم نوشته گرِگ مککیون و ترجمه علی ابوالحسنی که به تازگی از سوی نشر مون به چاپ دوم رسیده، تاکیدی بر این مفهوم است که چگونه می توان تمام کارهای ضروری را به بی دردسرترین شکل ممکن انجام داد.
آسودهگرایی دیدگاهی متفاوت به شیوهی انجام کارهاست، هدف عقبنشینی از ایدئالها و انجام کار کمتر نیست، انجام دادن تمام کارهای ضروری به بیدردسرترین شکل ممکن است. با مطالعهی این کتاب، یاد میگیرید چگونه آسودهترین مسیر ممکن را برای رسیدن به اهداف خود انتخاب کنید.
زندگی فراز و فرود دارد. هر کاری انجام میدهیم، دارای ریتم است. گاهی باید تمام توان خود را صرف کنیم و گاهی به استراحت و بازیابی توانمان بپردازیم؛ اما امروزه بسیاری از ما همیشه داریم بیشتر و بیشتر تلاش میکنیم. هماهنگی و ریتمی وجود ندارد، هرچه هست تلاش پُرزحمت است.
ما در دورانی سرشار از فرصتها زندگی میکنیم؛ اما زندگی عصر مدرن مانند کوهنوردی در ارتفاعات بالاست. مغزمان درست کار نمیکند. زمین زیر پایمان است. هوا رقیق است و پیشرفتی حتی جزئی، بسیار خستهکننده به نظر میرسد. شاید دلیلش ترس بیپایان و عدم اطمینان نسبت به آینده باشد؛ شاید تنهایی و دورافتادگی؛ شاید نگرانیها و مشقتهای اقتصادی؛ شاید هم تمام مسئولیتها و تمام فشارهایی که بهصورت روزانه خفهمان میکنند. علت هرچه باشد، نتیجه این است که دو برابر کار میکنیم اما اندازه نصف نتیجه میگیریم.
زندگی سخت است، واقعاً سخت است، از هر منظری. در مسیری از پیچیده تا پرفشار، و از اندوهگین تا دشوار قرار دارد. ناامیدیها سختاند. پرداخت قبضها سخت است. روابط پیچیده، دشوار و سخت هستند. بچه بزرگ کردن سخت است. از دست دادن عزیز سخت است. دورههایی از زندگی هرکسی وجود دارد که هر روزش میتواند سخت باشد.
گرگ مک کیون در این کتاب معتقد است: اینکه وانمود کنیم یک کتاب توانایی از بین بردن این مشکلات را دارد، بیش از حد تخیلی است. من این کتاب را ننوشتم تا این مسئولیتها را کوچک جلوه دهم، بلکه نوشتم تا به شما کمک کنم بار مسئولیت را سبکتر کنید. شاید این کتاب نتواند تمام مسائل سخت را بهسادگی پذیرفتنی و قابل حل کند، اما باور دارم بسیاری از مشکلات را آسان میکند.
طبیعی است که در برابر چالشهای بزرگ و سنگین زندگی احساس خستگی و درهمشکستگی کنیم. به همین اندازه نیز طبیعی است که در برابر ناامیدیها و دلخوریهای روزانه، احساس کنیم خستهایم و غرق شده. برای همه اتفاق میافتد و این روزها که گویی برای افراد بیشتری و به دفعات بیشتری دارد اتفاق میافتد.
عجیب است که بعضی از ما در پاسخ به احساس خستگی و درهمشکستگی، سختتر و بیشتر کار میکنیم. متأسفانه در فرهنگ ما فرسودگیِ شغلی معیاری برای موفقیت و ارزش شخصی در نظر گرفته میشود. این باور حاوی این پیام ضمنی است که اگر همیشه خسته نیستیم، لابد به اندازه کافی کار نمیکنیم؛ چیزهای عالی مخصوص افرادی است که از جان مایه بگذارند و تقریباً زیرفشار از دست بروند. به طرز عجیبی در هم شکستن، خود تبدیل به هدف شده است.
اگر به جای آن، رویکرد برعکس داشته باشیم، چه؟ اگر به جای فشار تا حد از کار افتادن و گاه حتی بیشتر، بتوانیم راهی آسانتر پیدا کنیم، چه؟ و این سوالی است که کتاب آسودهگرایی با زیرعنوانِ چگونه بیدردسر به بهترین نتیجۀ ممکن برسیم دقیقا به دنبال پاسخ به آن است...
این کتاب در سه بخش: بخش اول؛ وضعیت بیدردسر، بخش دوم؛ عمل بی دردسر و بخش سوم: نتایج بی دردسر تدوین شده است و همانطور که در ابتدای مقدمه بیان می کند تلاش دارد تا بگوید لازم نیست همه چیز بیش از حد دشوار باشد.
در قسمتی از کتاب آسودهگرایی با عنوان «وضعیت بیدردسر» آمده است:
کتاب آسودهگرایی؛ چگونه بیدردسر به بهترین نتیجۀ ممکن برسیم در دومین چاپ خود در هزار نسخه و ۲۴۷ صفحه به تازگی از سوی انتشارات مون به چاپ رسیده است.
در حال بارگذاری...











