پایان ممنوعیتها؟
۱۴۰۰/۰۴/۰۹ | ۰۶:۰۴کد خبر: 10193

به گزارش آتیه آنلاین، اواخر سال گذشته بود که بهروز وثوقی در گفتوگویی با مجله چلچراغ گفت: «آرزویم این است که قبل از اینکه عمرم تمام شود، حالا نمیدانم چقدر دیگر مانده ولی این باقیمانده را در مملکتم باشم و مردم را لمس کنم و ببینمشان و با آنها صحبت کنم.»
در این میان مردم و سینماگران نیز همواره خواستار تسهیل شدن شرایط بازگشت هنرمندان ساکن در غربت به ایران بودند و این موضوع ادامه داشت تا اینکه سید ابراهیم رئیسی در یکی از مناظرههای انتخاباتیاش از دعوت و بازگشت ایرانیان خارج از کشور و اطمینان دادن به آنها برای سرمایهگذاری در وطن خبر داد و این گفته بسیار مورد توجه قرار گرفت. در همین راستا با پایان انتخابات خرداد ماه، بهرنگ علوی با انتشار پستی در اینستاگرام خود از ابراهیم رئیسی درخواست کرد که اجازه بازگشت بهروز وثوقی را صادر نماید. پست بهرنگ علوی اشاره به صحبت های آقای رئیسی قبل از برگزاری انتخابات داشت که گفته بود باید همه ایرانیان به کشور خود بازگردند چرا که هیچ نقطه عالم برای آنها بهتر از ایران نیست. بهرنگ علوی در پست خود نوشت: الوعده وفا! محبوب دل میلیونها ایرانی را برگردانید.
حالا به تازگی رئیس مرکز خدمات مشاوره ایرانیان خارج از کشور گفته است که با هماهنگی های انجام شده با مسئولان کشور همه هنرمندان، خوانندگان و ورزشکاران خارج از کشور از جمله «بهروز وثوقی» برای آمدن و ماندن در ایران هیچ مانعی ندارند و بستر بازگشت آنها مهیا شده است. سید مجید حلاج زاده در خصوص بلامانع بودن بازگشت هنرمندان شاخصی که مدتهاست آرزوی بازگشت به کشور را دارند ولی نگران برخوردهای قهری با خود هستند گفت این هنرمندان میتوانند به موطن خود بازگردند و از رافت اسلامی برخوردار شوند.
سیدمحمد بهشتی:از خیلی کارهایمان خودمان خندهمان میگرفت
با داغ شدن موضوع بازگشت هنرمندان دور از وطن، صحبتها و ادعاهای معماران سینمای بعد از انقلاب ایران درباره سینما و سینماگران شاخص پیش از انقلاب جنجالی شده است. سیدمحمد بهشتی، مدیر سابق بنیاد فارابی و جشنواره فجر ادعا کرده: محمدعلی فردین خودش تصمیم گرفته که به خاطر حفظ سینما کار نکند: «در آن زمان بعضیها جایگاه نمادین سینمای قبل انقلاب را داشتند؛ مثل مرحوم فردین. من مرحوم فردین را میشناختم؛ هممحلهای ما بود. بسیار آدم شریف، محترم، جوانمرد و عالی بود؛ اما متأسفانه شخصیت سینماییاش سینمای قبل انقلاب را تداعی میکرد. یک بار فردین آمد پیش من و برایش گفتم که با این شرایط ترجیح میدهی خودت حضور داشته باشی یا سینما حفظ بشود؟ گفت مسلما سینما از من مهمتر است و صبر میکنم. من هم به فردین گفتم این ممنوعالفعالیتی موقت است تا این نهال جان بگیرد. بعد از آن همه میتوانید حضور داشته باشید»! در مورد نصرت کریمی هم تصمیم شخصیاش بوده که سینما را کنار بگذارد: «با مرحوم نصرت کریمی هم همین جلسه را داشتیم که او از همه زبان تیزتری داشت اما در نهایت پذیرفت»! ایرج قادری هم ممنوعالفعالیت نبوده و دیدیم که بعدها شرایط کار کردن برایش فراهم شده است!
مشکل ناصر ملکمطیعی هم ممنوعالفعالیتی نبوده بلکه این بوده که کسی سراغش نمیرفته: «بعضی هم خب برای بازی سراغشان نرفتند. هنرپیشه مثل دختری است که خواستگاریاش میروند، خودش که نمیتواند ابتکار عمل داشته باشد. باید سراغ مرحوم ملکمطیعی میرفتند. اگر میرفتند ما هم خیلی ایراد نمیگرفتیم»!
معمار سینمای بعد از انقلاب همچنین گفته این کارها برای این انجام شده که برخی از مذهبیها قبل از انقلاب سینما را نجس میدانستند و برای تغییر این افکار این اقدامات به عمل آمدهاند: «قبل از انقلاب یک نهضتی بین نهادهای دینی بود که پول جمع کنند سالنهای سینما را بخرند و تبدیل به مسجد و حسینیه کنند؛ چون سینما امر نجسی محسوب میشد و بخش قابل توجهی از جامعه ایران سینما را حرام میشمرد و سینما رفتن به مثابه کاباره رفتن بود. ما چنین سینمایی را تحویل گرفتیم. بعد از انقلاب این نجاست پاک نشد تا سال ۶۲. در این سال هیچ کس دیگر صحبت از حرامبودن سینما نمیکند و حضور در پشت صحنه سینما امر مذمومی نیست. باید چنین فضای پاستوریزهای ایجاد میشد تا سینما رشد کند. در آن فضا کافی بود یک خطا بکنید».
بهشتی در جای دیگری از گفتوگویش نیز گفته که «ما مجبور بودیم سینما را در فضای گلخانهای اداره کنیم و از خیلی کارهایمان خودمان خندهمان میگرفت؛ اما چارهای نبود. از ملزومات این دوره این بود که هیچ چیزی نباید شرایط قبل را تداعی کند.»
انتشار این صحبتها جنجال و واکنشهای فراوانی را به دنبال داشت. از مردم و کاربران فضای مجازی تا بازیگران و سینماگران. عدهای نیز در این میان معتقدند که با وجود این شرایط بهروز وثوقی چرا باید به ایران بازگردد و به سرنوشت حبیب دچار میشود. تندترین واکنشها اما متعلق به فرزندِ ناصر ملکمطیعی درباره ممنوع الکاری پدرش بود.
انتقاد تند فرزند ناصر ملکمطیعی از محمد بهشتی
امیرعلی ملکمطیعی در یادداشتی نوشت: صحبتهایی از جناب آقای سید محمد بهشتی شنیدم که خواستم پاسخی کوتاه خدمت ایشان و همفکرانشان داده باشم...آنطور که در تاریخ هنری کشورمان ثبت و ضبط شده است، جناب آقای فخرالدین انوار (معاون سینمایی وزارت ارشاد در دهه شصت) و جناب آقای سید محمد بهشتی (مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی در دهه شصت) مسئول ممنوع الکاری بسیاری از بازیگران قبل از انقلاب بودند... آقای بهشتی بارها در مصاحبههایشان فرمودند و همچنان میفرمایند که: (نقل به مضمون) ما مجبور بودیم نمادهای سینمای قبل از انقلاب که مردم را به یاد گذشته میانداختند، موقتا ممنوع الکار کنیم! (البته بخوانید تا آخر عمر!) که مردم به یاد گذشته نیفتند!
حرف آقای بهشتی مثل این است که بگوییم: برویم تالار رودکی را خراب کنیم که مردم یاد گذشته نیفتند! یا ساختمان این بنای قدیمی را با پارچه و برزنت بپوشانیم که مردم یاد گذشته و برنامههایی که در این تالار هنری برگزار میشده، نیفتند! یا مثلا برویم تئاتر شهر را خراب کنیم، که برای مردم تداعی کننده گذشته نباشد! شما با این منطق، بسیاری از هنرمندان قبل از انقلاب را از فعالیت هنری ممنوع و محروم کردید... حالا پس از سالها تشریف میآورید جلوی دوربین، ضمن تعریف و تمجید از کارنامه کاری خودتان به آن هنرمندان محروم شده از کار و مرحوم شده از دنیا نیش و کنایه میزنید!؟ تمسخر میکنید که آنها خواستار و طرفدار نداشتند!؟ میفرمایید: هنرپیشه مثل دختر میمونه! باید برن خواستگاریش! ... مرحوم ملک مطیعی رو باید میرفتند سراغش! اگر میرفتند سراغش فکر نمیکنم مام مثلا خیلی ایرادی میگرفتیم!
جناب سید محمد بهشتی، بازیگری را ممنوع الچهره کردید، ممنوع الکار کردید، آخرین فیلمش را در اوج استقبال تماشاگران از روی پرده سینما پایین کشیدید، بهترین سالهای زندگیاش را از او گرفتید، چند دهه خانه نشیناش کردید، تا لحظه مرگ حسرت به دلش گذاشتید. حالا آمدید و مدعی هستید خواستار نداشت!؟ وقتی شما بازیگری را ممنوع الفعالیت کردید، چگونه کارگردانها و تهیه کنندهها خواستارش شوند؟
بدانید که ناصر ملک مطیعی همیشه خواستار داشت. حتی در دهه هشتم زندگیاش! دورانی که عصا بردست بود و به سختی راه میرفت! سال ۱۳۹۲ جناب آقای حمید نعمت الله برای بازی در فیلم «آرایش غلیظ» از ناصر ملک مطیعی دعوت کرد. پس از چند روز به ایشان اعلام شد که ملک مطیعی ممنوع الکار است! و شما نمیتوانید از ایشان در فیلمتان استفاده کنید! پس از این فیلم، جناب آقای حسن فتحی برای سریال «شهرزاد» دعوت کردند برای نقش «بزرگ آقا»... که آقای فتحی در مصاحبههایشان هم گفته اند: نقش بزرگ آقا برای ملک مطیعی بود ... که باز هم به ایشان اعلام شد ناصر ملک مطیعی ممنوع الکار است!
خواستم بدانید که پدر من. اسطوره تاریخ سینمای ایران بهروز وثوقی. سلطان قلبهای سینمای ایران محمد علی فردین و هنرمندان عزیز دیگری که ممنوع الکار شدند در سینمای بعد از انقلاب خواستار داشتند و دارند. اما شما نگذاشتید ...گلهای از حضرتعالی و دوست، همفکر و همکارتان جناب آقای انوار ندارم. چون پدرم گلهای نداشت. اما اشکهای پدرم را هیچوقت فراموش نخواهم کرد ...
در حال بارگذاری...











