امنیت انسانی از کجا آغاز میشود؟
امنیت انسانی مفهومی است که امنیت را از حفاظت از مرزها و دولتها به حفاظت از زندگی و کرامت انسانها گسترش میدهد. در این نگاه، انسان زمانی از امنیت برخوردار است که فقط از جنگ و خشونت در امان نباشد، بلکه از گرسنگی، فقر، بیماری، ناامنی شغلی، تبعیض، سرکوب، بلایای طبیعی و دیگر تهدیدهای جدی زندگی نیز تا حد قابل قبولی مصون باشد. به همین دلیل، امنیت انسانی با دو ایده اصلی «رهایی از ترس» و «رهایی از نیاز» شناخته شد و در رویکردهای جدیدتر، «زندگی با کرامت» نیز به آن افزوده شد.
امنیت انسانی چیست؟
امنیت انسانی به معنای فراهمکردن شرایطی است که در آن افراد و جوامع بتوانند بدون ترس از تهدیدهای جدی علیه جان و آزادی خود و بدون گرفتارشدن در محرومیتهای شدید، زندگی خود را پیش ببرند. برخلاف مفهوم سنتی امنیت که بیشتر بر دولت، مرزها و توان نظامی تمرکز دارد، امنیت انسانی از خود انسان شروع میکند. در این رویکرد، پرسش اصلی این نیست که «آیا کشور در برابر تهدید خارجی امن است؟»، بلکه این است که «آیا مردم میتوانند با امنیت، آزادی و کرامت زندگی کنند؟» برنامه توسعه سازمان ملل متحد در گزارش توسعه انسانی سال ۱۹۹۴ این تغییر نگاه را بهصورت جدی وارد ادبیات توسعه کرد و امنیت را بهجای سلاح و سرزمین، به زندگی انسانها پیوند زد.
ارکان اصلی امنیت انسانی
امنیت انسانی یک موضوع واحد نیست، بلکه مجموعهای از حوزههای بههمپیوسته را دربرمیگیرد. گزارش توسعه انسانی ۱۹۹۴ هفت حوزه اصلی را برای آن مطرح کرد: امنیت اقتصادی؛ برخورداری از درآمد و معیشت قابل اتکا و مصونبودن از فقر شدید و بیکاری ناخواسته، امنیت غذایی؛ دسترسی پایدار به غذای کافی و مناسب، امنیت سلامت؛ دسترسی به خدمات سلامت و محافظت در برابر بیماریها و تهدیدهای بهداشتی، امنیت محیطزیستی؛ مصونیت از تهدیدهای جدی ناشی از آلودگی، تخریب محیط زیست و بحرانهای طبیعی. امنیت شخصی؛ محافظت از انسان در برابر خشونت، جرم، جنگ، شکنجه و دیگر تهدیدهای مستقیم علیه جان و تمامیت جسمی.
امنیت اجتماعی و اجتماعی-فرهنگی؛ برخورداری از روابط و تعلق اجتماعی و مصونبودن از درگیریها و تبعیضهایی که گروههای اجتماعی را تهدید میکنند. امنیت سیاسی؛ برخورداری از حقوق و آزادیهای اساسی و مصونبودن از سرکوب و نقض حقوق انسانی.
این حوزهها از یکدیگر جدا نیستند. برای مثال، از دستدادن شغل میتواند امنیت اقتصادی را کاهش دهد، به فقر و ناامنی غذایی منجر شود و سلامت روانی فرد را نیز تحت تأثیر قرار دهد. همچنین یک جنگ میتواند همزمان امنیت شخصی، غذایی، اقتصادی و سلامت میلیونها نفر را تهدید کند.
رهایی از ترس و رهایی از نیاز
دو عبارت «رهایی از ترس» و «رهایی از نیاز» در شکلگیری مفهوم امنیت انسانی اهمیت ویژهای دارند.رهایی از ترس به معنای محافظت از انسان در برابر تهدیدهای مستقیم علیه جان و امنیت اوست؛ از جنگ و خشونت گرفته تا جرم، شکنجه، آزار و دیگر اشکال تهدید فیزیکی. رهایی از نیاز به شرایطی اشاره دارد که انسان برای تأمین نیازهای اساسی زندگی با محرومیت شدید مواجه نباشد؛ از جمله دسترسی به غذا، سلامت، مسکن، درآمد و فرصتهای اقتصادی. در رویکردهای جدیدتر سازمان ملل، این دو اصل در کنار «آزادی برای زندگی با کرامت» قرار گرفتهاند. بنابراین امنیت انسانی فقط زندهماندن یا در امانبودن از خشونت نیست؛ شرایطی را نیز دربرمیگیرد که فرد بتواند حقوق خود را اعمال کند، از فرصتهای زندگی استفاده کند و بدون تحقیر و تبعیض زندگی کند.
مفهوم امنیت انسانی چگونه شکل گرفت؟
مفهوم امنیت انسانی در فضای پس از جنگ سرد اهمیت بیشتری پیدا کرد. در دوران جنگ سرد، مفهوم امنیت عمدتاً با دولتها، مرزها، ارتشها و تهدیدهای نظامی تعریف میشد. اما پایان جنگ سرد فرصت بیشتری برای طرح این پرسش ایجاد کرد که امنیت مردم را چگونه باید سنجید. نقطه عطف این تحول، گزارش توسعه انسانی ۱۹۹۴ برنامه توسعه سازمان ملل متحد با عنوان «ابعاد جدید امنیت انسانی» بود. این گزارش امنیت را از دولت و سرزمین به انسان و زندگی روزمره او منتقل کرد و «رهایی از ترس» و «رهایی از نیاز» را در مرکز این رویکرد قرار داد.
در سالهای بعد، این مفهوم گستردهتر شد. در سال ۲۰۱۲، مجمع عمومی سازمان ملل در قطعنامه ۶۶/۲۹۰ بر رویکردی تأکید کرد که امنیت انسانی را با آزادی از ترس، آزادی از نیاز و زندگی با کرامت پیوند میدهد.
در دهههای اخیر نیز تهدیدهایی مانند تغییرات اقلیمی، همهگیریها، بحرانهای اقتصادی، مهاجرت اجباری، ناامنی غذایی و آسیبپذیریهای ناشی از فناوریهای جدید، دامنه بحث درباره امنیت انسانی را گستردهتر کردهاند.
امنیت انسانی و رفاه اجتماعی چه ارتباطی دارند؟
یکی از مولفههای مهم در تحقق حداکثری رفاه اجتماعی تحقق حداکثری امنیت انسانی است. رفاه اجتماعی بیشتر به شرایطی مربوط است که به افراد امکان میدهد زندگی سالم، باکیفیت و رضایتبخشی داشته باشند؛ از درآمد و سلامت و مسکن گرفته تا آموزش، روابط اجتماعی و اوقات فراغت. امنیت انسانی بر وجه دیگری تأکید میکند: مصونبودن انسان از تهدیدها و آسیبهایی که میتوانند زندگی، معیشت، سلامت، آزادی یا کرامت او را بهشدت مختل کنند.
به همین دلیل، نظامهای حمایت اجتماعی میتوانند یکی از ابزارهای تقویت امنیت انسانی باشند. بیمه بیکاری، خدمات درمانی، حمایت غذایی، مستمری سالمندی، حمایت از افراد دارای معلولیت و برنامههای کاهش فقر، نمونههایی هستند که با کاهش آسیبپذیری اقتصادی و اجتماعی، بخشی از امنیت انسانی را تقویت میکنند. امنیت انسانی همچنین با امنیت محلهای و فضای شهری امن تفاوت دارد. امنیت محلهای بیشتر به محیط زندگی و خطرهایی مانند جرم، خشونت، ناامنی خیابانها و فضاهای عمومی مربوط است؛ در حالی که امنیت انسانی مفهومی بسیار گستردهتر است و امنیت اقتصادی، غذایی، سلامت، محیطزیست، سیاسی و اجتماعی را نیز شامل میشود.
امنیت انسانی در جهان و ایران
امنیت انسانی را نمیتوان مانند شاخص توسعه انسانی با یک عدد واحد برای همه کشورها خلاصه کرد. وضعیت کشورها در هر یک از حوزههای امنیت انسانی متفاوت است و ممکن است یک کشور در زمینه سلامت و آموزش وضعیت مناسبی داشته باشد، اما در امنیت اقتصادی، محیطزیستی یا شخصی با مشکلات جدی روبهرو باشد. مثلاً میتوان از نروژ بهعنوان نمونهای از کشوری با شرایط نسبتاً مساعد برای امنیت انسانی نام برد. برخورداری از سطح بسیار بالای توسعه انسانی، نظام گسترده حمایت اجتماعی، دسترسی مناسب به خدمات سلامت و آموزش، درآمد و اشتغال نسبتاً باثبات و نهادهای عمومی کارآمد، به کاهش بسیاری از آسیبپذیریهای اقتصادی و اجتماعی کمک کرده است. نروژ در آخرین دادههای برنامه توسعه سازمان ملل متحد نیز در میان کشورهای دارای بالاترین سطح توسعه انسانی قرار دارد. البته حتی در چنین کشورهایی نیز امنیت انسانی کامل نیست و مسائلی مانند اضطراب درباره آینده، تغییرات اقلیمی و ناامنیهای اقتصادی میتوانند احساس امنیت مردم را تحت تأثیر قرار دهند.
در کشورهای درگیر جنگ، مانند سودان و یمن، تهدیدهای مستقیم علیه جان مردم، جابهجایی اجباری، اختلال در خدمات درمانی و ناامنی غذایی از مهمترین نمونههای ناامنی انسانی هستند. در مقابل، حتی در کشورهای ثروتمند نیز امنیت انسانی کاملاً تضمینشده نیست. برنامه توسعه سازمان ملل متحد در گزارش ویژه امنیت انسانی در سال ۲۰۲۲ نشان داد که احساس ناامنی و اضطراب درباره آینده فقط به کشورهای فقیر یا درگیر جنگ محدود نیست و در کشورهای ثروتمند نیز افزایش یافته است.
در ایران نیز وضعیت امنیت انسانی را نمیتوان با یک ارزیابی کلی توضیح داد. کشور در چند دهه گذشته در زمینههایی مانند گسترش آموزش، خدمات سلامت و زیرساختهای عمومی پیشرفتهایی داشته است و شاخص توسعه انسانی ایران در سال ۲۰۲۳ به ۰٫۷۹۹ رسیده است؛ اما این شاخص بهتنهایی امنیت انسانی را نشان نمیدهد.
در مقابل، ناامنی اقتصادی، آسیبپذیری معیشت خانوارها، فشار بر منابع آب و محیط زیست و تهدیدهای ناشی از بحرانها و درگیریهای منطقهای میتوانند امنیت انسانی را تحت تأثیر قرار دهند. برنامه توسعه سازمان ملل متحد در ارزیابی مارس ۲۰۲۶ درباره پیامدهای تشدید درگیریهای نظامی در منطقه نیز از افزایش فشار بر معیشت، خدمات اساسی و چشمانداز توسعه انسانی در ایران خبر داده است. بنابراین، وضعیت امنیت انسانی در ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای دیگر ترکیبی از دستاوردها و آسیبپذیریهاست. برای شناخت آن باید همزمان به امنیت اقتصادی و غذایی، سلامت، محیط زیست، امنیت شخصی، حقوق و آزادیها و توانایی مردم برای حفظ یک زندگی باثبات توجه کرد.
امنیت انسانی؛ امنیت زندگی روزمره
امنیت انسانی نگاه ما به مفهوم امنیت را تغییر میدهد. امنیت فقط به معنای نبود جنگ یا حفاظت از مرزهای یک کشور نیست؛ انسان زمانی از امنیت برخوردار است که بتواند بدون ترس از خشونت و سرکوب و بدون گرفتارشدن در محرومیتهای شدید، زندگی و آینده خود را بسازد.
از همین رو، رهایی از ترس و رهایی از نیاز دو پایه مهم این مفهوماند و در رویکردهای جدید، زندگی با کرامت نیز در کنار آنها قرار گرفته است. امنیت انسانی در نهایت به این پرسش میپردازد که آیا انسانها در زندگی واقعی خود، از امنیت لازم برای حفظ جان، معیشت، سلامت، آزادی و کرامت برخوردارند یا نه.











