به گزارش آتیهآنلاین، وزارت آموزش و پرورش با تکیه بر برنامه «انسداد مبادی بیسوادی»، طرح «حامی» و طرح ملی آموزش سواد سلامت، تلاش کرده است رویکردی ترکیبی از پیشگیری، مداخله و توانمندسازی را در پیش گیرد. این رویکرد نشان میدهد که سیاستگذاری جدید صرفاً بر شناسایی کودکان خارج از مدرسه متمرکز نیست، بلکه بر جلوگیری از ترک تحصیل و ارتقای کیفیت آموزش در دوره ابتدایی نیز تأکید دارد.
بر اساس اظهارات رضوان حکیمزاده، سامانه جدید انسداد مبادی بیسوادی بهعنوان یک «تقسیم کار ملی» طراحی شده است؛ مدلی که در آن علاوه بر آموزش و پرورش، سایر دستگاهها نیز در شناسایی، جذب و نگهداشت کودکان بازمانده از تحصیل مشارکت دارند. کارشناسان آموزش معتقدند یکی از چالشهای جدی در سالهای گذشته، نبود پایگاه داده یکپارچه برای رصد وضعیت تحصیلی کودکان بوده است؛ مسئلهای که موجب میشد برخی دانشآموزان به دلایل اقتصادی، مهاجرتهای فصلی، کار کودک یا آسیبهای اجتماعی از چرخه آموزش خارج شوند، بدون آنکه سازوکار مؤثری برای پیگیری وضعیت آنان وجود داشته باشد.
طبق گزارشهای رسمی سالهای اخیر، بیشترین نرخ بازماندگی از تحصیل در مناطق حاشیهای کلانشهرها و برخی استانهای کمبرخوردار مشاهده شده است. فقر اقتصادی، اشتغال زودهنگام کودکان، ازدواج زودهنگام دختران در برخی مناطق و همچنین پیامدهای آموزشی دوران کرونا از جمله عوامل مؤثر بر این روند بودهاند. هرچند کاهش تعداد بازماندگان به حدود ۱۵۰ هزار نفر نشانهای مثبت تلقی میشود، اما همچنان این عدد بیانگر آن است که هزاران کودک در سن آموزش ابتدایی خارج از مدرسه قرار دارند.
طرح حامی چیست؟
در این میان، طرح «حامی» بهعنوان بازوی پیشگیرانه این سیاستها معرفی شده است. این طرح با تمرکز بر دانشآموزان در معرض خطر ترک تحصیل، تلاش میکند پیش از خروج آنان از مدرسه، با ارائه حمایتهای آموزشی و انگیزشی مداخله کند. گزارشهای استانی حاکی از آن است که اجرای این برنامه در سال گذشته به کاهش نرخ تکرار پایه منجر شده؛ موضوعی که از منظر اقتصادی و روانی برای خانوادهها و دانشآموزان اهمیت بالایی دارد. تحقیقات جهانی نیز نشان میدهد دانشآموزانی که یک پایه تحصیلی را تکرار میکنند، در معرض خطر بیشتری برای ترک تحصیل در سالهای بعد قرار دارند.
همزمان، اجرای طرح ملی آموزش سواد سلامت برای آموزگاران پایه، بُعد دیگری از سیاستهای جدید را نمایان میکند؛ رویکردی که سلامت جسمی و روانی دانشآموزان را بهعنوان پیششرط یادگیری مؤثر در نظر میگیرد. تجربه نظامهای آموزشی موفق نشان میدهد سرمایهگذاری بر مهارتهای زندگی، تغذیه سالم، تحرک بدنی و بهداشت روان در دوره ابتدایی میتواند در بلندمدت به کاهش آسیبهای اجتماعی و حتی بهبود عملکرد تحصیلی منجر شود.
با این حال، برخی صاحبنظران تأکید میکنند که موفقیت پایدار این برنامهها منوط به تأمین منابع مالی کافی، آموزش مستمر معلمان، همکاری نهادهای حمایتی و کاهش فشارهای اقتصادی بر خانوادههاست. اگرچه بازگشت ۳۰ هزار دانشآموز به مدرسه دستاورد مهمی به شمار میآید، اما تثبیت حضور آنان در کلاس درس و ارتقای کیفیت آموزش، چالش اصلی پیش روست.
در نهایت، آنچه از مجموع این تحولات برمیآید، تغییر رویکرد از اقدامات مقطعی به برنامهریزی ساختاری برای مقابله با بیسوادی است. استمرار این روند و تقویت همکاری بینبخشی میتواند چشمانداز دستیابی به پوشش کامل آموزش ابتدایی را واقعبینانهتر کند؛ هدفی که تحقق آن نهتنها یک ضرورت آموزشی، بلکه سرمایهگذاری راهبردی برای توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور محسوب میشود.